از سرمای قطب تا طبیعت وحشی آمازون
در صد و شانزدهمین سالروز رسیدن پای اولین کاوشگران به قطب شمال، گپ وگفتی داریم با محمد گلزار داروساز و گردشگری که به 100 شهر دنیا سفر کرده و ماجراجوییهایش در شبکههای اجتماعی پربازدید شده استنویسنده: سید مصطفی صابری | روزنامهنگار
مترجم:

سفر و ماجراجویی کم و بیش عمری به اندازه حیات انسان هوشمند در این سیاره دارد. سفر به دل جنگلهایی با جانوران ناشناخته، ماجراجویی در نقاطی که پای انسانی به آن باز نشده و ... از کنجکاویهای جالب و قدیمی ما انسانهاست. یکی از مناطقی که همیشه کاوش در آن برای مردم دنیا جذاب بوده قطب شمال و جنوب است. طی قرنها افراد مختلفی تلاش کردند تا اولین انسانهایی باشند که به این نقاط جغرافیایی سختدسترسی دست پیدا میکنند. بد نیست بدانید درست 116 سال قبل مثل امروز یعنی در 6 آوریل 1909، رابرت پیری و همراهش متیو هنسون، با کمک چهار نفر از اسکیموهای اینویت، ادعا کردند که به قطب شمال رسیدهاند. ادعایی که بهشدت مورد مناقشه رقبا قرار گرفت و هنوز هم دربارهاش بحث است. حالا که از طرفی هم در سالروز کاوش تاریخی پیری و هنسون هستیم و از طرف دیگر هم سفر به قطب جنوب توسط یکی از مسئولان توام با حواشی و در نهایت عزل او شد، گفتیم برویم سراغ یک جهانگرد خوش ذوق که سفرهایش به دور دنیا و مناطقی مثل قطب، جنگل آمازون و... در شبکههای اجتماعی مورد استقبال قرار گرفته است. البته نباید از این نکته غافل شد که هر چند سفر و کاوش حق هر کسی است؛ اما در شرایط اقتصادی امروز کشور، انتظار میرود مسئولان تمرکز خود را روی رفع دغدغههای مردم بگذارند و پرداختن این مطلب به بحث جذابیت های سفر به قطب به منزله تایید حواشی اخیر معاون پارلمانی عزل شده رئیس جمهور نیست. با این پرونده خواندنی و پرماجرا همراه ما باشید.

از داروسازی تا ماجراجوییهای جهانی
از محمد که متولد سال 71 است میخواهم کمی از خودش بگوید و اینکه چطور عاشق سفر شد: «من محمد گلزار اصفهانی هستم و فارغالتحصیل دکترای داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی یزد. سال 1396 دوران تحصیلاتم به پایان رسید و اکنون در داروخانه شخصی خود در اصفهان مشغول کار هستم. علاقه من به سفر و گردشگری از دوران دانشگاه آغاز شد؛ با شرکت در گروههای کوهنوردی و طبیعتگردی در یزد، هر هفته برنامهای برای گشتوگذار در اطراف این شهر برگزار میکردیم. همین تجربیات باعث شد که به مدیریت برنامههای گردشگری و تور لیدری علاقهمند شوم. بعد از پایان دوران سربازی، در سال 1398 با همسرم تصمیم گرفتیم سفرهای فصلی داشته باشیم، حتی با بودجه محدود. اولین سفرهای خارجی ما انجام شد، اما بعد از وقوع پاندمی کرونا، تا مدتها امکان سفرهای بینالمللی فراهم نبود. پس از پاندمی، شرکت قطر ایرویز بلیتهای رایگان به کادر درمان کشورهای مختلف داد؛ ماهم در قرعهکشی برنده شدیم و مقصدی متفاوت انتخاب کردیم: برزیل».
تماشای دلفین صورتی و مار آناکوندا در ریه زمین!
دوست دارم محمد از ماجراجویی در برزیل بگوید که انتخاب جالبی برای یک سفر است: «سفر 16 روزه به برزیل یکی از بهیادماندنیترین سفرهای من بود. از یکطرف زندگی شهری با شور و نشاط مردم برزیل بود و از سوی دیگر زندگی در جنگلهای گسترده آمازون. این جنگلها که به «ریه زمین» شهرت دارند، طبیعتی وحشی و بینظیر داشتند. شنا کردن با دلفینهای صورتی، زندگی در کنار قبایل بدوی بدون امکانات اولیه مانند برق و آب لولهکشی و مشاهده جانورانی نظیر مار آناکوندا، حیوان تنبل و پرنده اخطار جنگل از تجربههای خاص این سفر بودند. اهالی جنگل آمازون روشهای قابل توجهی مانند نحوه دور کردن حشرات و استفاده از آب شیرین موجود در آوندهای درختان را به ما آموزش دادند. شکار ماهی پیرانا هم یکی دیگر از تجربیات هیجانانگیز من بود».

وقتی شدم کولهپشتی
محمد گلزار در فضای مجازی به «کوله پشتی» معروف است؛ از علت این ماجرا میپرسم که میگوید: «سفر ۱۶ روزه برزیل را من و همسرم، تنها با همراه داشتن دو کولهپشتی انجام دادیم، چون هزینه پروازهای داخلی در برزیل، در صورت داشتن چمدان بسیار گران میشود. دوستان من از همان زمان لقب «کولهپشتی» را به من دادند و این موضوع موجب شد تا انگیزه بیشتری پیدا کنم و سفرهای بعدی را هم فقط با کولهپشتی انجام دهم. علاوه بر این تلاش کردم دیگران را تشویق کنم تا برای راحتی خودشان در گشت و گذارها و جابهجاییها و همچنین کاهش هزینههای پرواز، از چمدان کوچک یا کولهپشتی استفاده کنند. در یک سفر تنهایی به ۱۳ شهر از ۷ کشور اروپایی در سال گذشته، تنها از یک کولهپشتی استفاده کردم. این سبک سفر، هرچند سختیهایی مانند شستوشوی لباسها و محدودیت ظرفیت بار داشت، اما باعث شد بهراحتی در بین کشورهای مختلف سفر کنم. همچنین در مقاصدی که اسکان نداشتیم و تنها قصد بازدید از شهر و حرکت به مقصد بعدی را داشتیم، سختی حمل چمدان هم حذف شد. به همین دلایل، من توصیه میکنم که مردم سبکتر سفر کنند و خود را درگیر بار اضافی یا وسایل غیرضروری نکنند».
در مسیر درک بهتر دنیا
قبل از آنکه سراغ تجربه تماشای شفق قطبی برویم از محمد درباره انگیزه او و همسرش برای سفر به دور دنیا میپرسم: «انگیزه اصلی ما از سفر کردن، درک بهتر دنیا و شناخت تفاوتهای فرهنگی مختلف است. یکی از جذابترین بخشهای سفر، چشیدن طعمها و مزههای جدید است و من در این مسیر کوچکترین تردیدی به خود راه نمیدهم؛ از چشیدن ملخ و زنبور در رستورانهای چینی تا خوردن گوشت گوزن در مناطق شمالی روسیه، تا امتحان ماهیهای خاص هر منطقه. تست ادویههای مختلف دنیا و روشهای پخت غذای سنتی از مواردی است که همیشه همراهان خود در سفر را به آن تشویق میکنم. این موضوع به عقیده من یکی از بهترین راهها برای درک تفاوتهای فرهنگی است».
تجربه دشوار تماشای شفق قطبی
محمد درباره منظره بینظیر شفق قطبی میگوید: «سال گذشته به قصد دیدن شفق قطبی، سفر به شمال روسیه را آغاز کردیم. در مورد شفق قطبی باید گفت که مشاهده این پدیده تنها در زمانهای خاصی از سال امکانپذیر است. علاوه بر مولفه شانس، چند پارامتر دیگر هم در این موضوع نقش دارد؛ از جمله تاریکی کامل هوا، سرد بودن هوا، آسمان صاف و بدون ابر، دوری از نورهای مصنوعی شهری، فعالیتهای شدید خورشیدی و شبهایی که ماه کامل در آسمان نباشد. مهم است بدانیم که مشاهده شفق قطبی، همانند بسیاری از برنامههای ماجراجویانه، قطعی نیست و ممکن است شبی که در این مناطق سپری میکنید، به دلیل نبود یکی از پارامترها، موفق به دیدن شفق نشوید. به همین دلیل، اگر تصمیم به سفر به این مناطق دارید، حداقل ۴ تا ۵ شب را برای آن اختصاص دهید تا شانس مشاهده این پدیده افزایش یابد. همچنین بهتر است از راهنمایان محلی آگاه کمک بگیرید؛ زیرا یافتن مکانی مناسب برای مشاهده شفق نیاز به تجربه دارد. برای این منظور باید به مناطقی خارج از شهر بروید که هم از نورهای مصنوعی و آلودگی نوری دور باشد، هم شرایط آبوهوایی بهتر داشته باشد و هم ویژگیهای بصری جذابی در نزدیکی شما باشد تا تصاویر بهتری ثبت کنید».
رقص ارواح در آسمان
محمد با بیان اینکه دیدن شفق قطبی یکی از خاصترین تجربههای من شد، اضافه کرد: «تماشای رقص شفق که بومیان آن را «رقص ارواح» مینامند، چنان زیبا بود که باعث شد اشک من بیاختیار در آن سرمای شدید جاری شود. در افسانههای برخی قبایل بومی قطب شمال، مانند سامیها که در اسکاندیناوی و شمال روسیه سکونت دارند، شفق قطبی را روح انسانها یا اجدادشان میدانستند که در آسمان در حال رقص و شادی یا عزاداری هستند. این نورهای سبز، قرمز و بنفش که در آسمان حرکت میکنند، از نظر آنها حرکات ارواح است که به همین دلیل لقب «رقص ارواح» به آن دادهاند».

موجهای دریا کریستال شدند!
تلاش برای حفاظت از اکوسیستم خاص قطب شمال و جلوگیری از آسیبهای ناشی از حضور انسان باعث شده تا محدودیتهایی در سفر به این ناحیه اعمال شود و برای همین گردشگرانی که میخواهند تجربه نزدیکتری داشته باشند، ترفند جالبی میزنند؛ محمد گلزار دراینباره میگوید: «سفر به دهکده تریبرکا در شمال روسیه هم یکی از تجربههای بینظیر ما بود. دهکده تریبرکا یکی از شمالیترین نقاط قابل سکونت کره زمین است که در مجاورت دریای بارنتس قرار دارد. این دهکده در فصلهای گرم، یکی از مناطق ماهیگیری مهم روسیه محسوب میشود، اما در فصلهای سرد، به دلیل سرمای شدید و دسترسی سخت، تقریبا خالی از سکنه است. چند سال پیش، یک فیلم سینمایی در این منطقه ضبط شد که باعث شد نام این دهکده بر سر زبانها بیفتد. اکنون تریبرکا یکی از نقاط گردشگری اصلی شمال روسیه در فصلهای سرد محسوب میشود. درخور ذکر است که بازدید از این دهکده نیاز به مجوز ویژهای دارد و گاهی گذرنامه شما نیز توسط مأموران بررسی میشود. این موضوع به دلیل موقعیت استراتژیک این منطقه و مجاورت آن با دریاهای آزاد رخ میدهد. در این منطقه، بازدید از ساحل تخم اژدها، مشاهده کشتیهای به گل نشسته، دیدن صندلی معروف سریال «بازی تاج و تخت» و منظره نهنگ دریای بارنتس از جذابیتهای سفر ما بود. اما دیدن محل تلاقی برف و دریا در سرمای منفی ۳۷ درجه سانتیگراد تجربهای خاص و فراموشنشدنی بود. در این مکان، موجهای خروشان دریا که هنگام برخاستن به هوا، به دلیل سرما به کریستال تبدیل میشدند، حس عجیبی را در قلب ما ایجاد کردند. این تجربه حتی از نظر چند تن از همراهان ما، از دیدن شفق قطبی هم تأثیرگذارتر بود».

40 روز بدون خورشید
اما آنچه خواندید تمام شگفتیهای سفر به یکی از شمالیترین نقاط سیاره نیست؛ محمد ادامه میدهد: «یکی دیگر از ویژگیهای سفر ما، تجربه شب قطبی یا Polar Night بود. درحوالی ماه ژانویه به مدت ۴۰ روز در منطقه مورمانسک، خورشید طلوع نمیکند. صبحها حدود ساعت ۱۱ مقداری روشنایی به آسمان میآید و تنها چند ساعت بعد، تاریکی مطلق بازمیگردد. با این حال، مردم محلی زندگی عادی خود را دارند؛ کودکان به مدرسه میروند، بزرگ سالان از حمل و نقل عمومی استفاده کرده و به محل کار میروند و حتی مادران با نوزادان خود مشغول خرید روزانه هستند. انگار این شرایط کاملاً برای آنها عادی شده است، در حالی که درک این موضوع برای ما دشوار بود. پرواز ما از مسکو به مورمانسک هم با تجربهای غیرمنتظره همراه بود. زمانی که هواپیما آماده نشستن در فرودگاه مورمانسک بود، به دلیل یخزدگی باند، مجددا ارتفاع گرفت و به یک فرودگاه دیگر منتقل شد. پس از حدود ۶ ساعت انتظار در هواپیما، شرایط فرودگاه مورمانسک بهتر شد و توانستیم به این شهر بازگردیم. این هم یکی دیگر از شرایط پیشبینینشده سفرهای ماجراجویانه بود».
آرزویم سفر به قطب جنوب است
دوست دارم بدانم این داروساز ماجراجو چطور تجربههایش را ثبت میکند؟ میگوید: «سفرنامهنویسی یکی از ضروریترین بخشهای برنامهریزی سفر است. مطالعه تجربیات کسانی که پیش از ما به مناطق مورد نظرمان سفر کردهاند، کمک میکند تا با دید بازتری به مشکلات احتمالی پیش رو، برنامهریزی مکانهای مورد بازدید و انتخاب نحوه حمل و نقل بین مقاصد مختلف بنگریم. خود من پس از هر سفر تلاش میکنم سفرنامهای تصویری ارائه داده و راههای ارزانتر سفر به این مناطق را با دیگران به اشتراک بگذارم تا کمک کوچکی به جامعه عاشقان سفر کرده باشم. بد نیست بدانید تا امروز بیش از ۵۰ سفر به ۲۷ کشور دنیا داشتهام و تجربه گشتوگذار در حدود ۱۰۰ شهر مختلف را دارم. اما آرزوی بزرگ من، سفر به قطب جنوب و بازدید از قاره هفتم است. این سفر به دلیل نیاز به اخذ مجوزهای خاص و هزینههای بالا، احتمالا در آینده دور محقق خواهد شد، اما همچنان یکی از اهداف بزرگ من است».
10 شماره آخر
پربازدیدهای خراسان آنلاین