بادستگیری دزدان خودرو در مشهد فاش شد
راز قتل راننده تاکسی اینترنتی زیر پل جاده!
نویسنده: سید خلیل سجادپور
مترجم:


دزد جوانی که به همراه یکی از دوستانش هنگام دستبرد به قطعات قابل فروش یک دستگاه خودروی ریو در بیابان های اطراف روستای گوجگی دستگیر شده بود، راز قتل هولناک پیرمرد مسافرکش را دربازجویی های تخصصی کارآگاه پلیس آگاهی خراسان رضوی فاش کرد.
به گزارش اختصاصی روزنامه خراسان،هجدهم مرداد سال گذشته پیرمرد70ساله ای که عضو یکی از تاکسی های اینترنتی معروف بود و در شهرستان نقاب مسافرکشی می کرد،مسافری را به مقصد نیشابور سوار کرد و در گرمای تابستان به راه افتاد. چند ساعت بعد او مسافر میان سال خود را در حالی به مقصد رساند که تصمیم گرفت سفری هم به مشهد بکند!بنابراین به سوی پایانه مسافری نیشابور حرکت کرد تا چند مسافر را هم به مقصد مشهد سوار کند. پیرمرد که با حساسیت مراقب نواقص احتمالی خودرو در جاده بود، در کنار خیابان توقف کرد و به بررسی روغن موتور و آب رادیاتور پرداخت و سپس مشغول تمیزکاری خودرو شد. در همین حال صدای جوانی که قصد سفر به مشهد را داشت، او را از افکارش بیرون کشید. جوان مسافر در حالی که روی صندلی جلوی «ریو»می نشست، خطاب به راننده گفت: من عجله دارم! اما پیرمرد اصرار داشت که باید چند مسافر دیگر نیز سوار کند!
مسافر 24 ساله که دقایقی قبل لانه مجردی خود را ترک کرده بود تا به مشهد سفر کند، در حالی نقشه شیطانی هولناکی را در ذهن خود مرور کرد که راننده «ریو»به سوی میدان با غرور حرکت کرد تا مسافران دیگری را پیدا کند.در این شرایط مسافرجوان که نقشه وحشتناک خود را برباد رفته می دید ناگهان گوشی تلفن خود را به طور نمایشی روی گوشش گذاشت و با صحبت های خود چنین وانمود کرد که چند تن از دوستانش نیز قصد سفر به مشهد را دارند. او سپس از راننده خواست برای سوار کردن دوستانش به سمت جاده سبزوار بازگردد. دقایقی بعد مسافر مخوف به پیرمرد تاکید کرد کنار یکی از پل های زیرگذر کانال آب و در حاشیه جاده توقف کند تا دوستانش از راه برسند!
حدود10 دقیقه از انتظار آن ها می گذشت و پیرمرد از آینه خودرو مدام به این سو و آن سوی جاده می نگریست ولی از مسافران جدید خبری نبود!مسافر جوان که نگرانی را در چهره پیرمرد می دید دوباره گوشی را نمایشی زیر گوشش گرفت و با عصبانیت فریاد زد:«خودتان را مسخره کرده اید؟!اگر نمی آیید ما برویم!»مسافر مخوف سپس در حالی که به راننده اطمینان می داد به زودی دوستانش از راه می رسند،به آرامی پیراهنی را از میان ساک دستی اش بیرون آورد و زیر چشمی نگاهی به چهره آشفته پیرمرد انداخت که هنوز از آینه بغل به اطراف جاده نگاه می کرد. او در یک لحظه نقشه هولناک خود را به اجرا گذاشت و با مشت محکمی که به گیجگاه پیرمرد کوبید،پیراهن را دور گردن وی حلقه زد و آن قدر فشار داد تا سرراننده بی گناه روی فرمان افتاد اما وقتی پیراهن را رها کرد گویی سر پیرمرد روی فرمان تکان خورد! در این هنگام مسافرقلابی برای اطمینان از مرگ طعمه خود،چاقو را بیرون کشید و چنان ضربه ای به گردن راننده فرود آورد که خون زیادی فواره زد و روی صندلی و کف خودرو ریخت.چند دقیقه بعد قاتل ترسناک از خودرو پیاده شد و پیکر خون آلود او را کشان کشان به زیرگذر کانال آب انتقال داد. او زمانی که از زیرگذر بیرون آمد سراغ خودرو رفت و با بطری آبی که از صندوق عقب برداشت مشغول شست و شوی خون ها شد تا اعضای یک خانواده دنا سوار که در آن نزدیکی توقف کرده بودند، به او مشکوک نشوند!
گزارش اختصاصی روزنامه خراسان حاکی است ساعتی بعد قاتل بی رحم مسافری را هم از نیشابوربه مقصد مشهد سوار کرد و به راه افتاد. او هنگامی که به مشهد رسید مسافر خود را در اطراف میدان حافظ(گاراژدارها)پیاده کرد وسپس با یکی از دوستان دوران سربازی خود تماس گرفت. «محمد»که از تماس دوست خود خوشحال به نظر می رسید نشانی دامداری پدرش در جاده کلات را به او داد.
طولی نکشید که «وحید»(جوان24ساله)پدال گاز را فشرد و به سوی یکی از روستاهای اطراف مشهد در جاده کلات حرکت کرد. او بعد از خوش و بش و احوال پرسی از دوستش تقاضا کرد تا خودروی ریو را برای مدتی نزد او به امانت بگذارد! «وحید»ماجرای ساختگی سرقت خودرو را برای دوستش بازگو کرد و گفت:چند روز قبل خودرو را که شیشه آن پایین بود و سوئیچ هم روی آن قرارداشت از کنار خیابانی در نیشابور سرقت کردم و به مشهد آوردم!
بنابرگزارش روزنامه خراسان،این گونه بود که جوان قاتل،خودروی سرقتی را در دامداری پدر دوستش پنهان کرد و خود به نیشابور بازگشت. از سوی دیگر خانواده پیرمرد مسافرکش در حالی که به شدت نگران و مضطرب بودند ماجرای گم شدن او را به پلیس آگاهی گزارش دادند و بدین ترتیب تحقیقات پلیس برای یافتن راننده تاکسی اینترنتی آغاز شد و پس از حدود 6 روز رصدهای اطلاعاتی و پیگیری های پلیسی بالاخره جسد خون آلود پیرمرد در زیر پل حاشیه جاده نیشابور کشف شد و این گونه پرونده قتل پیرمرد70ساله زیرذره بین تحقیقات قرارگرفت. در حالی که بررسی های تخصصی پلیس برای یافتن سرنخی از یک مظنون مسافرنما ادامه داشت،چندماه بعد «وحید» دوباره به مشهد بازگشت و با اجاره یک دستگاه وانت پیکان،دریک کارگاه قالی شویی مشغول کار شد. او قالی و قالیچه ها را از منازل جمع آوری می کرد و برای شست و شو به قالی شویی ها انتقال می داد. از طرف دیگر پدر «محمد»که متوجه خودروی مشکوک در دامداری شده بود،پسرش را سرزنش کرد که چرا اجازه داده است تا دوستش خودرو را به دامداری منتقل کند! به همین خاطر«محمد»با وحید تماس گرفت و ماجرای خشم پدرش را بازگو کرد. هنوز ساعتی بیشتر از این تماس تلفنی نگذشته بود که وحید سوار بر وانت اجاره ای مقابل دامداری رسید و از دوستش خواست تا خودرو را به بیابان های اطراف ببرند و در آن جا رها کنند!هنگامی که آن ها به حاشیه جاده روستای گوجگی رسیدند «وحید»اصرارکرد تا حداقل لوازم و قطعات قابل فروش خودرو را باز کنند و لاشه آن را در بیابان بیندازند! با این پیشنهاد وسوسه برانگیز،آنان به سرعت سپر و چرخ ها را بازکردند،اما هنوز دقایقی از توقف آن ها در بیابان نگذشته بود که با تماس تلفنی یکی از رانندگان عبوری، نیروهای انتظامی از راه رسیدند و دو جوان را حین ارتکاب جرم بازداشت کردند و به مقر انتظامی انتقال دادند اما وقتی شماره پلاک خودروی ریو در رایانه های مرکز فرماندهی ثبت شد ناگهان شماره یک پرونده جنایی در صفحه نمایش خودنمایی کرد که در نیشابور رخ داده بود.
به گزارش اختصاصی روزنامه خراسان،این گونه بود که با دستور قاضی دکتر صادق صفری(قاضی ویژه قتل عمد مشهد)،متهمان به سرقت در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی قرارگرفتند اما دو سارق جوان مدعی بودند با خودروی وانت پیکان از آن محل عبور می کردند که خودروی رها شده را دیده اند و با وسوسه شیطانی تصمیم به سرقت لوازم و قطعات آن گرفته اند.
درهمین حال با دستور مستقیم سرهنگ کارآگاه جوادشفیع زاده(رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی)دو متهم مذکور به اتاق بازجویی هدایت شدند و با نظارت سرهنگ محمد همتی جوانمرد(رئیس اداره جنایی آگاهی خراسان رضوی)در برابر سوالات فنی و تخصصی افسرپرونده قرارگرفتند. هنوز چند دقیقه از انکارهای قاطع متهمان نگذشته بود که سروان اسماعیل عظیمی مقدم (افسرپرونده)مدارکی مستند از پرونده قتل راننده تاکسی اینترنتی را مقابل دیدگان «وحید»گذاشت. این جوان 24ساله که با مشاهده این اسناد،همه راه های گریز را بسته می دید به ناچار لب به اعتراف گشود و راز این جنایت هولناک را فاش کرد. این گزارش حاکی است با انتقال متهمان به نیشابور، تحقیقات درباره زوایای دیگر این ماجرای وحشتناک ادامه یافت.
10 شماره آخر
پربازدیدهای خراسان آنلاین