پدرم اصرار دارد ازدواج فامیلی داشته باشم!
زهرا عیدگاهی | کارشناسی ارشد روان شناسی شخصیت
مخاطب گرامی، اول از همه باید بدانید که در ۱۷سالگی، نداشتن تصمیم برای ازدواج کاملاً طبیعی است. در دوره نوجوانی و سالهای آغازین جوانی، فرد هنوز در حال شناخت ارزشها، اهداف، هویت و معیارهای خود برای انتخاب شریک زندگی است؛ بنابراین قرار نیست صرفاً به دلیل مطرح شدن یک گزینه از سوی خانواده، درباره ازدواج تصمیم قطعی بگیرد.
از طرفی، نگرانی پدرتان نیز احتمالاً از نگاه خودشان قابل درک است. شناخت خانوادگی، اعتماد و آشنایی با پیشینه فرد میتواند برای والدین مهم باشد؛ اما شناخت خانوادگی بهتنهایی برای انتخاب همسر کافی نیست. ازدواج تصمیمی بلندمدت است و عواملی مانند تناسب شخصیتی، ارزشها، اهداف زندگی، سبک ارتباطی، مسئولیتپذیری، بلوغ عاطفی و مهمتر از همه، رضایت و انتخاب آگاهانه دو نفر باید مورد توجه قرار گیرد.
چه باید کرد؟
پیشنهاد میکنم فعلاً وارد موضع «مخالفت با ازدواج فامیلی» نشوید، بلکه درباره حق انتخاب و آمادگی خودتان با پدرتان گفتوگو کنید. در یک زمان آرام، بدون بحث و تنش، میتوانید بگویید: «میدانم که شناخت شما از این خانوادهها از روی نگرانی و دلسوزی است، اما در حال حاضر آمادگی ازدواج ندارم و دوست دارم وقتی زمانش رسید، خودم هم در انتخاب همسرم نقش داشته باشم.»
همچنین لازم است بدانید علاقه به یک نفر بهتنهایی معیار کافی برای ازدواج نیست، اما نبودِ علاقه و رضایت هم مسئله مهمی است. هیچ رابطهای نباید صرفاً به دلیل فشار خانوادگی یا ترس از ناراحت کردن والدین شکل بگیرد.
اولویت شما شناخت «خود» است
اگر در آینده موضوع ازدواج جدی شد، بهتر است پیش از هر تصمیمی، فرصت آشنایی سالم و سنجش تناسبها با حضور و اطلاع خانواده فراهم شود و در صورت امکان از مشاوره پیش از ازدواج نیز کمک بگیرید. در نهایت، فعلاً وظیفه اصلی شما انتخاب همسر نیست؛ شناخت خودتان، رشد مهارتهای ارتباطی و تصمیمگیری و ساختن آینده تحصیلی و شخصیتان است. وقتی زمان مناسب فرا برسد، میتوانید درباره ازدواج آگاهانهتر تصمیم بگیرید.