
بازار نمایش خانگی به وضعیتی نسبتاً عجیب رسیده است؛ پلتفرمها با پخش یک سریال خوب، ناگهان بالا میآیند و چند هفته یا چند ماه بعد، با پایان همان سریال دوباره سقوط میکنند. انگار هیچکدام از بازیگران این بازار هنوز نتوانستهاند چرخهای پایدار از تولید و عرضه آثار موفق بسازند و هر موفقیت، بیشتر شبیه یک اتفاق مقطعی است تا نتیجه یک برنامه مستمر. در چنین شرایطی، بازار در آستانه ورود بازیگرانی تازه قرار دارد که چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسند!
تزلزل بازیگر چیره بازار
طی ماههای اخیر بزرگترین پلتفرم بازار ویاودی روزهای کاملا آرامی نداشته است. فیلیمو که طی سالهای دهه 1400 به پشتوانه چند تولید پرمخاطب، امکانات تبلیغاتی قابل توجه و پیروزی در دعواهای حقوقی و رسانهای با ساترا، دست بالا را در بازار داشته، در این ماهها چند شکست و تجربه کمفروغ را پشت سر گذاشته است. «هزار و یک شب» نمونه بارز این وضعیت بود که با وجود هزینه فراوان و ستارههای پرتعداد، نهتنها شکل و شمایل یک محصول مورد انتظار را نداشت، بلکه به یک شکست بزرگ در کارنامه سازندگان و بازیگرانش تبدیل شد. «کلاغ» محمدحسین مهدویان اگرچه از نظر کیفی، اثر قابل دفاعی محسوب میشد، اما آن هم نتوانست مخاطب گستردهای را با خود همراه کند و با موجی از نقدها روبهرو شد. «کنکل» نیز اگرچه محصول باکیفیتی است، اما به علت آن که دوباره از ابتدا عرضه میشود، به وجهه فیلیمو لطمه زده و تصویر پلتفرمی را ایجاد کرده است که میخواهد از آب کره بگیرد و سریال منتشرشده را یک بار دیگر پخش کند! تنها تولید پرمخاطب ماههای اخیر فیلیمو، «بدنام» است که توانسته طیف نسبتا قابل توجهی از مخاطبان را با خود همراه کند، اما از لحاظ کیفی، محصولی ماقبل نقد لقب گرفته و جز رپرتاژ، درباره آن چیزی در رسانهها یافت نمیشود.
نه خوب، نه بد مثل فیلمنت
از لحاظ کیفیت و کمیت آثار، فیلمنت شرایط بهتری نسبت به رقیب بزرگتر خود دارد. این پلتفرم که در زمستان سال گذشته «وحشی» را به پخش رساند، با این سریال بار دیگر موفق بود و حال خوبی داشت؛ تا جایی که عده زیادی از تماشاگران، همچنان در انتظار ادامه آن به سر میبرند و اخبار تولید و پخش فصل سوم این اثر، توجهات گستردهای را جلب میکند. با این حال، فیلمنت نیز نتوانست بعد از پایان «وحشی 2» موفقیت این اثر را تکرار کند و در چرخهای از آثار متوسط نظیر «بیست و یک»، «اعتراف میکنم»، «کوری» و «بیعاطفه» گرفتار شد؛ سریالهایی که شکست نخوردند، اما به دستاوردی نیز برای این سرویس تبدیل نشدند و تنها مزیتشان این بود که توانستند جلوی خالی شدن سبد فیلمنت از محتوا را بگیرند. ادامه این مسیر با تولیدات متوسط، به ضعف برند فیلمنت در بازار خواهد انجامید و این پلتفرم به تولید آثار موفق در فواصل کوتاهتر نیاز دارد، چراکه پخش فقط 10 یا 12 قسمت اثر محبوب و باکیفیت مثل «وحشی»، نمیتواند برای یک سال تضمینکننده جایگاه یک پلتفرم باشد.
«شیدا» در چالش کمیت
پلتفرم شیدا شاید مهمترین نمونه برای بررسی یک خطر تازه در بازار باشد: تکمحصولی شدن پلتفرمها. این سرویس اگرچه با «بامداد خمار» توانسته است مخاطب گسترده و احتمالا کاربران قابل توجهی را جلب کند، اما پایان این سریال میتواند دوباره وضعیت آن را تغییر دهد، چراکه یک پلتفرم ویاودی برای بقا در بازار، نمیتواند تنها یک محصول داشته باشد و وقتی مخاطب برای تماشای یک سریال اشتراک میخرد، باید دلیل دیگری برای تمدید اشتراک هم داشته باشد. شیدا البته پیش از این، محصول قابل دفاع دیگری مانند «مو به مو» را هم عرضه کرد، اما سیاست تکمحصولی، تنها برای ایامی که محصولی در حد و اندازههای «بامداد خمار» به نمایش درمیآید، قابل اجراست و در سایر ماههای سال و البته سالهای آینده، پایدار نیست.
وضعیت غمانگیز نماوا
شرایط نماوا بدتر از همه رقباست و چه بسا شاید دیگر رقابتی با دیگران نداشته باشد. پلتفرمی که زمانی یکی از دو قطب اصلی نمایش خانگی بود و از نخستین ویاودیهای بازار به شمار میرفت، امروز دیگر جایگاه بازیگر سوم بازار را هم ندارد. نماوا که ماههاست مخاطبان کمشمار «سووشون» را چشمانتظار گذاشته، اگرچه با ایدههای عجیبی مثل شراکت «کوری» با پلتفرم بزرگتر، ظاهراً سودای بازگشت به رقابت دارد، اما با رفتار سینوسی در پخش محصولات خود، یک برند نسبتاً مرده به نظر میرسد و جایگاه خود را در ذهن مخاطبان به کلی از دست داده است.
امیدی به تازهواردها هست؟
در چنین بازاری، ورود پلتفرمهای جدید در نگاه اول اتفاق مثبتی است، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده که صرف داشتن یک اپلیکیشن و چند سریال برای ورود موفق به نمایش خانگی کافی نیست. استارنت و تماشاخونه بهترین نمونهها برای اثبات این موضوع به شمار میروند که حضور در این بازار، اصلا به آن سادگی نیست که بسیاری از خارج گود فکر میکنند و درست به همین دلیل بود که چند پلتفرم پیش از راهاندازی رسمی تعطیل شدند و بسیاری از مخاطبان هیچگاه نام امثال آینت، ایما، پلی و... را نشنیدهاند. در ماههای اخیر، «زیویژن» متعلق به علی طلوعی نیز به عنوان بازیگر تازهوارد، به این بازار آمده که با توجه به نبود محصولات پرشمار دپوشده، از همین حالا باید منتظر رکود و شکست آن بود. در این میان، نام جدیدی که ممکن است بتواند یک قطب تازه در این بازار بسازد، سرویسی با عنوان «آپرا» است که گفته میشود با سرمایه محمد امامی تهیهکننده و سرمایهگذار زندانی سریال «شهرزاد» در راه است و با وجود جذب نام بزرگی چون حمید نعمتا... برای ساخت سریال «داشآکل»، به علت همین حواشی اقتصادی گذشته، مسیر سختی برای رقابت با برندهای خوشنامتر دارد.