printlogo


کوچ اجباری به حاشیه!
صادق غفوریان


 چکیده صحبت های من با یک املاکی این پاراگراف است: «ببین ماجرای مبلغ اجاره های این روزها فقط همین یک جمله است که می گویم،هرکسی هرقدرزورش برسد به مبلغ اجاره اضافه می کند. اگر مستاجرقبول کرد،می نشیند وگرنه مالک به این بهانه که خانه را فروخته، مستاجررا بیرون می کند.» 
مسئله مبلغ اجاره ها ومنصف یا منصف نبودن صاحبخانه ها ازقدیم وجود داشته اما این روزها که فصل جابه جایی اجاره نشین هاست، یک تفاوت جدی با سال ها وفصل های قبل دارد؛ شرایط جنگ و کم رونقی کسب و کارها وافزایش هزینه های زندگی به این معضل دامن زده است. گویی این مسئله، دوراه بیشترپیش پای مستاجران نگذاشته است؛ یا کنارخیابان چادربزنند یا به حاشیه شهرها کوچ کنند. وزارت تعاون، کار ورفاه اجتماعی به تازگی درگزارشی هشدارداده با تداوم روند فعلی تورم، موج‌های جدیدی ازحاشیه‌نشینی شکل خواهد گرفت؛درشرایطی که هم‌اکنون بیش از۷میلیون نفردرسکونتگاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند.

​​​​​​​
افزایش اجاره بها از40 تا100درصد
گزارش‌ها ازآن حکایت دارد که برخی قراردادهای تمدیدی،اجاره‌بها بین ۴۰ تا۵۰ درصد افزایش یافته است، افزایشی که برای بسیاری از خانوارها، با توجه به ثابت ماندن درآمد ورشد هم‌زمان هزینه‌های خوراک، درمان، آموزش وحمل‌ونقل، قابل تحمل نیست.دربرخی موارد نیزمستأجران ازافزایش‌هایی تا۱۰۰درصد خبرمی‌دهند؛رقمی که اگرچه نمی‌توان آن را به تمام بازارتعمیم داد اما نشان‌دهنده شدت فشارموجود بر اجاره‌نشین‌هاست.
وقتی ازپس اجاره برنمی آیم
این وضعیت درحالی است که سقف مجازافزایش اجاره‌بها 25 درصد اعلام شده است. با این حال،سعید لطفی،دبیراتحادیه مشاوران املاک پایتخت،گفته است بسیاری ازمالکان این سقف را رعایت نکرده‌اند ودر برخی تمدید قراردادها،افزایش اجاره‌بها به بیش از۴۰ یا۵۰ درصد رسیده است. به گفته او، بخشی ازمستأجران که توان پرداخت مبالغ جدید را نداشته‌اند،به مناطق پایین‌تریاحاشیه تهران نقل مکان کرده‌اند.
برای بسیاری ازمستأجران، جابه‌جایی دیگرانتخابی برای دستیابی به خانه‌ای مناسب‌ترنیست؛ تصمیمی اجباری برای  ادامه  زندگی  است.  خانواده‌ها یا باید درهمان خانه بمانند وسهم بیشتری ازدرآمد خود را صرف اجاره کنند،یا به واحدی کوچک‌تروکم‌امکانات‌ترنقل مکان کنند. گروهی نیزناچارند ازمحله‌های کنونی خودشان فاصله بگیرند وبه مناطق پیرامونی شهرها بروند؛مناطقی که اجاره درآن ها پایین‌تراست،اما هزینه‌های دیگری به خانواده وشهرتحمیل می‌شود.
افزایش جمعیت درمناطقی مانند گرم‌دره، شهریار و رباط‌کریم تهران یکی ازنشانه‌های همین تغییراجباری الگوی سکونت است. با این حال، کوچ به حاشیه شهربه معنای پایان مشکلات مسکن نیست. فاصله زیاد با محل کار ومدارس، افزایش هزینه رفت‌وآمد، کمبود خدمات عمومی ودرمانی، ضعف زیرساخت‌ها وکیفیت نامناسب برخی واحدهای مسکونی، بخشی از دشواری‌هایی است که پس ازجابه‌جایی آغازمی‌شود.
دربرخی مناطق حاشیه‌ای، خانه‌ها به‌صورت قولنامه‌ای اجاره داده می‌شوند وبعضی واحدها فاقد انشعابات مستقل هستند؛وضعیتی که علاوه برایجاد مشکلات حقوقی، می‌تواند ایمنی ساکنان را نیزتهدید کند. به این ترتیب، گرانی اجاره‌بها تنها مستأجران را ازیک محله به محله‌ای دیگر نمی‌راند؛ بلکه آن ها را ازدسترسی برابربه خدمات شهری، فرصت‌های شغلی وکیفیت مناسب زندگی دورمی‌کند.
اکوایران در گزارشی می نویسد: «حدود33 درصد ازکل جمعیت شهری ایران(بیش از20میلیون نفر)دربافت‌های ناکارآمد سکونت دارند که ازاین میان11درصد که تقریبا بیش از7میلیون نفرهستند درسکونتگاه‌‌های غیررسمی زندگی می‌کنند.»
حاشیه‌نشینی از معضلات قدیمی کلان ‌شهرهاست،اما تداوم  رشد اجاره‌بها می‌تواند دامنه آن را گسترده‌ترکند.وقتی خانواده‌ای برای تأمین سرپناه ناچارمی‌شود ازبافت شهری خارج شود، مسئله دیگرصرفاً اختلاف میان موجر ومستأجرنیست؛ موضوع، کاهش قدرت انتخاب خانواروگسترش نابرابری درحق برخورداری ازشهراست.