وقتی یک صفحه روزنامه را چه در روزنامه ها و چه فضای مجازی مشاهده می کنید شاید از خودتان بپرسید برای تولید این خبر ، گزارش و مصاحبه چه مسیرهایی طی شده است؟ واقعیت این است که گاهی یک خبرنگار برای تولید این مطالب هفته ها پیگیری می کند ، گاهی بازخواست شده، گاهی با چالش هایی رو به رو می شود که حتی فکرش هم به ذهن کسی خطور نمی کند. هر کدام از این مطالب پشت پرده ای دارد و داستانی. به مناسبت هفدهم مرداد ماه، روز خبرنگار با چند شاعر،خبرنگار که سال ها در صفحات ادبی و فضای مجازی در زمینه ادبیات و هنر به تولید محتوا پرداخته اند، گفت وگو کرده ایم و روزنه ای کوچک از چالش های خبرنگاری حوزه ادبیات و هنر را انعکاس داده ایم .

آگاهی، در زمین آزادی بیان رشد میکند
علیرضا حیدری، پیشکسوت خبرنگاری حوزه هنر و ادبیات
برای تولید محتوای تأثیرگذار در صفحات ادبی و هنری، باید دست خبرنگار باز گذاشته شود. آگاهیبخشی وظیفه خبرنگار است و بذر آگاهی جز در زمین آزادی بیان رشد نمیکند. تا زمانی که آزادی بیان و حذف نگاههای جانبدارانه نباشد، خبرنگار هرچقدر هم مهارتها و امکانات لازم را داشته باشد، نمیتواند حق مطلب را ادا کند.
باید قبول کنیم که ادبیات و هنر در روزنامهها و فضاهای خبری یک سرگرمی نیست، بلکه ستونی مستحکم است که بقای مطبوعات و فرهنگ و هنر فاخر به آن وابسته است. امروز مطالبهگری هنری و ادبی در رسانهها کمی کمرنگ شده است. البته هنوز خبرنگاران جسوری داریم که صفحه ادبیات را یک فضا برای گل و بلبلنویسی نمیدانند و با تیغ بران نقد به سراغ گرفتن حق هنرمندان میروند، اما باید تعداد این خبرنگاران بیش از این باشد.
شاید برخی مخاطبان صفحات ادبی و هنری گمان کنند خبرنگاران ادبیات در حاشیه امن زیر باد کولر مینویسند و کسی کاری به کارشان ندارد، در صورتی که اگر یک خبرنگار ادبیات و هنر تیزهوشی لازم و آشنایی با فضا را نداشته باشد یا اجازه انتشار بسیاری از موضوعات معمول را نداشته باشد، قطعا یا مخاطبان ادبیات و هنر را از دنبال کردن موضوعات مرتبط با هنر دلسرد میکند یا مطلبی که به ادبیات کمک کند تولید نمیکند.
وقتی شعر را فقط برای مناسبتها میخواهیم
علیرضا سپاهی لایین: شاعر،خبرنگار پیشکسوت
ما در کشوری زندگی میکنیم که شعر و ادبیات قرنهاست در تار و پود فرهنگش حضور دارد. با این حال، هنوز میان جامعه و ادبیات حرفهای فاصلهای جدی وجود دارد و رسانهها میتوانند در کم کردن این فاصله نقش مهمی داشته باشند. یکی از مشکلات این است که شعر در رسانهها اغلب زمانی دیده میشود که قرار باشد در خدمت یک مناسبت یا موضوع مشخص قرار بگیرد. این نگاه، شعر را از جایگاه واقعیاش پایین میآورد و آن را به ابزاری برای مناسبتها تبدیل میکند. رسانه باید به مخاطب نشان دهد که ادبیات چیزی فراتر از مناسبت هاست.
در رسانه های فضای مجازی و مکتوب اگر خبرنگاران حرفهای از ادبیات و هنر فاصله بگیرند، میدان به تولیدکنندگانی میرسد که گاهی شعرهای ضعیف را با دکلمه و محتوای پرمخاطب منتشر میکنند و همین آثار به تصور مخاطب از شعر تبدیل میشوند. رسانه میتواند با انتخاب و تحلیل درست، میان شعر واقعی و محتوای صرفاً پربازدید تمایز ایجاد کند. در دهه های گذشته که خبری از فضای مجازی نبود مخاطب ادبیات و هنر ،هر روز منتظر انتشار صفحات روزنامهها بود؛ امروز هم با وجود فعالیت فضای آنلاین میتوان این ارتباط را دوباره ساخت، به شرط آن که شعر و ادبیات را نه صفحهای تزئینی، بلکه بخشی از سرمایه فرهنگی جامعه بدانیم.
وقتی «لایکخور بودن» جای کار اصولی را میگیرد
سلمان نظافت یزدی، شاعر و خبرنگار ادبیات:
در سال های اخیر، برخی رسانههای رسمی ما از بیان دغدغههای مردم فاصله گرفتهاند و این فاصله در حوزه ادبیات و هنر نیز خودش را نشان میدهد، این موضوع چندین دلیل دارد که من سعی می کنم فهرست وار به برخی از آن ها اشاره کنم. یکی از دلایل این است که گاهی برخی مدیران رسانه ها با سوءظن به مطالب نگاه میکنند و نخستین مواجههشان با یک مطلب، از زاویه ممیزی های سختگیرانه است. از این ناامید کننده تر این جاست که برخی مدیران رسانهها اساساً به ادبیات و هنر اعتقادی ندارند ویا به چشم سرگرمی و صفحه پرکن نگاه میکنند و نخستین صفحهای که تصمیم به تعطیلی آن میگیرند، همین صفحه است؛ چون کارکرد مهم آن را نمیشناسند.
حالا این ها را بگذارید کنار، این موضوع که برخی هنرمندان و مسئولان نیز تحمل نقد شدن در رسانهها را ندارند و نقد را به معنای تخریب میدانند؛ در حالی که بخش مهمی از فعالیت خبرنگاری که به دنبال اصلاح امور است، همین نقد است. یادم می آید یک بار به خاطر نقد یک اثر تا مرز کتک خوردن از طرفداران یکی از هنرمندان پیش رفتم. البته همه هنرمندان این طور نیستند و بارها برای نقدهایی که نوشتهام مورد تمجید آن ها قرار گرفتهام.
متاسفانه گاهی برخی مسئولان رسانه ها لایک خور بودن یک مطلب را ملاک قرار میدهند و از نگاه اصولی دور میشوند وقتی کار به این جا برسد کارکرد اصلی هنر فراموش میشود و کار خبرنگار متخصص حوزه هنر نیز ارزشش را از دست می دهد. همه ما در این سالها در صفحات ادبیات و هنر روزنامهها سعی کردهایم که بتوانیم بر روی مرز میان مطالب تخصصی هنر و ادبیات و مطالبی که مخاطب عام با آن ارتباط بگیرد گام برداریم و تلاشمان این بوده است که رابطه مخاطب و هنرمند را تسهیل کنیم، اما امروز بهنظر میرسد باتوجه به دلایلی که طرح شد، این موضوع چندان اتفاق نمیافتد.
چرا مطبوعات از ادبیات فاصله گرفتهاند؟
زهرا گریزپا، شاعر، نویسنده و کارشناس ارشد ادبیات:
اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا روزنامهنگاری و بهطور کلی مطبوعات از ادبیات و هنر فاصله گرفتهاند، باید بگوییم بله. در چند دهه گذشته، مطبوعات نگاه تخصصیتری به هنر و بهویژه ادبیات داشتند، اما امروز بسیاری از اتفاقات ادبی و هنری آنطور که باید بازتاب داده نمیشوند و پرداخت تحلیلی به این حوزه نیز کمرنگ شده است. این موضوع دلایل زیادی دارد.در دهههای گذشته، مطبوعات جزو مهمترین مراجع فعالان هنر و ادبیات بودند و تعداد زیادی از شاعران و نویسندگان با نثری شیوا، خواندنی و البته هنری به این موضوعات میپرداختند؛یعنی شاعرخبرنگار و یا نویسنده خبرنگار داشتیم که نثرش با دیگر خبرنگاران متفاوت بود به همین دلیل صفحات ادبی و هنری خالی از نثر خشک روزنامهوار بود. برای مثال، قیصر امینپور در مطبوعات یک جریان را در حوزه شعر، بهویژه شعر کودک، به صورت تخصصی دنبال میکرد و در نهایت به روزنامهنگاری جریانساز تبدیل شد.یکی از دلایل دیگر این است که امروز تعداد زیادی از هنرمندان برای تبلیغ یا بیان نظراتشان الزاماً نیازی نمیبینند با مطبوعات همکاری یا گفتوگو کنند. با کم شدن سهمیه کاغذ و حذف شدن و یا کم شدن فضای صفحه ادبیات فعالیت در این حوزه دشوارتر شده و در این فضای محدود فرصت پرداختن به بسیاری از موضوعات وجود ندارد.تغییر ذائقه مخاطبان از روزنامه کاغذی به فضای مجازی نیز به این موضوع دامن زده است و فعالیت در فضای مجازی در دستور کار بسیاری از خبرنگاران قرار گرفته که آن هم چالشهای خاص خودش را دارد که یکی از موارد نبود فرصت برای انعکاس نقدها و ...مفصل است در کل، بزرگترین چالش امروز خبرنگاران ادبیات و دیگر هنرها، دور شدن رسانهها از پرداختن به موضوعات تخصصی است؛ موضوعاتی مانند نقد ادبی، مقالات علمیپژوهشی و دیگر مباحث تخصصی که همین حداقلها نیز امروز از خبرنگاران مکتوب گرفته شده است. این در حالی است که هنوز روزنامههای مکتوب توانایی تولید محتوای تخصصی و عمیق را دارند.