
تهدیدهای مکرر رژیم صهیونیستی علیه امنیت ملی ایران و تداوم جنایات این رژیم در منطقه، نیازمند بازتعریفِ جدی در دکترین بازدارندگی کشور است. واقعیت این است که در نبرد استراتژیک، اهمیت فشار بر رگ های حیاتی بسیار اهمیت دارد. در این راستا هرچند انسداد گذرگاههای سنتی نظیر تنگه هرمز یا بابالمندب در جای خود واجد اهمیت است، اما هیچکدام بهتنهایی پایانبخش معادله جنگ کنونی به نفع ایران نیستند. در جنگ مدرنِ انرژی، برنده کسی است که فراتر از مسدودسازی فیزیکی راهها، هزینههای حریف را بهطور تصاعدی بالا ببرد، مسیرهای جایگزین را ناامن و گران کند و دشمن را به عقبنشینی محاسباتی وادار سازد.
عبور از بازدارندگی فرسایشی؛ لزوم ضربه به زنجیره تامین
پایبندی یکطرفه به قواعد سنتی در شرایطی که تعهدات منطقهای، دریایی و انرژی بارها از سوی جبهه مقابل نقض شده است، ثمرهای جز فرسودگی بازدارندگی ملی ندارد بر همین اساس،. پاسخ ایران نباید واکنشی مقطعی، کوتاهمدت یا صرفاً نمایشی باشد، بلکه باید مستقیماً زنجیره تأمین انرژی رژیم صهیونیستی را هدف قرار دهد.
باید در نظر داشت اگرچه تنگه هرمز شاهرگ جهانی نفت است، اما بازار جهانی انرژی صرفاً با «واقعیت عرضه» هدایت نمیشود، بلکه «انتظار روانشناختی بازار» نیز محرکی قوی است. شوکهای کوتاهمدت چندروزه در هرمز، به سرعت توسط ذخایر استراتژیک، مسیرهای احتمالی جایگزین و مدیریت روانی بازار هضم میشوند. بنابراین، باید به دنبال نقطه فشار موثرتری گشت.
قفقاز جنوبی؛ پاشنه آشیل جدید انرژی اسرائیل
در این میان، تحلیل دادههای آماری نشان میدهد پاشنه آشیل واقعی رژیم صهیونیستی در حوزه انرژی، نه در خلیجفارس که در حوزه خزر و قفقاز نهفته است. بر اساس گزارشهای معتبر بینالمللی (از جمله رویترز)، واردات نفت اسرائیل از جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۲۵ به ۹۴ هزار بشکه در روز افزایش یافته که رشد چشمگیر ۳۱ درصدی را نسبت به سال قبل نشان میدهد. به بیان دقیقتر، نفت آذربایجان سهم بیسابقه ۴۶.۴ درصدی از کل واردات نفت اسرائیل را به خود اختصاص داده است؛ یعنی تقریباً از هر دو بشکه نفت مصرفی در سرزمینهای اشغالی، یک بشکه از مبدأ آذربایجان تأمین میشود.
هرگونه اخلال، حتی محدود و موقت در این مسیر، اثر مستقیم و مخربی بر فعالیت پالایشگاهها، سیستم حملونقل، قیمت تمامشده سوخت و امنیت عرضه در اسرائیل خواهد داشت. در اقتصادِ سیاسیِ انرژی، تعلیق موقت این شریان یعنی جهش بیسابقه نرخ بیمه کشتیها، هزینههای سرسامآور حملونقل و تحریک عصبی بازار.
خزر؛ پهنهای دور از سایه مستقیم ایالات متحده
یکی از مزیتهای استراتژیک حوزه دریای خزر نسبت به خلیجفارس، عدم حضور سنگین و مستقیم ناوگان نظامی آمریکا و ناتو در آن است. فاصله جغرافیایی، پیچیدگیهای عملیاتی منطقه و چندلایه بودن مسیرهای انتقال باعث میشود که حتی یک اقدام محدود اما بسیار دقیق در این جغرافیا، اثری بازدارنده و بهمراتب عمیقتر از بستن موقت تنگه هرمز داشته باشد.
تجربههای پیشین نظیر عملیات پهپادی علیه تاسیسات آرامکو و رخداد بندر فجیره ثابت کرد که ضربات نقطهای و هوشمندانه، محاسبات امنیتی حریف را دگرگون میسازد؛ چراکه پیام روشن آن «عدم وجود هیچ مسیر امن برای انتقال انرژی» است.
اهرمهای سیاسی ایران در مرزهای شمالی
جمهوری آذربایجان در این پازل، نقشی محوری دارد. سوابق تنشزا همچون استفاده پهپادهای هرمس رژیم صهیونیستی از خاک نخجوان برای عملیات خرابکارانه علیه تأسیسات نطنز و گزارشهای متعدد از حضور اطلاعاتی اسرائیل در مرزهای شمالی ایران، این ضرورت را ایجاب میکند که تهران فشار متقابل را دقیقاً در نقطه حساسِ انرژی تعریف کند.
علاوه بر این، بلاتکلیفی بخشهایی از رژیم حقوقی دریای خزر فرصتی دیپلماتیک و امنیتی برای ایران فراهم میآورد. تغییرات امنیتی در این پهنه آبی میتواند وزن سیاسی بازیگران را بازتعریف کند. نشان دادن این واقعیت که ثبات خزر بدون در نظر گرفتن منافع حیاتی تهران ممکن نیست، دستِ برتر ایران را در مذاکرات مربوط به سهم، ترانزیت، امنیت و کشتیرانی تضمین خواهد کرد. پیام تهران واضح است: تداوم آرامش خزر مستلزم به رسمیت شناختن خطوط قرمز ایران است.
بازی با کارت ترکیه و ائتلافهای پشتیبان
از سوی دیگر، نقش ترکیه در این زنجیره کلیدی است. نفت آذربایجان از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان (BTC) به بندر جیهان ترکیه منتقل شده و از آن جا با نفتکشها راهی بنادر رژیم صهیونیستی میشود. این نشان میدهد که شریان بقای اسرائیل به گلوگاه ترکیه گره خورده است.
در صورت بروز تنش کنترلشده و هوشمندانه در حوزه خزر، ترکیه احتمالاً به ابراز مخالفتهای دیپلماتیک بسنده خواهد کرد؛ زیرا مداخله عملیاتی، هزینههای سنگین اقتصادی و امنیتی برای آنکارا به همراه خواهد داشت. بازدارندگی فعال یعنی ایجاد فضایی که در آن، نه تنها دشمن اصلی ضربه بپذیرد، بلکه ائتلافهای پشتیبان و کشورهای واسطه نیز از ورود به تنش و پرداخت هزینه هراسان باشند.
با اقتباس از یادداشت مجتبی توانگر در روزنامه همشهری