همایش مونیخ، فریاد همبستگی با صهیونیست ها و شمار اندک جمعیت حاضر در آن، گواه آن بود که اپوزیسیون پهلوی پا در مسیر منافقین گذاشته است
پر از خالی !
نویسنده: توکلی
مترجم:
اپوزیسیون خارجنشین و جریان سلطنتطلب مدتهاست که رویای احیای گذشته را در سر میپرورانند و هر از گاهی تلاش میکنند با سازمان دهی گردهماییهایی نمایشی، چنین تصویری را به افکار عمومی القا کنند. آخرین نمونه این نمایش شکستخورده، تجمعی بود که برای هفتهها در فضای رسانهای آنها، بهعنوان «اجتماع بزرگ مونیخ» تبلیغ شد. رسانههای وابسته به این جریان، شبانهروز در تلاش بودند تا این رویداد را بهعنوان نقطه عطفی در فعالیتهای اپوزیسیون جلوه دهند؛ حتی ربع پهلوی با اعتماد به نفس کاذب، پیشبینی کرد که این تجمع، بزرگترین و متنوعترین گردهمایی حامیان پهلوی خواهد بود.اما آن چه در میدان رخ داد، نه تنها با این تبلیغات فاصلهای نجومی داشت، بلکه بهاعتراف خود اعضای این جریان، نتیجهای «فاجعهبار» رقم خورد. جمعیتی آنقدر اندک که به نماد بارز بیاعتنایی افکار عمومی ایرانیان خارجنشین نسبت به این قبیل نمایشها تبدیل شد.در میان این شکست پررنگ، نکتهای قابلتأملتر از تعداد شرکتکنندگان، حضور پرچمهای رژیم صهیونیستی در این گردهمایی بود. صحنهای که بدون نیاز به هیچ تفسیر اضافی، ماهیت وابستگی و پشتپرده چنین تجمعاتی را بهروشنی عیان میسازد.
ربع پهلوی در مسیر رجوی
این شکست، تنها یک ناکامی سیاسی نبود؛ بلکه ضربهای حیثیتی به اپوزیسیونی بود که خود را نماینده میلیونها ایرانی جا میزند. این ضربه زمانی سنگینتر جلوه میکند که بدانیم بخشی از این ریزش حمایتها، بهطور مستقیم به موضعگیریهای اخیر ربع پهلوی در جریان تجاوز ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی به ایران بازمیگردد. زمانی که او در بزنگاه تاریخی، جانب تلآویو را گرفت و با همراهی با حملات رژیم کودک کش اسرائیل، در عمل چهره واقعی خود را به بخشی از هوادارانش نشان داد.تجربهای که بیشباهت به سرنوشت سازمان منافقین (مجاهدین خلق) نیست؛ گروهکی که با پذیرش مزدوری صدام در دوران دفاع مقدس، به انزوایی عمیق و همیشگی کشیده شد. نمونه عینی آن، عملیات مرصاد یا بهزعم منافقین «فروغ جاویدان» بود که بهعنوان واپسین تلاش نافرجام این گروه برای نفوذ نظامی به خاک ایران، با پاسخ قاطع ملت و نیروهای مسلح ایران مواجه و به نماد شکست نهایی این گروهک تبدیل شد. اکنون نیز به نظر میرسد سلطنتطلبها، بدون عبرتگیری از سرنوشت منافقین، در مسیری مشابه قدم میگذارند. از مواضع ضدملیشان در بزنگاههای حساس گرفته تا برافراشته شدن پرچمهای اسرائیل در تجمعاتشان، همهوهمه نشان میدهد که درسهای تاریخ معاصر، گویا هنوز به گوش جریانهای ضدایرانی نرسیده است.
خدا کند که بمیرم وطن فروش نباشم
در این میان اما تجمع کم فروغ پهلوی ها در مونیخ سوژه کاربران و تحلیلگران ایرانی قرار گرفت که در ادامه برخی از آن ها را می خوانید:
* یکی از قابل تامل ترین اتفاقات در کنفرانس سلطنت طلبان که با حمایت رژیم صهیونی در مونیخ آلمان برگزار شد، هنگامی بود که الهام یعقوبیان صهیونیست، حملات رژیم صهیونی به ایران را یک عملیات برای آزادی ایران و این رژیم سفاک را دوست مردم ایران خواند، رضا پهلوی و همکارانش شروع به تشویق اسرائیل کردند.
*یک ماه رضا پهلوی فراخوان داد، منوتو و اینترنشنال تبلیغ کردند، علی کریمی و اشکان خطیبی و همه سطلیها توییت زدند و استوری کردند ولی آخرش ۲۱۱ نفر در تجمع سلطنتطلبها در مونیخ شرکت کردند و این در حالیه که فقط در آلمان ۴۰۰ هزار و در کل اروپا ۲ میلیون نفر ایرانی زندگی میکنه! این عاقبت وطن فروشی است. به قول اون شاعر که می گه «خدا کند که بمیرم وطن فروش نباشم.»
* همه توانشان را گذاشتند، همه رسانهها و مزدورانشان را به خط کردند تا به اصطلاح همایش بزرگ و تاریخی مونیخ را رقم بزنند، چنان افتضاحی رقم خورده که صدایش را هم در نمیآورند؛ این تابلوی عجز و فضاحت پهلویچیها اما ماندگار شد!پیرکودکِ بیفرهنگ و مجسمه خیانت به وطن دیگر بَزک شدنی نیست!
* توییتر را که باز میکنی، دهها اکانت از یک جلسه در مونیخ صحبت میکنند که در آن بچه شاه مخلوع، یک جلسه ضد جمهوری اسلامی برگزار کرده است. لایک این اکانتها همگی بالای چندین هزار است که تصور همراهی افراد زیاد را برای او ایجاد میکند. اما واقعیت ماجرا وقتی به حضور فیزیکی میرسد، میشود همان تعداد معدودی که حتی نتوانستند یک سالن کوچک را پر کنند. احتمالا همین تصور سادهلوحانه بوده که رژیم صهیونیستی را به ایماژ در آستانه سقوط بودن جمهوری اسلامی رسانده بود. یعنی خودشان عملیات روانی توییتری طراحی کرده و اکانت و لایک فیک میسازند و بعد خودشان فریب آن را میخورند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


