printlogo


تبعید عروسک های نمایشی به انبار
محمد بهبودی نیا


 تصور کنید یک عمر دور دنیا را بگردید؛ روی صحنه‌های بیش از ۳۰ کشور اجرای نمایش داشته باشید، برای هزاران کودک قصه بگویید و فرهنگ ایران را با زبان عروسک‌ها روایت کنید، اما وقتی به شهر خودتان برمی گردید، سهم تان نه یک سالن نمایش باشد و نه یک موزه، بلکه سهم تان گوشه‌ باشد تا زمان دعوت به یک اجرای خارجی دیگر. این، سرنوشت امروز عروسک‌های «عروسک‌خانه» مشهد است؛ مجموعه‌ای که با مدیریت محمد برومند، یکی از باسابقه‌ترین فعالان تئاتر عروسکی کشور، شکل گرفت و حالا چند هفته ای است به دلیل مشکلات مالی و نبود حمایت، تعطیل شده است. برای با خبر شدن از وضعیت عروسک های این عروسک خانه که برخی از آن ها حالا در برخی کشورهای اروپایی شناخته شده هستند به سراغ محمد  برومند رفتیم. این نویسنده و کارگردان  در این گفت‌وگو از سه دهه بی‌توجهی به تئاتر خصوصی، وعده‌های عملی‌نشده، تبعیض در حمایت‌ها و مدیرانی سخن می‌گوید که به اعتقاد او، هیچ‌گاه تئاتر برایشان اولویت نبوده است.

جناب برومند ابتدا برایمان بگویید چه شد که فعالیت شما از نویسندگی و بازیگری تئاتر به نمایش‌های عروسکی و در نهایت راه‌اندازی «عروسک‌خانه» مشهد رسید؟
بنده به همراه تعدادی از دوستانم گروه تئاتر سیمرغ را سال ۱۳۷۴ راه‌اندازی کردیم و نخستین نمایشی که روی صحنه بردیم، یک نمایش عروسکی بود. آن زمان مشهد سالن تخصصی تئاتر نداشت و ناچار بودیم در سالن هلال احمر یا برخی سینماها اجرا کنیم. خیلی زود به این نتیجه رسیدیم که اگر قرار است برای کودک و نوجوان به‌صورت حرفه‌ای فعالیت کنیم، به یک مرکز دائمی نیاز داریم. به همین دلیل سال ۱۳۷۸ فضایی را در پارک ملت از شهرداری اجاره کردیم و آن را به «خانه نمایش» تبدیل کردیم. آن جا تصمیم گرفتیم برخلاف روال آن سال‌ها، هر روز اجرای تئاتر داشته باشیم؛ حتی روزهایی که فقط یک تماشاگر در سالن حضور داشت، در ادامه، با حضور در بیش از ۳۰ کشور جهان در قالب گروه تئاتر و نمایش های عروسکی این ایده در ذهن ما شکل گرفت که مشهد به یک مرکز دائمی برای نمایش عروسکی نیاز دارد؛ جایی که هم موزه عروسک باشد، هم محل اجرای نمایش و هم پاتوق هنرمندان این حوزه. حاصل این نگاه، راه‌اندازی «عروسک‌خانه» بود؛ مجموعه‌ای که بیش از ۲۰۰ عروسک از فرهنگ های مختلف را در خود جای داده بود، اما امروز دیگر فعالیتی ندارد.
چرا عروسک‌خانه تعطیل شد؟
 واقعیت این است که عروسک‌خانه به دلیل نبود حمایت و شرایط سخت اقتصادی دوام نیاورد. سال ۱۴۰۴ از بدترین سال‌های فعالیت فرهنگی ما بود؛ از رکود اقتصادی گرفته تا جنگ و کاهش مخاطب. هزینه‌های نگهداری مجموعه، دستمزد هنرمندان و اجاره فضا دیگر قابل تأمین نبود و در نهایت مجبور شدیم مجموعه را تعطیل کنیم. امروز عروسک‌هایی که سال‌ها در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی، فرهنگ ایران را معرفی کرده‌اند، در انبار نگهداری می‌شوند.
پس از تعطیلی عروسک‌خانه، آیا هیچ مسئولی علت این اتفاق را پیگیری کرد؟
بدون تعارف بگویم، مسئولان ما اصلاً تئاتر جزو اولویت هایشان نیست، در این مدت حتی یک مسئول فرهنگی از استان و یا کشور به من زنگ نزده که بپرسد چرا این جا را جمع کردی؟ ما قبل از تعطیلی بارها نامه نوشتیم، پیام دادیم و درخواست کمک کردیم، حتی جلسه‌ای با حضور روابط عمومی استانداری خراسان رضوی  و انجمن‌های مختلف تئاتر برگزار شد و طرح جامعی برای حمایت از هنرمندان تئاتر استان تهیه کردیم، اما همه چیز در حد حرف باقی ماند. قرار بود جلسه‌ای با استاندار برگزار شود، اما هیچ‌وقت عملی نشد.
​​​​​​​
پیش از این اتفاق شما بارها از میراث فرهنگی درخواست همکاری کرده بودید. نتیجه چه شد؟
بله بارها به سازمان میراث فرهنگی مراجعه کردیم، نامه نوشتیم و پیگیری کردیم که یک مکان در اختیار ما بگذارند تا این عروسک‌ها از بین نروند. این در حالی است که در بیرجند خراسان جنوبی ، میراث فرهنگی یک ساختمان قدیمی را در اختیار هنرمندان گذاشته و امروز موزه عروسک دارند، اما در مشهد هیچ وقت چنین اتفاقی نیفتاد.
گفتن بعضی چیزها خنده دار است .در یکی از موارد  به آن‌ها پیشنهاد دادم که موزه عروسکی را در یکی از مکان های فرهنگی شهر برپا کنند، در پاسخ  گفتند «چقدر به ما اجاره بدهی؟» حتی می‌خواستند از من پول بگیرند که آن فضا را در اختیارم بگذارند. این فاجعه است. به جای این که کمک کنند، عملاً جلوی حرکت ما را گرفتند.
سال‌ها پیش در یکی از بناهای تاریخی منطقه طرق همین مسئولان موزه سینما و تئاتر را افتتاح کردند؛ اما تا امروز حتی یک روزهم آن موزه فعالیت نداشته است. حتی یک شیء مرتبط با سینما و تئاتر داخل آن قرار نگرفت. هیچ‌کس هم نرفت بپرسد این همه هزینه برای چه بود.
طبق شنیده های ما حتی در اعزام تیم شما به جشنواره های خارجی هم هیچ حمایتی وجود ندارد
کاملا درست است، این در حالی است که بروید آمارش را دربیاورید، ببینید چه پسرخاله، دخترخاله، قوم‌وخویش و رفیق‌هایی از سمت برخی مسئولان به اسم شرکت کننده به این جشنواره ها رفتند. من خودم در بعضی جشنواره‌ها می‌دیدم که مثلاً بچه آقای فلانی هم همراه یک گروه آمده و بعدها می‌فهمیدم به این دلیل بوده که از آن گروه حمایت شده است. این‌ها درد است.مشکل فقط کمبود بودجه نیست، بلکه نحوه توزیع حمایت‌ها نیز باید شفاف باشد تا گروه‌های مستقل احساس تبعیض نکنند.
با وجود همه این مشکلات، هنوز هم اگر از سوی برخی جشنواره‌های خارجی دعوت ‌شوید به این جشنواره ها می روید؟
بله. همین حالا از یک جشنواره در نپال دعوت شده‌ایم، اما هنوز نمی‌دانیم می‌توانیم برویم یا نه، به خاطر شرایط جنگی کشور و هزینه‌های سنگین سفر، باید از یک کشور دیگر پرواز کنیم و هزینه ها سرسام آور است . دیشب، به دبیر جشنواره ایمیل زدم  که دوست داریم بیاییم، اما واقعاً نمی‌دانیم از پس هزینه‌ها برمی‌آییم یا نه.
تلخ‌ترین بخش ماجرا، نه تعطیلی یک مجموعه، بلکه سرنوشت عروسک‌هایی است که سال‌ها سفیر فرهنگ ایران در جهان بوده‌اند و امروز در انباری در مشهد ، دور از چشم مخاطبان، خاک می‌خورند.