printlogo


شکست قمار نفتی ترامپ در هرمز

همزمان با صعودی شدن مجدد قیمت نفت طی روزهای گذشته پس از بازگشت درگیری‌ها به خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز به روی نفتکش‌ها، آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) روز گذشته در بیانیه‌ای نسبت به احتمال بالای کمبود در بازار طی ماه‌های آینده هشدار داد.
فاتح بیرول مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی از وضعیت کنونی به عنوان «بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» یاد کرد و هشدار داد که جهان باید نگران امنیت انرژی باشد. این نگرانی در بطن خود از یک تحول عمیق‌تر در معادلات بازار انرژی خبر می‌دهد؛ تحولی که نشان می‌دهد معامله‌گران دیگر تنها به اخبار جنگ یا تحرکات نظامی واکنش نشان نمی‌دهند، بلکه بیش از هر چیز به این سؤال پاسخ می‌دهند که چه کسی در عمل کنترل جریان انرژی را در اختیار دارد. دونالد ترامپ در هفته‌های گذشته تلاش کرد با این پیام که آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد گرفت و اجازه اختلال در صادرات نفت را نخواهد داد، بازارهای جهانی را آرام کند. هدف این بود که با نمایش برتری دریایی آمریکا، نگرانی‌ها درباره امنیت عرضه کاهش یافته و قیمت نفت مهار شود. اما روند بازار خلاف این ادعا را نشان داد به صورتی که طی یک هفته قیمت نفت به 85 دلار رسید و انتظار می‌رود به سرعت به سطح قبل از آتش بس بازگردد. نه تنها قیمت‌ها آرام نگرفت، بلکه هشدار آژانس بین‌المللی انرژی، افزایش ریسک رسیدن نفت WTI به سطوح ۱۳۰ دلار و نگرانی روزافزون فعالان بازار نشان می‌دهد که معامله‌گران دیگر به وعده‌های واشنگتن اتکا نمی‌کنند، بلکه تحولات واقعی در تنگه هرمز را مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌دهند. این وضعیت بیانگر آن است که دولت ترامپ در تحقق دو هدف راهبردی ناکام مانده است؛ نخست، ناتوانی در سلب مدیریت تنگه هرمز از ایران و دوم، شکست در متقاعد کردن بازارهای جهانی مبنی بر این که آمریکا قادر است به تنهایی امنیت عرضه انرژی را تضمین کند.
شکست راهبرد ترامپ در مهار قیمت نفت
از نخستین روزهای جنگ، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کاخ سفید جلوگیری از جهش قیمت نفت بود؛ زیرا افزایش شدید قیمت انرژی می‌توانست اقتصاد آمریکا، تورم داخلی و بازارهای مالی جهانی را تحت فشار قرار دهد.در بحران‌های گذشته، دولت‌های آمریکا معمولاً از سه ابزار برای کنترل بازار استفاده می‌کردند؛ نمایش قدرت نظامی، آزادسازی ذخایر راهبردی نفت و هماهنگی با کشورهای بزرگ تولیدکننده.در این راستا بیرول تأکید کرد که  افزایش تولید آمریکا بسیار خوب است اما ۲ میلیون بشکه افزایش تولید نفت خام این کشور نمی‌تواند جبران ۱۰ میلیون بشکه در روز کمبود بازار را بکند.اما این بار ترامپ ابزار چهارمی را نیز به کار گرفت؛ اعلام این که آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد گرفت و اجازه نخواهد داد ایران بتواند جریان صادرات نفت را مختل کند. محاسبه واشنگتن این بود که اگر بازار این ادعا را باور کند، بخش مهمی از «ریسک ژئوپلیتیکی» از قیمت نفت حذف خواهد شد. اما نتیجه کاملاً معکوس بود. هر بار که گزارشی از کاهش سرعت عبور نفتکش‌ها، افزایش ریسک بیمه یا اقدامات ایران در مدیریت تردد کشتی‌ها منتشر شد، قیمت نفت بار دیگر صعود کرد و نشان داد بازار بیش از آن که به سخنان سیاستمداران توجه کند، به واقعیات میدانی واکنش نشان می‌دهد.
وقتی ایران دست ترامپ را خواند
 شاید مهم‌ترین تحول این بحران نه در روزهای جنگ، بلکه در دوره آتش‌بس رخ داد. تهران به خوبی دریافت که هدف واشنگتن استفاده از آتش‌بس برای تثبیت یک نظم امنیتی جدید در تنگه هرمز و معرفی آمریکا به عنوان تنها تضمین‌کننده امنیت کشتیرانی است. به همین دلیل، ایران بر حفظ نقش خود در مدیریت عبور و مرور کشتی‌ها اصرار کرد و اجازه نداد واشنگتن این دستاورد سیاسی را به نام خود ثبت کند. در ظاهر این اقدام صرفاً یک اختلاف امنیتی به نظر می‌رسید، اما در واقع پیامی مستقیم به بازارهای جهانی انرژی بود.ایران به معامله‌گران، شرکت‌های بیمه و شرکت‌های کشتیرانی نشان داد که امنیت هرمز همچنان بدون در نظر گرفتن نقش تهران قابل تصور نیست و هیچ کشوری-حتی آمریکا-نمی‌تواند بدون رضایت ایران برای بازگشایی این گذرگاه راهبردی اقدام کند. در نتیجه، تهران عملاً مهم‌ترین برگ تبلیغاتی ترامپ برای آرام کردن بازار را خنثی کرد.
بازارها به توان واقعی نگاه می‌کنند، نه شعارهای سیاسی
 بازارهای مالی بیش از هر چیز به «اعتبار» واکنش نشان می‌دهند. برای معامله‌گران نفت، شاخص‌های واقعی اهمیت دارد؛ میزان تردد نفتکش‌ها، هزینه بیمه، تأخیر در حمل‌ونقل، وضعیت ناوگان نظامی و ارزیابی مؤسسات بین‌المللی از ریسک کشتیرانی. تمام این شاخص‌ها همچنان از شکنندگی وضعیت تنگه هرمز حکایت دارد. به همین دلیل، احتمال وقوع سناریوهای افراطی مانند افزایش قیمت نفت وست تگزاس تا ۱۳۰ دلار بیش از گذشته مورد توجه بازار قرار گرفته است.این که چنین سناریویی اکنون به عنوان یک احتمال جدی مطرح است، نشان می‌دهد اعتماد بازار به توان آمریکا برای مدیریت بحران به شدت کاهش یافته است.
خنثی شدن ابزارهای کنترل قیمت
 تفاوت مهم بحران کنونی با شوک نفتی در جنگ 40 روزه در این است که بسیاری از ابزارهای سنتی کنترل بازار دیگر کارایی سابق را ندارند.در بحران‌ قبلی، کشورهای بزرگ مصرف‌کننده با آزادسازی ذخایر راهبردی نفت می‌توانستند بخش مهمی از کمبود عرضه را جبران کرده و از جهش قیمت‌ها جلوگیری کنند. جنگ ۴۰ روزه باعث شد بخش قابل توجهی از این ذخایر مصرف یا آزاد شود. در نتیجه، امروز دولت‌های بزرگ دیگر مانند گذشته ظرفیت مداخله در بازار را ندارند. همین موضوع باعث می‌شود هر اختلال جدید در عرضه، اثری بسیار بزرگ‌تر از گذشته بر قیمت نفت بگذارد. به بیان دیگر، موج جدید افزایش قیمت‌ها می‌تواند بسیار سخت‌تر از شوک‌های قبلی مهار شود، زیرا بخش زیادی از ذخایر و ابزارهای مقابله با بحران، پیشتر مصرف شده است.
چین نیز دیگر حاضر نیست نقش ناجی بازار را ایفا کند
عامل مهم دیگر، تغییر رفتار چین است. در سال‌های اخیر، پکن با استفاده از ذخایر عظیم تجاری و راهبردی خود، به یکی از مهم‌ترین عوامل ثبات بازار نفت تبدیل شده بود. به گفته مدیر آژانس بین المللی انرژی تا قبل از جنگ چین به تنهایی دارای ذخایری بیش از یک میلیارد بشکه نفت بود که برای کنترل قیمت‌ها بخشی از آن را به بازار عرضه کرد. در نتیجه در جنگ 40 روزه چین با جذب بخشی از شوک‌های عرضه، مانع از جهش شدید قیمت‌ها ‌شد.اما اکنون شرایط تغییر کرده است. ذخایر نفتی چین نیز در ماه‌های گذشته تحت فشار قرار گرفته و نشانه‌ها حاکی از آن است که پکن دیگر تمایلی ندارد برای کاهش قیمت جهانی نفت از ذخایر خود هزینه کند. اگر این رویکرد تثبیت شود، یکی از مهم‌ترین ضربه‌گیرهای بازار جهانی حذف  می شود و  هرگونه اختلال جدید در تنگه هرمز می‌تواند با سرعت بیشتری به افزایش قیمت نفت منجر شود؛ زیرا دیگر نه ذخایر راهبردی کشورهای غربی ظرفیت گذشته را دارند و نه چین حاضر است مانند قبل نقش متعادل‌کننده بازار را ایفا کند.