فیفا روز گذشته و سه روز بعد از پایان جام جهانی، تیم منتخب این رقابتها را معرفی کرد؛ فهرستی که در نگاه اول پر از ستارههای درخشان و عملکردهای خیرهکننده است، اما در عین حال خالی از حاشیه و انتقاد نیست. اسپانیا سه نماینده شامل مارک کوکوریا، پدرو پورو و رودری دارد. آرژانتین نایب قهرمان با لیونل مسی و لیساندرو مارتینز و فرانسه با کیلیان امباپه، مایکل اولیسه و دایوت اوپامکانو حضور پررنگی دارند. جود بلینگهام از انگلیس، ارلینگ هالند از نروژ و ووزینیا، دروازهبان کیپ ورد هم این فهرست را تکمیل میکنند. حضور بازیکنانی از تیم قهرمان، اسپانیا، در کنار چهرههایی از فرانسه و آرژانتین قابل پیشبینی بود، اما برخی انتخابها باعث تعجب بسیاری از کارشناسان شده است. مهمترین بحثها حول انتخاب ووزینیا، دروازهبان کیپورد، شکل گرفته که با وجود نمایشهای خوب، تنها در چند بازی درخشیده و به نظر برخی شایسته حضور در این فهرست نبوده است. از سوی دیگر، غیبت مدافعان میانی اسپانیا، به ویژه پائو کوبارسی که بهترین بازیکن جوان جام شد و نقش کلیدی در کلینشیتهای لاروخا داشت، بسیار عجیب به نظر میرسد. در خط حمله هم نبود هری کین، یکی دیگر از نکاتی است که منتقدان به آن اشاره میکنند. درمجموع این فهرست، ترکیبی از شایستگی و سلیقه است؛ موضوعی که همواره در انتخابهای بزرگ دیده میشود.

دروازهبان انتخابی احساسی یا شایسته؟
شاید بحثبرانگیزترین نام این ترکیب، ووزینیا باشد؛ دروازهبان ۴۰ ساله کیپورد که بدون تردید یکی از داستانهای جذاب جام جهانی ۲۰۲۶ بود. او با واکنشهای فوقالعادهاش برابر اسپانیا و آرژانتین، توجه جهانی را به خود جلب کرد و نقشی اساسی در شگفتیسازی تیمش داشت. نمایش او برابر اسپانیا، قهرمان نهایی مسابقات، و همچنین مقاومت جانانهاش مقابل آرژانتین باعث شد خیلیها از او به عنوان نماد شجاعت و ایستادگی در این جام یاد کنند. با این حال، منتقدان معتقدند که درخشش او بیش از حد بزرگنمایی شده. او تنها در دو یا سه مسابقه عملکردی در سطح جهانی داشت و در مقایسه با دروازهبانانی که در طول تورنمنت ثبات بیشتری نشان دادند، انتخابش جای سوال دارد. به باور منتقدان، این انتخاب بیشتر تحت تاثیر روایت داستانی و جذابیت رسانهای و احساسی بوده تا معیارهای فنی.
خط دفاعی غیبت عجیب مدافعان میانی اسپانیا
فیفا، لیساندرو مارتینز آرژانتین و اوپامکانوی فرانسه را انتخاب کرده است، دو بازیکنی که نمایش خوبی داشتند. مارتینز با روحیه جنگنده، بازیخوانی خوب و شخصیت بیپروا، یکی از چهرههای مهم آرژانتین در مسیر رسیدن به فینال بود. اوپامکانو تورنمنت خوبی داشت و با ترکیب قدرت بدنی، سرعت و توانایی در پوشش فضاها، یکی از ستونهای دفاعی فرانسه بود. کنارهها را پورو و کوکوریا کامل میکنند. پدرو پورو یکی از چهرههایی بود که در مراحل حذفی بهشدت رشد کرد و از یک گزینه نهچندان قطعی به یکی از مهرههای کلیدی اسپانیا تبدیل شد. او هم در فاز دفاعی و هم در حمله اثرگذار بود و در بازیهای مهم، حضوری تعیینکننده داشت. در سمت چپ هم مارک کوکوریا تورنمنتی کمنقص را پشت سر گذاشت. کوکوریا در سیستم اسپانیا فقط یک مدافع چپ نبود؛ بخشی از موتور حرکتی تیم به حساب میآمد. با اینحال اسپانیا درحالی قهرمان جام جهانی شد که بخش مهمی از این موفقیت را مدیون ساختار دفاعی منسجمش بود. در چنین شرایطی طبیعی است که حضور مارک کوکوریا و پدرو پورو در تیم منتخب منطقی به نظر برسد، اما نبود حتی یک مدافع میانی از لاروخا، عجیب است. اسپانیا در طول تورنمنت بارها با سازمان دفاعی و هماهنگی در قلب خط عقب، حملات حریفان را خنثی کرد و سهم مدافعان میانی این تیم در کلینشیتها و کنترل بازی، کمتر از مدافعان کناری نبود. همین موضوع باعث شده بسیاری بپرسند چرا کوبارسی که عنوان بهترین بازیکن جوان جام را به دست آورد، جایی در این فهرست ندارد. حتی غیبت لاپورت هم عجیب است؛ مدافعی که تجربه، رهبری و آرامش را به خط دفاعی اسپانیا تزریق کرد. وقتی تیمی تا این اندازه در دفاع موفق بوده، نبود نمایندهای از قلب دفاعش در تیم منتخب جای سوال است.
خط میانی منطقیترین بخش فهرست
اگر بخشی از تیم منتخب باشد که کمتر کسی درباره آن اختلاف نظر جدی داشته باشد، همین خط میانی است. از پیش هم بسیاری انتظار داشتند رودری، بلینگهام و اولیسه در چنین فهرستی حضور پیدا کنند. این سه نفر هر کدام به شکلی متفاوت بر روند بازیهای تیمهایشان اثر گذاشتند. رودری مغز متفکر اسپانیا بود؛ بازیکنی که ریتم بازی را کنترل میکرد، پاسهای خطشکن میفرستاد و در زمان از دست رفتن توپ، تعادل تیم را حفظ میکرد. درخششی که باعث شد توپ طلای جام را هم بگیرد. جود بلینگهام هم بار دیگر نشان داد که در بازیهای بزرگ، شخصیتی ویژه دارد. او برای انگلیس فقط یک هافبک تهاجمی نبود؛ منبع گل، انرژی، پرس و رهبری بود. توانایی او در ورود به محوطه جریمه و اثرگذاری در لحظات حساس، از انگلیس تیمی خطرناکتر ساخت. در کنار این دو، مایکل اولیسه با خلاقیت و پاسهای نهاییاش، به موتور هجومی فرانسه تبدیل شد و با هفت پاس گل رکورددار بیشترین پاس گل در یک جام جهانی شد. او شاید به اندازه رودری و بلینگهام در کانون توجه نبود، اما از نظر فنی یکی از شاخصترین بازیکنان مسابقات به شمار میرفت.
خط هجومی غیبت بحثبرانگیز هری کین
در خط حمله، حضور لیونل مسی و کیلیان امباپه تقریبا غیرقابل بحث است. مسی بار دیگر در آستانه 39 سالگی ثابت کرد که هنوز میتواند در بزرگترین صحنه فوتبال جهان، بازیها را با کیفیت فردیاش تغییر دهد. امباپه هم مثل همیشه در جام جهانی، انفجاری و تعیینکننده ظاهر شد؛ مهاجمی که هر بار توپ را لمس میکند، میتواند سرنوشت بازی را عوض کند. اما نامی که در این خط حمله بحثبرانگیز شده، ارلینگ هالند است. ستاره نروژی تورنمنت خوبی داشت و گلهای مهمی زد؛ این را نمیتوان انکار کرد. او قدرت تمامکنندگیاش را در اولین جام جهانیاش نشان داد و ثابت کرد که میتواند در این سطح هم اثرگذار باشد. با این حال، همه قانع نشدهاند که او بهترین گزینه برای مهاجم مرکزی تیم منتخب بوده است. بخش مهمی از انتقادها به همین جا برمیگردد. هری کین یکی از بازیکنانی بود که میشد با استدلالی محکم نامش را در تیم منتخب دید. مهاجم انگلیس نه فقط از نظر آماری، بلکه از نظر بازیسازی و تاثیرگذاری در ساختار هجومی سهشیرها، تورنمنت بسیار خوبی را پشت سر گذاشت. خیلیها معتقدند اگر قرار باشد فقط به مجموعه عملکرد نگاه کنیم، کین دستکم به اندازه هالند شایسته حضور بوده است.