
اگر با مامان حرفم بشود بابا سریع میآید وسط و از مامان طرفداری میکند. بهطرز عجیب و غریبی حق را به مامان میدهد. همیشه و همیشه! حتی وقتی دوتایی با هم توی خودروییم و من سرِ درد دلم باز میشود یا چیزی نمیگوید یا اگر هم بگوید، چیزی در طرفداری از مامان است! گاهی فکر میکنم من باید چنین همسری داشته باشم که همیشه از من حمایت کند. به خصوص جلوی بچهها، حتی اگر حق با من نباشد هم حداقل توی حرف زدن طرف من را بگیرد و یک تصویر خوب از من برای بچهام بسازد... درست است که این جور وقتها که بابا بیخودی طرف مامان را میگیرد حرصم درمیآید اما ته ته تهش به این فکر میکنم چقدر چنین چیزی به آدم حس امنیت میدهد. میدانید؟