printlogo


از آقای خاص تا مرد معمولی
محمد عنبرسوز 


علی مصفا از آن بازیگرانی است که بخش مهمی از اعتبار خود را از سختگیری و وسواس در انتخاب نقش‌ها به دست آورده و به عنوان هنرپیشه‌ای با مختصات کاملاً کلاسیک شناخته می‌شود که با وسواس و گزیده‌کاری، توانست جایگاه ممتازی برای خودش دست و پا کند. مصفا برای سال‌ها در هر نقشی مقابل دوربین نرفت و همین کم‌کاری، به مرور بخشی از هویت حرفه‌ای او شد، اما این روند طی سال‌های اخیر تغییر کرده است.
​​​​​​​
تحول رویکرد
از اوایل دهه 70 که علی مصفا به قاب تصویر راه یافت و برای مخاطبان شناخته شد، برای حدود دو دهه چهره‌ای کنجکاوی‌برانگیز بود و حضورش در یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی، یک اتفاق قابل توجه محسوب می‌شد که کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیخت. او در این مقطع برای کارنامه‌اش ارزش ویژه‌ای قائل بود و به کمتر پیشنهادی پاسخ مثبت می‌داد، اما از حدود یک دهه قبل، دست‌فرمان عوض کرد. علی مصفا که مشاهده اسمش در تیتراژ یک فیلم، مخاطب را نسبت به ارزش‌های هنری آن تقریبا مطمئن می‌کرد، به تدریج به هنرپیشه‌ای آبرومند و استاندارد برای ایفای نقش‌های مکمل در آثار متوسط تبدیل شد و برند خود را به وضوح دچار خدشه دید.
دو دهه مراقبت
مصفا کار خود را در سینما با سختگیری تمام‌عیار آغاز کرد و ادامه داد. در دهه‌های 70 و 80، تعداد بازی‌هایش در سینما به 15 فیلم نرسید، اما بسیاری از همین آثار، قطعات مهمی از پازل سینمای ایران را تشکیل دادند. «پری» و «لیلا» از آثار ماندگار داریوش مهرجویی، «برج مینو» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا و «پارتی» به کارگردانی سامان مقدم، بخشی از کارنامه‌ای‌اند که نشان می‌دهد مصفا چگونه با تعداد محدودی انتخاب درست، نامش را در میان بازیگران مهم سینمای ایران تثبیت کرد. او در تلویزیون هم تقریباً همین رویه را در پیش گرفت و طی این مدت، تنها در دو سریال بازی کرد که یکی از آن‌ها «کیف انگلیسی» بود؛ سریالی تکرارنشدنی که حضور مصفا در آن، بیش از پیش به تثبیت جایگاه و بسط محبوبیتش کمک کرد. این 20 سال را می‌توان دوران طلایی گزیده‌کاری او دانست که در آن، کمیت به نفع کیفیت کنار گذاشته شد.
بازیگر مولف
نیمه اول دهه 90 اما، فصل دیگری در کارنامه مصفا بود؛ زمانی که او پا را از حد یک بازیگر صرف فراتر گذاشت و خودش را به عنوان هنرمندی مؤلف مطرح کرد. در این ایام، او «پله آخر» را هم کارگردانی کرد و با بازی در «در دنیای تو ساعت چند است؟» ساخته آوانگارد صفی یزدانیان، یکی از بهترین بازی‌های عمرش را جلوی دوربین انجام داد. در «گذشته» اصغر فرهادی، قدرت بازیگری‌اش را در سطحی بین‌المللی به رخ کشید و در «چیزهایی هست که نمی‌دانی» نیز در کنار لیلا حاتمی دوئتی دیدنی را شکل داد. این مسیر در نهایت، در اواسط دهه 90، به «جهان با من برقص» سروش صحت منتهی شد؛ فیلمی جذاب و اثرگذار که مصفا، با نقش «جهان»، در آن درخشید و مشهورتر شد.
رهاسازی با چاشنی سهل‌انگاری
پس از این دوره، مصفا تصمیم گرفت به پیشنهادهای بیشتری پاسخ مثبت بدهد. در یک دهه اخیر، تعداد فیلم‌های او زیاد شده و دیگر خبری از آن وسواس و سختگیری سابقش نیست. او در این بازه زمانی، تقریباً دو برابر 20 سال اول فعالیتش فیلم سینمایی بازی کرده و در شبکه نمایش خانگی هم طی فقط 5 سال گذشته، در 7 سریال حضور یافته؛ آثاری که به جز «مگه تموم عمر چند تا بهاره»، تقریباً همگی‌شان نقش‌هایی فرعی و معمولی بوده‌اند. مجموعه‌ای از فعالیت‌های هنری که اخیرا به بازی در نقش «بصیرالملک» در «بامداد خمار» انجامیده؛ نقشی معمولی که احتمالا بازیگران زیادی در ایران می‌توانستند، با همین کیفیت، از پس اجرایش برآیند. علی مصفا اگر با همین میزان از سهل‌گیری و بدون آن وسواسی که امضای کارنامه‌اش بود، به روند فعالیت‌های هنری خود ادامه دهد، عن قریب به یک بازیگر کاملاً متوسط تبدیل خواهد شد که نمونه‌های مشابهش در سینمای ایران به وفور یافت می‌شوند. این دقیقاً همان چیزی است که درباره او مایوس‌کننده و پایین‌تر از سطح انتظارات است.