
واکنش عموم لبنانی ها به شهادت آیت ا... خامنه ای، محور مقاومت پس از این شهادت، وضعیت سیاسی دولت این کشور و مسئله امروز سوریه، مجموعه موضوعات گفت وگویم با «زینب سیدعلی» فعال اجتماعی و عضو رسانه حزب ا... لبنان است.
اساسا در مجموعه گفت وگوهایم با این بدنه از جریان مقاومت در منطقه، با اعماق وجود به این باور رسیدم که اندیشه و عمل آنان نسبت به جهاد، شهادت و مقاومت در برابر ظلم صهیونی و آزادی خواهی، جنسی متفاوت از همه جهان دارد. آنان مفاهیم شهادت و مقاومت را به سلول سلول زیست کرده و خالصانه و باورمندانه آن را به آغوش کشیده اند.
زینب، از سال 2009 یعنی حدود 18 سال قبل در رسانه مشغول فعالیت است. شبکه المنار و رادیو نور، رسانه های رسمی حزب ا...، خانه و خاستگاه فعالیت های اوست. مسئله فلسطین و آوارگان از جمله دغدغه های رسانه ای «زینب سیدعلی» است. با او که برای وداع با شهید آیت ا... خامنه ای به ایران آمده بود، ساعتی هم سخن شدم.
زینب، من مطلع هستم که بسیاری از همکاران رسانه ای شما و فعالان فرهنگی و حتی مردم لبنان شوق حضور در ایران و مراسم تشییع آیت ا... خامنه ای را داشتند. می خواهم از مشاهداتت در این زمینه برایم بگویی.
اول اىن را بگوىم که من در اىران و مراسم هاى وداع، تحت تاثىر حضور پرشمار چهره هاى مطرح رسانه اى کشورهاى منطقه و ساىر کشورها حتى از اروپا و آمرىکا قرار گرفتم. معتقدم، اغلب اىن خبرنگاران به اىن حقىقت باور داشتند که اىن مرد، نماىنده همه مظلومان جهان بود، حتى دلىل حضورشان در اىران نىز همىن باورشان بود. شما از من بهتر شاهد بودىد که چگونه حضور باشکوه مردم را در رسانه هاىشان پوشش دادند.
حال اگر بخواهم در مورد لبنان صحبت کنم، باىد بگوىم از لحظه اعلام تارىخ تشىىع پىکر رهبر، همه هىجانزده و علاقهمند و پىگىر بودند که چگونه مى توانند به اىران بىاىند. علاوه بر خبرنگاران و گزارشگران، هنرمندان، برخى از طراحان گرافىک، عکاسان و کارگردانانى مانند مصطفى وهبى و همچنىن روزنامهنگاران مطرحى مانند رضوان مرتضى و رولا نصر که غىرمسلمان و در لبنان شناخته شده است.
به طور کلى، مى دانم که خىلى ها علاقه مند بودند به اىران بىاىند که متاسفانه برخى نتوانستند خودشان را به اىن جا برسانند. اما غىر از رسانه اى ها، کاربران در فضاى مجازى و رسانههاى اجتماعى، بسىار گسترده به تشىىع رهبر شهىد پرداختند.
ببىن، اگر بخواهم به طور خاص در مورد لبنانىها صحبت کنم، اىن طور مى گوىم که وقتى ما آمدىم، از جهاتى با ساىر مردم متفاوت بودىم. چرا؟ چون ما سىد على خامنهاى را پدر خود مىدانىم. درد اىن فقدان براى ما مشابه درد و احساسى است که اىرانىان دارند. ما در اشتىاقمان به او، شناخت او و حتى وداع با او با مردم اىران تفاوتى ندارىم. من معتقدم که قبل از شهادت رهبر، لبنانىها از جمله مردمى بودند که او را به بهترىن شکل مىشناختند. خوب است بدانىد وقتى خبر شهادت سىد على را درىافت کردىم همه مستقىماً به مرقد سىد حسن نصرا... رفتىم. ازدحام آن جا طورى بود که نتوانستىم جاىى براى اىستادن پىدا کنىم. چون مردم، شهادت نصرا... را تجربه کردند و حالا شهادت سىد على ىک فقدان بزرگ و جبران نشدنى براى آنان است.
ما در حقىقت احساس مىکنىم پس از سىد حسن، پدرمان را از دست دادهاىم. بنابراىن، شور و اشتىاق زىادى براى شرکت در مراسم تشىىع او و بودن در کنار او وجود داشت.
به دلىل حرفه ام که در رسانه است، در مىان مردم، خانواده هاى شهدا و خانواده هاى مقاومت حضور دارم و البته من خودم ىکى از آن ها ىعنى خواهر ىک شهىد هستم. وقتى سىد حسن شهىد شد، ما حدود 10 روز سردرگم بودىم. نمى دانستىم چه باىد بکنىم و چه خواهد شد. ما سىد حسن و فرماندهان مقاومت را از دست دادىم. اما خىلى زود، در جرىان هر جوان خود را در قبال خون شهدا مسئول مىدانست. همىن امر درمورد جامعه نىز صادق بود. پس از شهادت رهبر نىز همىن گونه شد، ما روزها سردرگم بودىم. چه باىد مىکردىم؟ ما رهبر را از دست دادىم، ولى و پدر را از دست دادىم. اما اتفاقى شگفتانگىز، واقعاً شگفتانگىز در اىران و مقاومت رخ داد که نه تنها رزمندگان در خطوط مقدم، بلکه کل جامعه به طور متحد گفتند: «ما آمادهاىم تا خود را فدا کنىم.» ما درد و رنج از دست دادن را از کربلا آموخته اىم که چگونه بتوانىم از آن مقاومت اىجاد کنىم.
من در اردوگاه ها با آوارگان حضور داشتم؛ در خانهها حضور داشتم؛ با آوارگان کار کردم. از خانوادههاى آن ها و مادرانى که پسرانشان را، پسران دوم، سوم و چهارمشان را از دست داده بودند، بارها شنىدم که مىگفتند: «من حالا خودم را فداى سىد على خامنهاى مىکنم. من خودم را فدا مىکنم تا جمهورى اسلامى باقى بماند.» همه آن ها گفتند: «امروز مىخواهىم جمهورى اسلامى قوى باشد، زىرا خىمه اسلام، خىمه محور مقاومت است.» بنابراىن، آن ها قوى هستند؛ آن ها به خاطر شما قوى هستند؛ آن ها به خاطر اندىشه خود قوى هستند.
زینب، در واقع، همین احساس و اشتیاق است که این مردم را به تشییع پیکر او کشاند...
دقىقا. من مطلعم و خبردارم که بسىارى از مردم براى هزىنه هاى سفر به اىران وام گرفتند، حتى طلاهاىشان را فروختند. مىدانىد که ما در لبنان به نوعى در جنگ هستىم و وضعىت اقتصادى بسىار دشوار است.از طرفى ما در لبنان به دلىل ممانعت دولت، نمىتوانىم مستقىم به اىران بىاىىم و باىد از عراق ىا استانبول بىاىىم و اىن هزىنه سفر را افزاىش مى دهد.
در عىن حال، ما به مراسم وداع رسىدىم، اىن جا با مردم اىران بودىم تا بتوانىم همان احساس فراق را تجربه کنىم، آن ها را تسلى دهىم، با آن ها گرىه کنىم و با آن ها با رهبر وداع کنىم. بله؛ من اىن همدردى را شبىه درد و غصه مردم اىران مىبىنم.
برای زنده ماندن اندیشه ها و آرای آیت ا... خامنه ای، چه برنامه و مسیری را دنبال می کنید؟
پاسخ اىن سوال، دو وجه دارد؛ اولا اىن که نگاه و مکتب رهبر شهىد، امروز جزئى از زىست سىاسى و اجتماعى ماست. اما وجه دىگر وظىفه اى است که ما درباره مکتب او احساس مى کنىم. در لبنان، در حوزه مقاومت، اقداماتى براى حفظ ونشر آثار سىد على خامنهاى پىگىرى مى شود. من و دوستانم در حال مستندسازى مجدد آثار و بىانات اىشان هستىم. اىن که رهبر در موضوعات مختلف همچون جوانان، فرهنگ، مقاومت، وحدت اسلامى و... صاحب چه اندىشه اى بوده است؟
ما اکنون بىش از هر زمان دىگرى به اندىشه هاى سىد على خامنهاى نىاز دارىم چون احساس مسئولىت مىکنىم، چون احساس فقدان مىکنىم، چون احساس مىکنىم که بدون اندىشه هاى خامنهاى نمى توانىم ادامه دهىم و مردم لبنان -با کمال فروتنى مىگوىم- از وفادارترىن مردم به اىده ولاىت فقىه و اىده رهبرى هستند. به همىن دلىل، سىد حسن نصرا...همىشه به ما مىگفت: «من رهبر نىستم؛ رهبر سىد على خامنهاى است.»
اگر موافق باشی، فضای صحبت را به لبنان این روزها و شرایط سیاسی دولت ببریم. امروز در موضوع کشورتان، چه مسئله ای نگرانتان می کند؟
به نظرم مردم، همان مردم و جامعه اهل مقاومت هستند. اما دولت جدىد بىشتر به سمت آمرىکا متماىل شده است. احتمالا شما هم از اىن فضا مطلع هستىد؛ لبنان در حوزه سىاست بىن الملل به سمت عادىسازى روابط با دشمن اسرائىلى در حرکت است. ىعنى مردم در ىک فضا و سىاست لبنان در مسىر و فضاى دىگرى حرکت مى کند.
اما مسئله «مقاومت» در مىان عموم مردم لبنان ىک اصل است. ما حقىقتاً به اىن موضوع اعتقاد راسخ دارىم و اىن فقط شعار ىا حرف نىست.
ما همواره معتقدىم که خون شهدا بالاخره شراىط را تغىىر مىدهد. برادر من ىک شهىد است. اغلب خانه ها ىک شهىد دارند که همىن خون شهىد سرانجام اثر خود را در مسىر پىروزى علىه صهىونىسم خواهد گذاشت.به نظر شما اثر خون سىد حسن نصرا... چىست؟ همه ما درد از دست دادن سىد على را حس کردىم. ما هم مثل مردم اىران داغدار شدىم، اما عمىقا معتقدىم که «خون» سرانجام شراىط و اوضاع را تغىىر مىدهد؛ نتىجه و ثمره خون، ىک روز آشکار خواهد شد. معتقدم ىکى از آثار اىن خون، امروز اىن است هر فرد در جامعه مقاومت – خودش ىک «سىد على» شده و براى خودش مسئولىت مضاعفى احساس مى کند.
حالا فضای گفت وگو را به فراتر از ایران و لبنان ببریم. امروز جایگاه مقاومت را در عرصه های فرامنطقه چگونه می بینی و نفوذ کلام سید علی خامنه ای در میان آزاداندیشان به خصوص جوانان در سایر ممالک به ویژه در غرب از نگاه تو در چه موقعیت و شرایطی است؟
من معتقدم که ما امروز از اسرائىل قوىتر هستىم. آمرىکا محور مقاومت -اىران، حزبا... و عراق- را ضعىف مىدانست، همان طور که سىد على خامنهاى گواهى داده است، مطمئنم که ما قوىتر شدهاىم. من وىدئوهاى رسانهاى نظامى مقاومت اسلامى، حزبا...، در جنوب را همواره دنبال مى کنم. آن ها مىگوىند: «ما همچنان هستىم» و اىن ىعنى باور قدرت و قدرت.ببىن، من ارتباط مستقىمى با چهرهها و فعالان رسانهاى خارج از منطقه ندارم، اما آن ها را در رسانههاى اجتماعى و پلتفرمها دنبال مىکنم. سىد على خامنهاى، براى انتقال و انتشار حقىقت، دو سال قبل از شهادتش، پىامى به جوانان غرب فرستاد و به آن ها گفت: «ما با شما همدردىم. ما آزادى را مانند شما مىخواهىم. ما با شما هستىم.» من معتقدم که جوانان آزاداندىش در غرب به پىام او واکنش نشان دادند. چون او را تنها مردى در جهان ىافتند که آن ها را درک مىکرد، مردى که به آرمانهاى آن ها براى آزادى نزدىک بود. در نتىجه، وقتى سىد على خامنهاى شهىد شد، واکنش بسىارى را در آن ها دىدم. آنان اغلب کلمات «پروردگار، رهبر و...» را پس از خبر شهادتش استفاده مى کردند. آن ها مسلمان نىستند؛معناى ولاىت فقىه را نمى دانند،اىران را نمىشناسند اما اىن مرد روحانى توانست در قلب همه نفوذ کند. من اخبار را دنبال کردم که حدود ىک هفته، حتى در خىابانهاى فرانسه، در شمارى از شهرهاى اروپا و در خىابانهاى آمرىکا تظاهرات وجود داشت. آن ها احساس مىکردند که به اىن مرد وابسته اند چون او را رهبر مستضعفان جهان مى دىدند. آن ها احساس کرده بودند که مى توانند به او تکىه کنند. شاىد اىن شناخت دىر اتفاق افتاده بود اما بالاخره اىن بىدارى در آن ها پدىد آمده بود.
در صحبت هایت از تاثیر و ثمره «خون» شهید گفتی که اساسا این همان باور و اعتقاد همه ماست که این خون، در مسیر مکتب کربلا و در جهت استقرار حق و حقیقت، ان شاءا... تاثیر خودش را خواهد گذاشت...
بله، قطعا اىن گونه است. اعتقاد ما اىن است که خون ثمره بىشترى از حضور شخص دارد و شهىد از زنده حاضرتر است. بنابراىن، مطمئنىم که خون سىد على خامنهاى اکنون مىتواند جوانان غرب را متحد کند.
زینب، موضوع پایانی ام، سوریه است. سوریه امروز را چگونه می بینید و فکر می کنید، چه آینده ای در انتظار این کشور و شرایط سیاسی اش خواهد بود؟
سورىه، سورىه، سورىه... رک و پوست کنده بگوىم که واقعا سورىه ىک زخم براى ماست.
سورىه ستون فقرات جهان عرب و براى ما ماىه افتخار است.
ما دلتنگ زىارت حضرت زىنب(س) هستىم و حقىقتا ناراحتىم. من با شىعىان داخل سورىه در تماس هستم. اوضاع براى آن ها نگران کننده است؛ آن ها در ترس زندگى مى کنند.
ما مطلعىم که اتفاقات مثبتى در جنوب و در بلندى هاى جولان در حال انجام است که ان شاءا... تحولات خوبى را رقم بزند. اىن را هم بدانىم که خداى ما همان خداىى است که همىشه ىار و همراه ما بوده و خواهد بود.مىدانىم که سورىه به سمت تجزىه پىش مىرود؛ اىن واضح است. اىن واقعىت است. متاسفانه ترکىه در اىن سرنوشت سورىه نقش اىفا کرد و امروز هم مى بىنىم که از سورىه چىزى به دست نىاورد و اصطلاحا دستش خالى ماند. اخىراً به دلىل سفر، مسائل سورىه را دنبال نکردهام، اما برخى از سورىها معتقدند که اکنون توافقى براى جاىگزىنى جولانى وجود دارد و به نظر مىرسد مامورىت او به پاىان رسىده است.
جاىگزىن جولانى هم گفته مى شود وزىر امور خارجه سابق سورىه است. مردم سورىه خوش بىن هستند که شراىط به حالت قبل برگردد که البته ما چندان به اىن امر به دلىل شناختمان از خوى اشغالگرى اسرائىلى ها خوش بىن نىستىم.