printlogo


گفت و گو با بانوی هنرمندی که عشق به وطن و حماسه را با هنر معرق به تصویر می کشد
مشق شجاعت با تکه‌های چوب

​​​​​​​

 در حالی که تکه های چوب را سر هم می‎کند و یک هواپیمای جنگنده می سازد، از ذوق هنرجویان کوچکش می‎گوید وقتی با دستانشان این چوب را برش داده اند و در آینده خود را مهندسی می بینند که برای  کشور امنیت را به ارمغان می آورد. می‎گوید: «اخبار جنگ بچه ها را دل آزرده کرده بود، به آن ها گفتم نترسید ما قدرتمند هستیم، بیایید با هم جت بسازیم، ما می‎توانیم با آمریکا و اسرائیل بجنگیم. بچه ها شروع کردند به ساختن جت و پهپاد و موشک، با تکه های چوب، دیگر ترسی وجود نداشت.» این روایت یک بانوی هنرمند است که ذوق و هنر ایرانی را با حماسه و شجاعت مردمانش پیوند داده است. با او در یکی از تجمعات شبانه آشنا شدیم؛ آن‎جا که میزی گذاشته است و هنر معرق را به نوجوانان آموزش می‎دهد و بنا  دارد هنر دست پرچم‎داران نوجوان خیابان را به تابلویی تبدیل کند که روایتگر روزها و شب هایی  باشد که جوانان و نوجوانان مشهدی پا به پای مردم ایران سنگر خیابان را حفظ کردند. به گزارش خراسان رضوی، طاهره مستنبط، بانوی معرق‌کاری است که در ایامی که تجمع‌های شبانه در میدان تقی‌آباد مشهد شکل گرفته بود، به کودکان و نوجوان‌هایی فکر کرد که در فضایی متفاوت از روزهای عادی زندگی می‌کردند و به دنبال راهی بود تا با استفاده از هنر خود، سرگرمی سالمی برای آن ها فراهم کند. از مسئولان تجمع خواست، فضایی با میز و صندلی و نور مناسب در اختیارش قرار دهند تا هرچند وقت یک‌بار ابزار معرق، چوب‌های مختلف و وسایل کار را با خود ببرد و بچه‌ها را با این هنر ایرانی آشنا کند.
هنر در خدمت حماسه
این روایت بانویی هنرمند است که ذوق و هنر ایرانی را با حماسه و شجاعت مردمانش پیوند زده است. با او در یکی از تجمعات شبانه آشنا شدیم؛ آن‌جا که میزی گسترده است و هنر معرق را به نوجوانان می‌آموزد. او بنا دارد هنر دستِ پرچم‌داران نوجوان خیابان را به تابلویی تبدیل کند که روایتگر روزها و شب‌هایی باشد که جوانان و نوجوانان مشهدی، پا به پای مردم ایران، سنگر خیابان را پاس داشتند. طاهره مستنبط می گوید: «نوجوان‌های ما خیلی باهوش و بااستعدادند، نباید وقتشان با کارهای بیهوده و غرق شدن در فضای مجازی پر شود.» او می خواهد خروجی آموزشش به نحوی باشد که روایت روزهای حماسه آفرین مردم مشهد، با دستان کودکان و  نوجوانان مشهدالرضا(ع) به تصویر کشیده شده باشد و بنا دارد متنی در کنار این اثر قرار دهد، برای کسانی که سال‌ها بعد آن را می‌بینند و می‌خواهند بدانند مردم در آن روزها چگونه کنار هم ماندند و چگونه تلاش کردند بخشی از خاطراتشان را ثبت کنند.
پنجاه سالگی، شروعی جدید
این همه توجه و علاقه خانم مستنبط به عنوان یک بانوی میانسال به هنر معرق و کنشگری، ما را وامی‎دارد تا با او همکلام شویم. آن طور که خودش توصیف می کند در ۵۰ سالگی مسیر تازه‌ای برای زندگی‌اش پیدا کرده است و روزهایی هست که ۱۳ یا ۱۴ ساعت در مغازه اش کار می کند، مغازه ای که پر شده از تکه‌های چوب، طرح‌های نیمه‌کاره، ابزار و تابلوهایی که هریک قصه‌ای برای گفتن دارد. طاهره خانم درباره علاقه اش به معرق کاری می گوید: «بهتر است بگویم با چوب‌ها و طرح‌هایم زندگی می‌کنم.» به گفته او، در اوان میانسالی که فرزندانش یکی‌یکی راه زندگی خودشان را پیدا کردند و مستقل شدند، برای وی یک زندگی تازه آغاز شد. درباره آن روزها بیان می کند: «دیدم در ۵۰ سالگی خانه ‌نشستن صلاح نیست. دیر نمی‌گذرد که شاهد انواع بیماری‌ها خواهم بود. باید برای خودم سرگرمی سالمی درست می‌کردم.» همین تصمیم ساده، او را به سمت هنری برد که بعدها بخش مهمی از زندگی‌اش شد، معرق.
تجلی آیات در هنر
طاهره مستنبط متولد سال ۱۳۳۵ در نجف است؛ دختر آیت‌ا.. سیداحمد مستنبط، از علمای نجف که صاحب رساله و آثار مکتوب متعددی بوده است. علم و فرهنگ بخشی از زندگی روزمره اهالی خانه آن‎ها بوده است و او از همان سال های کودکی به هنر علاقه مند شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خانواده راهی ایران شدند و مشهد را برای زندگی انتخاب کردند؛ شهری که برای خانواده او به‌دلیل وجود بارگاه امام رضا(ع) معنایی ویژه داشت. در پنجاه سالگی معرق را ابتدا برای سرگرمی انتخاب کرد. دوره آموزشی را گذراند و شروع به کار کرد. اما علاقه خیلی زود جای سرگرمی را گرفت. او حالا ۱۵ سال است که در کنار ساخت آثار، تدریس هم می‌کند. معرق برای طاهره خانم فقط کنار هم قراردادن چوب‌های رنگارنگ نیست. بسیاری از آثارش آیات قرآن، احادیث و مضامین مذهبی را روایت می‌کنند. خودش در این باره می گوید: «مردم بیشتر دنبال آیاتی مثل و ان یکاد، چهارقل و آیت‌الکرسی هستند، اما از نگاه من، تمام قرآن حرفی برای گفتن دارد و باید به‌صورت معرق تصویر شود». او معتقد است «حدیث و معارف دینی هم می‌توانند با زبان هنر روایت شوند». یکی از آثارش بر اساس حدیثی درباره توکل به خدا و توسل به پنج تن آل‌عباست و  در اثر دیگرش از حدیثی در نهج‌البلاغه الهام گرفته است.