printlogo


 قمار سوم ریاض در معرض آزمون
علیرضا رحیمی 


 در یک دهه گذشته، عربستان سعودی سه بار تلاش کرده است ترتیباتی برای همکاری و ائتلاف نظامی-امنیتی در پیرامون خود ایجاد کند؛ از طرح تشکیل «نیروی نظامی مشترک عربی» در سال ۲۰۱۵ و ایده «ناتوی عربی» در سال ۲۰۱۷ تا «توافق دفاعی مکه» در سال ۲۰۲۶.  برای درک چالش‌های پیش‌روی توافق مکه، نخست باید علل عقیم ماندن دو الگوی پیشین را واکاوی کرد. در فروردین ۱۳۹۴ (مارس ۲۰۱۵)، سران اتحادیه عرب در شرم‌الشیخ مصر طرح تشکیل نیروی نظامی مشترک را تصویب کردند. این اقدام همزمان با آغاز مداخله ائتلاف عربی در جنگ یمن صورت گرفت؛ امری که از همان ابتدا نشان داد هدف اصلی ریاض، نه تأسیس یک پیمان دفاعی دائم، بلکه مشروعیت‌بخشی به یک عملیات نظامی منطقه‌ای و شتاب‌زده است. با فروکاهش سطح ائتلاف به ابزاری برای پیگیری اهداف کوتاه‌مدت، شکاف اولویت‌ها میان بازیگرانی چون مصر و عربستان هویدا شد.دو سال بعد، در جریان سفر ترامپ به ریاض در سال ۲۰۱۷، ایده «ناتوی عربی» با مشارکت کشورهای خلیج‎فارس، مصر و اردن مطرح شد. این ایده نیز با خروج مصر و واگرایی دیدگاه‌ها فروپاشید.
 مسئله اصلی در ناتوی عربی، فقدان تعریف واحد از «منبع تهدید» بود؛ در حالی که برخی کشورهای خلیج‎فارس موازنه منطقه‌ای را اولویت خود می‌دیدند، بازیگرانی مانند مصر، اولویت اول را مبارزه با تروریسم داخلی و ایجاد ثبات داخلی تعریف می‌کردند. عدم تمایل واشنگتن به ارائه ضمانت‌های الزام‌آور امنیتی نیز تیر خلاص را به این پیکر نیمه‌جان شلیک کرد. در پیمان مکه، سه بازیگر اصلی تعهدی دفاعی از جنس «ماده ۵ ناتو» به نمایش گذاشتند که بر اساس آن، حمله به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی می‌شود. عربستان این‌بار دست روی مکمل‌های سخت‌افزاری قوی گذاشته است: پاکستان با توانمندی هسته‌ای به همراه نیروی انسانی گسترده و ترکیه به‌عنوان عضو ناتو با صنایع دفاعی رو به پیشرفت!با این حال، تجربه و ادبیات همگرایی نظامی نشان می‌دهد که اشتراک منافع اقتصادی یا سیاسی می‌تواند جرقه‌زننده همکاری باشد، اما تنها برداشت یکسان از تهدید است که به یک پیمان دفاعی مانایی می‌بخشد. چالش بنیادین توافق مکه دقیقا در همین نقطه شکل می‌گیرد، چراکه اولویت‌های امنیتی سه کشور عضو در سه حوزه جغرافیایی کاملاً متفاوت تعریف شده‌اند.تمرکز امنیتی پاکستان به شدت معطوف به شبه‌قاره و معادلات با هند است. از سوی دیگر، ترکیه تعهدات سنگینی در قبال ناتو دارد و کانون تمرکز امنیتی آن در مدیترانه، قفقاز و شامات قرار گرفته است. در مقابل، عربستان سعودی در پی حفظ امنیت پایدار برای پروژه‌های توسعه‌ای خود و موازنه قدرت در خلیج‎فارس است.در نهایت، توافق مکه بدون شک گامی هوشمندانه از سوی ریاض برای تنوع‌بخشی به هم‌پیمانان امنیتی و خروج از اتکای صرف به غرب است. اما تا زمانی که یک تهدید عینی و مشترک که حیات هر سه بازیگر را همزمان نشانه برود وجود نداشته باشد، الزامات ماده ۵-گونه این توافق بیشتر کارکرد بازدارندگی نمایشی خواهد داشت. از این منظر، توافق مکه نه پایان یک دهه تلاش عربستان برای ائتلاف‌سازی، بلکه آغاز آزمون سوم این راهبرد است.