printlogo


اسرائیل و واقعیت جدید مناطق حائل
محمدعلی حسن نیا


 با پایان یافتن جنگ و پس از سال‌ها درگیری شدید با متحدان تهران، رویکرد امنیتی اسرائیل دستخوش دگرگونی اساسی شده است. آنچه پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به عنوان واکنش نظامی اضطراری آغاز شد، به تدریج به یک دکترین دفاع پیشرو تبدیل شده است: دور نگه داشتن خط کنترل، خالی کردن یا محدود کردن شدید مناطق فراتر از مرزهای رسمی، و سپس رفتار با این فضاها به عنوان حائل‌های امنیتی ضروری. اسرائیل دیگر تمایل ندارد برای دور نگه داشتن بازیگران علیه خود از جوامع مرزی خود، به نیروهای بین‌المللی، توافقات آتش‌بس یا دولت‌های همسایه تکیه کند. در عوض، به دنبال عمق فیزیکی، آزادی عملیاتی مستقیم و توانایی شکل‌دهی به زمین در آن سوی مرز است. پشت ایده منطقه حائل سه نتیجه‌گیری مرتبط وجود دارد. اول، اسرائیل معتقد است که بازدارندگی به تنهایی کافی نیست، زیرا گروه‌های مسلح غیردولتی می‌توانند نزدیک مرز مستقر شوند و حملات غافلگیرانه انجام دهند. دوم، فرض می‌کند که دولت‌های همسایه ضعیف یا تکه‌تکه شده را نمی‌توان برای کنترل مؤثر این مناطق، حتی با وجود تعهدات آتش‌بس، قابل اعتماد دانست. سوم، به این نتیجه رسیده که ابهام به سود اسرائیل عمل می‌کند؛ خطی که موقت، تاکتیکی یا امنیتی معرفی می‌شود، می‌تواند به تدریج به یک واقعیت سیاسی جدید تبدیل شود.غزه به روشن‌ترین آزمایشگاه برای این مدل تبدیل شده است. «خط زرد» نوار غزه را به مناطقی تحت کنترل عملیاتی اسرائیل و مناطقی که برای فلسطینی‌ها باقی مانده، تقسیم کرده است. در شرق این خط، اسرائیل زمین‌های وسیعی را به عنوان فضای نظامی بسته تلقی و ساختمان‌ها و زمین‌های کشاورزی را پاک‎سازی کرده است تا از بازگشت حماس به مواضع پرتاب موشک جلوگیری کند. نتیجه نه فقط یک کمربند دفاعی، بلکه بازپیکربندی عمیق جغرافیای غزه است. در لبنان، همین منطق در حال تطبیق با زمینی سیاسی و نظامی متفاوت است. اصرار اسرائیل بر عقب‌نشینی حزب‌ا... از جنوب رودخانه لیتانی و خلع سلاح آن، پیش‌شرطی برای خروج اسرائیل شده است، اما اثر عملی آن وابسته کردن حضور اسرائیل به اهدافی است که بیروت به لحاظ ساختاری قادر به تحقق آن‎ها نیست. در سوریه، الگوی مشابهی در حال شکل‌گیری است. اسرائیل فراتر از توافقات قدیمی در بلندی‌های جولان رفته و در بخش‌هایی از جنوب سوریه حضور یافته است. استقرارهای موقت در حال تبدیل شدن به زیرساخت‌های نظامی دائمی هستند.خطری که این دکترین حائل‌ها ایجاد می‌کند، این است که ترتیبات امنیتی اضطراری را به واقعیت‌های سرزمینی بادوام تبدیل  و در نتیجه به جای حل تعارض، آن را تثبیت می‌کند. مدل منطقه حائل، اگر مهار نشود، ممکن است کمتر یک اقدام امنیتی موقت و بیشتر منطق عملیاتی یک نظم منطقه‌ای جدید شود.