printlogo


موسیقی ایرانی با ساز کم توجهی
محمد بهبودی نیا


 روز گذشته حسام‌الدین سراج، خواننده شناخته‌شده موسیقی ایرانی، در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری ها درباره کم‌توجهی به موسیقی ایرانی گلایه‌هایی مطرح کرد؛ حرف‌هایی که اگر کمی جدی‌تر به آن‌ها فکر کنیم، پشت آن نشانه‌ هایی از نفوذ یک چالش بزرگ به فضای موسیقی امروز ماست. در کشور ما حدود دو دهه می شود که موسیقی پاپ مسیر خودش را پیدا کرده؛ سالن‌ها پر می‌شوند، بلیت برخی کنسرت‌ها از چند میلیون تومان عبور می‌کند و... در ادامه این مسیر رو به جلو  طبیعی است سرمایه هم به سمت بازاری برود که بازگشت مالی روشن‌تری دارد؛ یعنی موسیقی پاپ . اما در این میان چه بر سر موسیقی دستگاهی، آواز ایرانی و نسلی آمده و می‌آید که سال‌ها برای یادگیری ردیف، دستگاه و ساز ایرانی وقت گذاشته است؟ وقتی یک خواننده جوان می‌بیند مسیر پاپ هم کوتاه‌تر است و هم درآمدش بیشتر، انتخابش چندان عجیب نیست. موضوع مورد بحث که به آن پرداختیم روایت همین غصه است. البته باید به این نکته اشاره کنیم که هدف از نوشتن این متن مقابله با پاپ نیست؛ مسئله این است که چرا موسیقی ایرانی در این سال ها باید برای ادامه حیات، همیشه در انتهای صف حمایت و توجه بایستد؟
وقتی بازار برای موسیقی تصمیم می‌گیرد
تردیدی نیست که در یک دهه اخیر، موسیقی پاپ در فروش بلیت تا حدودی موفق‌تر از موسیقی ایرانی عمل کرده است؛ اما موسیقی دستگاهی قرار نیست با قواعد پاپ مسابقه بدهد. این موسیقی از قرن ها پیش بر پایه فرهنگ و تمدن کشورمان شکل گرفته و به روزگار ما رسیده است؛ بنابراین اهمیت آن چندوجهی است؛ پس هم به دلیل زنده نگه داشتن بسیاری از فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها و کمک به پاسداشت زبان فارسی و هم به دلیل حفظ گوشه‌های موسیقی ایرانی که هر یک را می‌توان میراثی گران‌بها قلمداد کرد نگاه حمایتی متفاوتی باید در نظر گرفته شود. با این حال، امروز شاهد این واقعیت هستیم که بازار و فروش بلیت، همه این موارد را نادیده می‌گیرد و در نهایت برای موسیقی کشور تصمیم می‌گیرد والبته مسئولان موسیقی کشور نیز چندان نگاه حمایتی به موسیقی ایرانی نداشته اند.
همین موضوع باعث شده این روزها برخی نوازندگان و گروه‌های موسیقی ایرانی به دلیل سنگینی مبالغ مربوط به اجاره سالن‌ها، نبود اسپانسر و... با مشکلاتی روبه‌رو شوند؛ مشکلاتی که وزارت فرهنگ و ارشاد و بسیاری از نهادهای مسئول باید برای رفع آن وارد میدان شده و به ماندگاری این هنر کمک کنند تا بخشی از هزینه‌های اجرا از دوش هنرمندان این حوزه برداشته شود. واقعیت این است که برای زنده نگه داشتن یک میراث کهن، باید بودجه‌های قابل توجهی صرف کرد؛ وگرنه این نوع موسیقی در رقابت با دیگر قالب‌ها به‌تدریج به دست فراموشی سپرده می‌شود؛ سرنوشتی که تعداد زیادی از آثار تاریخی ما به دلیل نبود یا کمبود بودجه، زیر آفتاب و برف و باران به سرنوشت آن دچار شده و در حال نابودی هستند.

​​​​​​​
استعدادهایی که حق انتخابشان را
 از دست می‌دهند

مسئله نگران‌کننده‌تر دیگر جوانانی هستند  که دوتار، تار، سه‌تار، سنتور یا آواز ایرانی را به صورت جدی دنبال کرده، اما وقتی وارد بازار می‌شوند، با این واقعیت روبه رو می شوند که برای مهارتی که سال‌ها برایش تلاش کرده اند، فرصت اجرایی محدودی وجود دارد.
در چنین شرایطی تغییر مسیر این هنرمندان جوان عجیب نیست. وقتی یک استعداد موسیقی مقامی یا دستگاهی می‌تواند با چند قطعه پاپ بیشتر دیده شود، بیشتر کنسرت بگذارد و درآمد بالاتری داشته باشد. 
بخشی از آنچه ما «تغییر ذائقه» می‌نامیم، در واقع نتیجه تغییر زمین بازی به دلیل کم توجهی بسیاری از مسئولان به موسیقی اصیل ایرانی است.نمی‌شود از جوان ها انتظار داشت سال‌ها هزینه آموزش بدهند و در زمان ورود به بازار به آن ها بگوییم صبر کنند تا مخاطب موسیقی ایرانی پیدا شود.
نظر خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی چیست؟ 
ما در سال های گذشته خوانندگانی مانند علیرضا افتخاری ، همایون شجریان، شهرام ناظری ،حسام‌الدین سراج و... را داشته ایم که امروز برخی از آن ها به موسیقی تلفیقی روی آورده و برخی دیگر مانند حسام الدین سراج و شهرام ناظری در این حوزه فعالیت کمتری را در دستور کار قرار داده اند به عنوان مثال روز گذشته حسام الدین سراج  در اظهارنظری صریح، نسبت به توجه بیشتر به موسیقی پاپِ پول‌ساز و بی‌توجهی به موسیقی سنتی انتقاد کرده بود. این حرف امروز معنای تازه‌ای پیدا کرده است.
سراج گفته است: وضعیت موسیقی کشور نیازمند توجه بیشتر مدیران فرهنگی است. نگاه به موسیقی ایرانی و هویت فرهنگی آن باید تقویت شود. ما نباید فراموش کنیم که موسیقی ایرانی بخشی از هویت فرهنگی ماست و برای احیا و گسترش آن باید برنامه‌ریزی و حمایت بیشتری صورت گیرد. البته نمی‌توان همه مدیران فرهنگی را در یک چارچوب قرار داد اما در برخی موارد، موسیقی بیش از آنکه از منظر فرهنگی دیده شود، از زاویه اقتصادی و میزان بازدهی مالی مورد توجه قرار می‌گیرد. این که صرفاً بررسی شود کدام کنسرت بازدهی مالی بیشتری دارد و بر اساس آن تصمیم‌گیری شود، رویکرد درستی نیست.
سراج درباره شرایط فعالیت موسیقی در شرایط امروز و تغییر ذائقه مخاطبان جوان به‌ ویژه نسل‌های جدید بیان کرده است: نباید میان جوانان و موسیقی ایرانی فاصله‌ای قطعی تصور کرد. این دیدگاه را که جوانان امروز موسیقی متفاوتی می‌خواهند و بنابراین موسیقی ایرانی دیگر نمی‌تواند با آن ها ارتباط برقرار کند، قبول ندارم. مخاطب جوان، موسیقی قوی و زیبا را دوست دارد و اگر یک اثر قدرتمند در موسیقی ایرانی ارائه شود، قطعاً می‌تواند مورد استقبال جوانان قرار گیرد.
موسیقی دستگاهی را نباید به موزه فرستاد
موسیقی ایرانی زمانی زنده می‌ماند که فقط درباره گذشته‌اش حرف نزنیم و اجازه بدهیم نسل تازه آن را زندگی کند، تجربه کند و حتی تغییرش دهد.
اتفاقاً نمونه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد مخاطب جوان الزاماً از موسیقی ایرانی گریزان نیست. علیرضا قربانی در سال‌های اخیر از استقبال جوانان ترکیه از موسیقی ایرانی گفته و این تجربه نشان می‌دهد وقتی موسیقی ایرانی با اجرای درست و زبان ارتباطی مناسب عرضه شود، هنوز می‌تواند مخاطب پیدا کند.
پس شاید وقت آن رسیده به جای این که مدام بگوییم «جوان‌ها موسیقی سنتی گوش نمی‌دهند»، بپرسیم چه اندازه موسیقی ایرانی خوب، تازه و در دسترس برایشان تولید کرده‌ایم؟ چقدر از این موسیقی حمایت کرده ایم؟