بعضی شاعران زودتر از آنکه شعرشان آنچنان که باید شنیده شود، از جهان میروند؛ محمدتقی صبور جنتی از همین دست شاعران بود. شاعر، نقاش، داستاننویس، روزنامهنگار و معلم مشهدی که جدیترین فعالیت او به دهه ۸۰ برمیگردد؛ شاعری که بیمیلیاش به انتشار کتاب، او را در سطح کشور ناشناخته باقی گذاشت. تا اینکه پس از درگذشتش مجید نظافت یزدی مجموعه شعری از اومنتشر کرد و دوباره فرورفتن در سکوت، سهم صبور جنتی از ادبیات بود. حالا پس از بیست سال، دومین مجموعه شعر او با نام «دهان ساکت ماهیها» به همت رضا عابدینزاده و سهیلا دیزگلی گردآوری و توسط نشر آرادمان منتشر شده است؛ مجموعهای که چند شعر آن با خوانش جواد گنجعلی و آهنگسازی نوید اربابیان نیز در قالب فایل صوتی در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. ویراستاری این اثر را بهار احمدیان انجام داده، عکس روی جلد اثری از کیارنگ علایی است و طرح جلد و عنوان کتاب را سیدجواد مظفری برعهده داشته است. آیین رونمایی از این مجموعه، با حضور خانواده شاعر و جمعی از شاعران و هنرمندان مشهد، عصر پنجشنبه هفته گذشته در گالری رادین و در قالب نشست تخصصی «هوا» برگزار شد. در ادامه علاوه بر گزارش این جلسه، گفت و گو با جواد گنجعلی و علی عربی را می خوانید.
گریز از تجلیات دکوراتیو

محمدباقر کلاهی اهری، در ابتدای این نشست، ضمن مرور خاطراتی از محمدتقی صبور جنتی گفت:
روزگاری جانی عطشناک در شهر مشهد زندگی می کرد به نام محمدتقی صبور جنتی. من از طریق چند تن از دوستانم درحدود دهه 60 با صبور جنتی آشنا شدم. آن زمان تئوری موسیقی شعر دکتر شفیعی کدکنی گل کرده بود و بحث های فراوانی بر سر آن وجود داشت و تعداد زیادی از دوستان شاعر براساس این نظریه، بحث و تبادل نظر می کردند و صبور جنتی با برخی از بخش های این نظریات زیاد موافق نبود و همین موضوع باعث ایجاد کدورتی بین دوستان شاعر و او شد. صبور جنتی دائم سر این موضوع حرص می خورد که مبادا این تئوری که دکتر شفیعی ارائه کرده، به شعر غلبه پیدا کند و شعر را در احاطه خود قرار دهد.
وی افزود: او آزادانه تر از این فکر می کرد که شعر را در یک نوع از تجلیات دکوراتیو قرار دهد . جانی سوخته داشت و می خواست درونیات خودش را رهاتر روی کاغذ بیاورد. این اشعار نگاتیوی از شخصیت صبورجنتی بود، او معتقد بود برای سرودن شعر باید کاملا غرق در شعر بود.
شاعری که زندگیاش را به شعر سپرد
همچنین زهرا گریزپا، شاعر و روزنامه نگار، درباره شعرهای محمدتقی صبور جنتی گفت: این شاعر با خودش صادق بوده و جهان زیستهاش را بیواسطه وارد شعر کرده است. ردپای همه تجربههای زندگی صبور جنتی، از رنگ و نقاشی تا روزنامهنگاری و معلمی، در شعرهایش دیده میشود و همین ویژگی، شعر او را به تصویری واقعی از یک شاعر و هنرمند تبدیل کرده است. صبور جنتی تنها از رنجهای شخصی خود سخن نمیگفت، بلکه رنج دیگران را نیز میدید و آن را به شعر تبدیل میکرد.
او درباره تصاویر موجود در مجموعه «دهان ساکت ماهیها» نیز میگوید: «تصویرهایی که در این کتاب می بینیم تصویرهای درخشانی است . هنر او این بود که هولناک رخدادها را به اتفاقات عادی تبدیل می کرد و جهان بینی متفاوتی در شعر داشت. صبور جنتی یک موضوع را از زاویههای مختلف می دید و آن را هنرمندانه روایت می کرد؛ ویژگیای که باعث شده شعرهایش همچنان ظرفیت کشف و بازخوانی داشته باشند.
شاعر مدرنی که فرصت معرفی جهانش را پیدا نکرد
جواد گنجعلی، شاعر و منتقد ادبی، در حاشیه این مراسم به خراسان گفت: صبور جنتی، شاعری بسیار مدرن بود که در فضای غالب سادهنویسی آن سالها کمتر جدی گرفته شد. در سال های پایانی عمرش اگر چه در جلسات حضور پررنگتری پیدا کرد و قصد داشت جهان را از چارچوب غمگین خودش با فاکتورهای شعر مدرن به اهالی ادبیات معرفی کند، اما اجل مهلتش نداد. همان سالها کتاب شتابزدهای با عنوان «تمام شد و رفت» از آثار ایشان به چاپ رسید اما انتخابهای خوبی نبود . حالا بعد از سالها به همت شاعران و هنرمندان مشهد، گزینش بسیار خوبی از آثار محمدتقی صبور جنتی با عنوان «دهان ساکت ماهیها » در نشر آرادمان به چاپ رسیده است.این اثر میتواند دنیای شگفت انگیز صبور جنتی را به خوبی به شاعران و مخاطبان ادبیات معرفی کند. چند شعر از این مجموعه توسط نوید اربابیان آهنگسازی شده است و خوانش این قطعات را من انجام دادهام که از طریق کیوآرکدهای موجود در کتاب قابل دانلود و گوش دادن هستند.
صبور جنتی شاعری بود که بسیار میدانست و بسیار خوب مینوشت اما اندک دیده شد.

محزون نشسته در پناهگاه تنهایی
علی عربی نیز در حاشیه این نشست ادبی، با اشاره به آشنایی خود با صبور جنتی در دهه ۸۰ گفت: با وجود تفاوت سنی من و صبور جنتی، خوشبختانه میان من و او گفتوگویی از جنس کلمه، آن هم در دوران جوانی ام، شکل گرفته بود. صبور جنتی انسان عمیقی بود و مانند بسیاری از شاعران دیگر میدانست که زندگی کنار کلمات و سرودن شعر در این روزگار کار آسانی نیست؛ او می دانست زندگی کردن کنار کلمات انسان را تنهاتر میکند، انسان را عصبانی میکند، اما این مسیر را انتخاب کرده بود و برایش پناهگاه ایمنی بود.
وی تأکید کرد: صبور، شاعری بود با تنهاییهای خاص و در عین حال نقاشی چیرهدست. او رنگها و جزئیات و ظرافتها را به غایت خوب میشناخت. متأسفانه با وجود دنیای شاعرانهاش تا امروز به طرز عجیبی ناشناخته مانده است.
مطلب مرتبط
محمدتقی صبور جنتی از چهرههای کمترشناختهشده شعر معاصر مشهد بود؛ شاعری که در کنار سرودن شعر، داستان مینوشت، نقاشی میکرد و در مطبوعات نیز فعالیت داشت. در محافل ادبی مشهد، بهویژه جلسات میرک، حضوری جدی داشت و شعرهایش به دلیل زبان روان، تصویرسازی و حالوهوای شخصی، میان بخشی از شاعران آن دوره مورد توجه بود. او در آموزشوپرورش نیز فعالیت میکرد و در مهر ۱۳۸۵ بازنشسته شد و در اسفند همان سال درگذشت. پس از درگذشتش، مجموعهای از شعرهای او با عنوان «تمام شد و رفت» منتشر شد؛ کتابی که یکی از شعرهای صبور جنتی نیز عنوان آن را شکل داده بود. با این حال، بخش قابل توجهی از آثار او سالها منتشرنشده باقی مانده است.
شعری کوتاه از محمدتقی صبور جنتی
دلی متروک برایم مانده بود/ و روسری سبزی که بناگوش بهار را میبوسید/ نشستم و به سه شماره/پنج تیر روی شقیقه فردا شلیک کردم/خونی بر برف پاشیده نشد/دل، بیتوتهگاهی بود پر از صدای هراس