سال تحصیلی 1406-1405 را باید از سخت ترین سال های پیش روی نظام آموزشی کشور قلمداد کرد؛ ناترازی های احتمالی انرژی و تاثیر آن در آموزش حضوری، تردید در توان فنی برای ارائه آموزش غیرحضوری، تداوم پروژه آموزش های غیرحضوری و اما و اگرها در کیفیت آموزشی و البته تراکم دانش آموزان در مدارس دولتی در پی نقل و انتقالات از غیرانتفاعی به دولتی، همه مواردی است که این سال را به یک آزمون دشوار برای دولت و وزارت آموزش و پرورش تبدیل کرده است. ما روز گذشته( 14 شهریور) در یک نظرسنجی مجازی بر بستر «خراسان آنلاین» از مخاطبان پرسیدیم، «آیا تا الان موفق شدید فرزندتان را در مدرسه ثبتنام کنید؟» که تا ساعت 20 (شنبه شب) 31 درصد اعلام کردند به دلیل ظرفیت مدرسه، هنوز موفق به ثبت نام نشدند.بی شک، شرایط کنونی را باید معلول وضعیت سخت کشور در یک سال اخیر دانست؛ اما باید اذعان کرد که حوزه آموزش و پرورش حتی قبل از جنگ ها و بحران های اخیر نیز چندان گل و بلبل نبوده است. طبیعی است زیرساخت ضعیف نه تنها در آموزش و پرورش بلکه در هر حوزه ای به هنگام بحران، مشکلاتش دوچندان می شود.
چرا ۱۴۰۵؛ سالِ آزمونِ سختِ آموزش؟پیچیدگیهای سال تحصیلی جدید تنها به یک چالش یا نارسایی محدود نمیشود، بلکه ترکیبی از نارسایی های زیرساختی، اقتصادی و تکنولوژیک، نظام آموزشی کشور را در شرایط کم سابقهای قرار داده است. از یکسو، سایه سنگین ناترازیهای احتمالی انرژی، تداوم آموزش حضوری را با تهدید جدی مواجه ساخته و مدرسهزدایی را به گزینهای ناخواسته تبدیل کرده است. از سوی دیگر، تجربه تقریبا ناخوشایند بسترهای مجازی، تردیدهایی را درباره توان فنی وزارتخانه برای ارائه آموزش غیرحضوری استاندارد ایجاد کرده است؛ روندی که در صورت تداوم، افت کیفیت آموزشی و تعمیق بیعدالتی در یادگیری را به همراه خواهد داشت. در کنار این نارساییهای فنی و ساختاری، محدودیت های اقتصادی خانواده ها، موجی از مهاجرت دانشآموزان از مدارس غیرانتفاعی به سمت مدارس دولتی را رقم زده است. این جابهجایی انبوه، به تراکم غیراستاندارد کلاسهای درس در مدارس دولتی خواهد انجامید و فشار مضاعفی را بر کادر آموزشی کمتعداد وارد می آورد. این موارد به عنوان مجموعهای از چالشها، سال پیشرو را به یکی از دشوارترین ادوار مدیریت آموزشی در کشور بدل میسازد.
بحران انرژی و خط قرمز آموزش حضوریاگرچه وزیر آموزش و پرورش، دو روز قبل تاکید کرد که «تمام ظرفیتهای آموزش و پرورش برای آغاز سال تحصیلی آرام و کمدغدغه فراهم شده و حتی در شدیدترین شرایط، حضوری بودن کلاسها را با قوت دنبال خواهیم کرد» اما اماره ها و نشانه ها درخصوص ناترازیهای انرژی در فصل سرما، احتمالا شرایط متفاوتی را در تقویم آموزشی رقم خواهد زد. این در حالی است که تعطیلیهای مکرر مدارس در سالهای اخیر به دلایل مختلف همچون جنگ و نارسایی های انرژی و آب و هوا ضربه سختی به بدنه یادگیری وارد کرده است. جالب و شاید عجیب این جاست که علی محبی، رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، 25 مردادماه گفته بود: «سهم تعطیلی مدارس در مهار ناترازی انرژی کشور کمتر از ۱.۵ درصد است، اما هزینه سنگین آن به شکل افت یادگیری بر نظام آموزشی تحمیل میشود.» این آمار رسمی در حالی بیان می شود که متأسفانه آسانترین راه برای مدیریت مصرف انرژی در سالهای اخیر، تعطیل کردن مدارس بوده است. در واقع وقتی مدرسه تعطیل میشود، تنها کلاس درس تعطیل نشده، بلکه جامعهپذیری و سلامت روان نسل جدید به مخاطره میافتد.»
سراب آموزش غیرحضوری
و لکنت زیرساختهاتجربه سالهای گذشته نشان داده که میان ادعای آموزش مجازی تا واقعیت زیرساختها فاصله وجود دارد. بسترهای موجود شاد یا سامانههای بومی، هنوز توان پشتیبانی همزمان از میلیونها کاربر را بدون اختلال، کندی و قطعیهای مداوم ندارند.
تردید در توان فنی برای ارائه آموزش غیرحضوری یک واقعیت است. ما در زمینه افت کیفیت آموزشی ناشی از آموزشهای شتابزده مجازی، تجربه نسبتا تلخی داریم. آموزش غیرحضوری در زیرساختهای فعلی، نهتنها کیفیت یادگیری را کاهش می دهد، بلکه شکاف آموزشی میان دهکهای برخوردار و کمبرخوردار را عمیقتر میسازد؛ چراکه هنوز خانوادههایی در تأمین آموزش های ویژه و ابزارهای آموزش و هوشمند دچار مشکل هستند.
کلاسهای ۴۰ تا 50 نفره! افزایش چشمگیر شهریه مدارس غیرانتفاعی و کاهش قدرت خرید خانوادهها، الگوی ثبتنام مدارس را در سال ۱۴۰۵ تا حدودی تغییر داده است. ریزش آمار ثبتنام در بخش غیردولتی و سرریز آن به مدارس دولتی، ظرفیت بخشی از این مدارس را به نقطه سرریز رسانده است. پدر یکی از همین دانش آموزان هجرت کرده از غیرانتفاعی به دولتی می گوید: «مدیر مدرسه دولتی می گوید، 60 نفر در نوبت ثبت نام برای پایه ششم هستند که ما فقط می توانیم 5 نفر را ثبت نام کنیم؛ تازه تعداد دانش آموزان این کلاس حداقل 50 نفر می شود.»
مدرسهای که نباید سپر بلا شودآموزش و پرورش کشور در آستانه سال تحصیلی ۱۴۰6-۱۴۰5 در نقطهای حساس قرار گرفته است. انباشت مشکلات پیشینی مانند کمبود بودجه توسعه و کمبود نیروی انسانی، در کنار چالشهای نوظهوری چون ناترازی انرژی و مهاجرت معکوس تحصیلی، مدیریت این نهاد را بیش از هر زمان دیگری دشوار کرده است. اگر مسئولان و سیاستگذاران بخواهند مانند سالهای گذشته، سادهترین راهکار یعنی تعطیلی مدارس یا سپردن آموزش به بسترهای لرزان مجازی را انتخاب کنند، خسارتهای علمی و آموزشی و تربیتی آن در سالهای آینده جبرانناپذیر خواهد بود. سال سخت مدرسه آغاز شده است، اما عبور از آن، نیازمند تغییر نگاه حاکمیت به آموزش از یک «نهاد مصرفکننده» به «ضروریترین زیرساخت ملی» است.