
جنگ اخیر ایران و آمریکا علاوه بر بعد نظامی در میدان روایت هم نبرد سختی بود به نحوی که روایتهای رسانه ای نیز کاملا بر میدان اثرگذار بودند. یکی از مهمترین کانونهای این منازعه، پرونده لبنان بود. موضوعی که بهویژه در داخل ایران محل بحث و مناقشه قرار گرفت. پرسش اصلی این بود که آیا تهران در لحظه حساس و نیاز، حزبا... را تنها گذاشت یا از اهرمهای خود برای متوقفکردن جنگ در لبنان بهره گرفت؟ متن تفاهمنامه اسلامآباد، مواضع رهبران ایران و حزبا... و واکنش مقامهای اسرائیلی، پاسخ روشنی به این پرسش میدهد.
موضع رسانههای حزبا... و دبیرکل آن از ابتدا روشن بود، جمهوری اسلامی پشت مقاومت ایستاد و نگذاشت پایان جنگ ایران و آمریکا، لبنان را زیر آتش اسرائیل رها کند. در برابر آن، رسانههای اسرائیلی و براندازان خارج از کشور تفاهم را نشانه ضعف ایران و ناتوانی آن از حمایت متحدانش معرفی کردند.
همزمان، جریان دیگری نیز بهطور محسوس در داخل کشور فعال بود و هر حمله محدود اسرائیل یا حتی انفجار یک موتورسیکلت در جنوب لبنان را بهسرعت نشانه شکست دیپلماسی و تنها گذاشتن حزبا... توسط ایران معرفی میکرد. این روایت گاه از آنتن صداوسیما نیز ضریب میگرفت و با تزریق احساس خیانت به افکار عمومی، خواسته یا ناخواسته به تقویت همان کلانروایت اسرائیل میانجامید. در این روایت، ایران کشوری تصویر میشد که دیگر توان حمایت از جبهه مقاومت را ندارد.
برای داوری درباره اصل تصمیم ایران باید دید تهران چه تعهدی را درباره لبنان وارد متن تفاهمنامه کرد و حزبا...، بهعنوان ذینفع اصلی، این اقدام را چگونه ارزیابی کرد.
حزب ا... به خاطر ایران وارد جنگ شد؟برای پاسخ به این شبهه که حزبا... بهخاطر ایران، لبنانِ در حال آتشبس را وارد جنگ کرد، ابتدا باید وضعیت واقعی آن آتشبس را دید. جبهه لبنان پیش از ۹ اسفند خاموش نبود. آتش فقط از یک سو ادامه داشت. حزبا... از نوامبر ۲۰۲۴ تا آغاز جنگ ایران و آمریکا هیچ حملهای به اسرائیل نداشت، اما اسرائیل تقریباً هر روز مناطقی از لبنان را هدف قرار میداد، پنج نقطه در جنوب را همچنان در اشغال داشت و طبق آمار مقامهای لبنانی، در همین دوره حدود ۴۰۰ نفر را به شهادت رسانده بود. نخستین حمله رسمی حزبا... در ۱۱ اسفند انجام شد و از آن مقطع، درگیری وارد مرحلهای آشکار و گسترده شد. این واقعیت نشان میدهد که حزبا... سطح رویارویی را تغییر داد، اما یک جبهه آرام و برخوردار از آتشبس واقعی را صرفاً برای حمایت از ایران وارد جنگ نکرد. لبنان پیش از آن نیز زیر حملات مستمر اسرائیل قرار داشت و بخشی از خاکش در اشغال بود. میتوان درباره هزینهها یا مصلحت تصمیم حزبا... برای ورود به مرحله جدید جنگ بحث کرد، اما این ادعا که ایران لبنان را از آتشبس به جنگ کشاند، با حذف 15 ماه حمله و اشغال مستمر اسرائیل، ترتیب علت و معلول را وارونه میکند.
ایران چه چیزی را در تفاهم نامه آورد؟در بند نخست متن منتشرشده تفاهمنامه، پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبههها، از جمله لبنان و تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان درج شد. اهمیت طراحی دقیقاً در همینجاست که ایران میتوانست پایان حملات به خاک خود را بپذیرد و پرونده لبنان را به مذاکراتی جداگانه واگذار کند، مذاکراتی که طرح موازی واشنگتن در آن، آتشبس را به توقف عملیات و عقبنشینی حزبا... از جنوب مشروط میکرد، بیآن که جدول زمانی روشنی برای خروج اسرائیل ارائه دهد. تهران، برعکس، لبنان را به شرط اول پایان جنگ تبدیل کرد، بدون آن که خلع سلاح مقاومت را بهای آتشبس قرار دهد.
واکنش اسرائیل به بند اول تفاهم نامه
چه بود؟رفتار اسرائیل نیز ارزش این بند را آشکار کرد. نتانیاهو پس از توافق گفت ایران خواهان عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان بود، اما او در برابر آن ایستاده است. یسرائیل کاتس هم بر ادامه نامحدود حضور نظامی اسرائیل تأکید کرد. اگر بند اول صرفاً عبارتی تزئینی و بیاثر بود، تلآویو نیازی نداشت با چنین صراحتی علیه نتیجه مورد مطالبه ایران موضع بگیرد.
موضع صریح و مستمر حزب ا...اما مهمترین داور، خود حزبا... است. شیخ نعیم قاسم در ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ گفت ایران برای مقاومت و لبنان «همهچیز داد و چیزی نگرفت». او در ۲ تیر ۱۴۰۵ تحلیلهایی را که مدعی بودند ایران حزبا... را خواهد فروخت، صریحاً رد کرد و گفت تهران حاضر نشد توافق پایان جنگ را بدون توقف جنگ لبنان پیش ببرد. نعیم قاسم در سخنان اخیر خود در ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ نیز تأکید کرد که بدون این تفاهمنامه، آتشبس لبنان رخ نمیداد و این تفاهم اسلام آباد بود که اسرائیل را مهار کرد. این مواضع یک واکنش تشریفاتی نبود. دبیرکل حزبا... در چندین سخنرانی، بند اول تفاهمنامه را پشتوانهای راهبردی برای مقاومت و دولت لبنان خواند.
استناد رهبرانقلاب به بند اول تفاهم برای حمایت از لبنان پیام چهارم مرداد ۱۴۰۵ رهبر انقلاب، آیتا... سیدمجتبی خامنهای، به رزمندگان حزبا... نیز دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکند. رهبر انقلاب برای اثبات این موضوع که جمهوری اسلامی در جریان جنگ پشتیبان حزبا... لبنان بوده است، به اعلام همبستگی کلی اکتفا نکردند و مستقیماً به بند نخست تفاهمنامه اسلامآباد استناد کردند. در این پیام، دفاع از مجاهدان لبنان «سیاست راهبردی» جمهوری اسلامی معرفی شد و قرار گرفتن «حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قیدوشرط تجاوز» در جایگاه شرط اول تفاهمنامه، بهعنوان شاهد عملی این حمایت مورد تأکید قرار گرفت.
میتوان درباره ضعف سازوکار اجرا، ادامه برخی حملات اسرائیل یا لزوم فشار بیشتر بر آمریکا بحث کرد؛ اما نمیتوان از این نقدهای اجرایی به ادعای خیانت یا رهاکردن حزبا... رسید. وقتی دبیرکل حزبا... بارها از ایران تشکر میکند، رهبر انقلاب برای اعلام حمایت از مقاومت لبنان به بند یک تفاهم اسلام آباد اشاره میکند و نخستوزیر اسرائیل اعتراف میکند ایران برای عقبنشینی اسرائیل فشار آورده است، روایت مخدوش و غلط تنها گذاشتن لبنان دیگر تحلیل نیست، روایتی سیاسی است که برخلاف شهادت دوست و اعتراف دشمن ساخته شده است.