گفت و گو با استاد غلامحسین غفاری که 5 دهه از زندگی خود را وقف موسیقی مقامی خراسان کرد
یادگار نسل طلایـی خنیاگران
نویسنده: رضا اعلمی
مترجم:
تربت جام، شهرستانی است که موسیقی در تار و پود زندگی مردمانش جریان دارد؛ شهری که نامش با دوتار و نغمههای مقامی گره خورده و سالهاست به پایتخت موسیقی مقامی شناخته میشود. در میان چهرههای برجسته این دیار، استاد غلامحسین غفاری جایگاهی ویژه دارد؛ هنرمندی که بیش از 5 دهه از عمر خود را وقف پاسداری از موسیقی مقامی خراسان کرده و امروز یادگار نسل طلایی خنیاگران به شمار میرود. او از کودکی در دشتها و کوهستانهای احمدآباد صولت با نغمههای دوتار انس گرفت و بعدها در کنار استادانی چون حاج قربان سلیمانی، پورعطایی و درپور نفس کشید.

روایت زندگی استاد غلامحسین غفاری تنها داستان یک هنرمند نیست؛ حکایت نسلی است که عشق به هنر را بر سختیهای معیشت ترجیح داد. امروز دغدغه اصلی این پیش کسوت،آینده موسیقی مقامی و لزوم پاسداری از این میراث فرهنگی است؛ میراثی که اگر به آن توجه نشود، در معرض فراموشی قرار خواهد گرفت. این پیش کسوت موسیقی مقامی درباره آغاز مسیر هنری خود، گفت: من اهل احمدآباد صولت تربت جام هستم؛ روستایی که امروز به شهر ارتقا یافته است و از همان کودکی موسیقی را نه در کلاس و آموزشگاه، بلکه در دل زندگی آموختم.
کوچ از زادگاه برای موسیقی
روزگاری چوپانی میکردم و در همان دشتها و سکوت کوهستان، موسیقی مقامی خراسان در جانم ریشه دواند. آن زمان، موسیقی بخشی از زندگی روزمره مردم بود؛ بیواسطه، بیتکلف و صادقانه. آموزش رسمی وجود نداشت، اما دلها مدرسه بودند و سینهها، گنجینهای از نغمهها؛ عشق به موسیقی من را از زادگاهم به تربت جام کشاند. هجرتی که از سر اجبار نبود، بلکه سفری عاشقانه برای ادامه راهی بود که مقصدی جز هنر نداشت. استاد غلامحسین غفاری افزود: بیش از ۳۵ سال در این شهر زندگی کردم و در تمام این سالها مستأجر بودم. من با هنر و برای هنر زندگی کردم اما هنر، نان و سقف برای من نیاورد.
این هنرمند در گفت و گو با «خراسان رضوی»، صادقانه از بهای سنگینی گفت که هنر از زندگی شخصی و خانوادگیاش گرفت. خانوادهای که سختیها را به جان خریدند تا چراغ موسیقی خاموش نشود. وی اعتراف کرد که بارها در خلوت خویش از خود پرسیده که آیا حق داشته چنین فشاری را بر عزیزانش تحمیل کند؟ می گوید: واقعیت این است که خانواده ام بسیار سختی کشیدند چون عشق من به هنر باعث شد آن ها را در تنگنا قرار دهم و حتی بارها در خلوت خودم برای فرزندانم گریه کردم و از خودم پرسیدم چرا این همه سختی را به آن ها تحمیل کردم. بعدها فهمیدم اگر خانواده هنرمند با او همراه نباشند، هیچ هنری دوام نمی آورد.
استاد غلامحسین غفاری در ادامه به افتخارات هنری خود اشاره کرد و گفت: از اوایل پیروزی انقلاب اسلامی حضوری مستمر در جشنوارههای هنری کشور داشتم، جشنوارههایی که در آنها بارها موفق به کسب رتبههای اول، دوم و سوم و دریافت درجه یک هنری شدم. من در کنار استادانی نفس کشیدم که امروزه نامشان تنها در خاطرهها مانده است؛ استادانی چون ذوالفقار عسکریان، حاج قربان سلیمانی، غلامعلی پورعطایی، نورمحمد درپور و دیگر بزرگان موسیقی مقامی.
وی با اشاره به بیش از 5 دهه فعالیت هنری اش، درباره حضور در کشورهای مختلف برای اجرای موسیقی مقامی، افزود: نغمههای موسیقی خراسان مرا به آنسوی مرزها برد؛ از فرانسه و سوئیس گرفته تا هلند، بلژیک و اندونزی. من و همراهانم در این سفرها، نقش سفیران فرهنگی مردم خراسان را داشتیم و با نوای دوتار، صدایمان را به گوش جهانیان رساندیم.
گلایه از نبود زیرساخت های فرهنگی در تربت جام
این پیش کسوت موسیقی مقامی به نبود زیر ساخت های فرهنگی در تربت جام اشاره کرد و اظهار داشت: حدود 20 سال پیش، کلنگ احداث یک مجموعه فرهنگی هنری و یک پژوهشکده موسیقی در تربت جام به زمین زده شد و امید در دل هنرمندان زنده شد؛ امیدی که امروز به حسرت بدل شده است چون که این پروژها همچنان ناتمام هستند و به مخروبهای تبدیل شده اند. استاد غلامحسین غفاری بزرگترین دغدغه جامعه هنری را آینده موسیقی مقامی دانست و افزود: استادان بزرگی، آرزو داشتند روزی با تکمیل پژوهشکده موسیقی، در آن مکان هنر خود را به اجرا بگذارند؛ اما متأسفانه پیش از تحقق این آرزو چشم از جهان فروبستند. وی در پایان گفت: امروز بازماندگان نسل قدیم موسیقی مقامی که هنوز در قید حیات هستند، تعدادشان به اندازه انگشتان یک دست رسیده است؛ اگرچه شاگردان و فرزندان آنان همچنان در این عرصه فعال هستند، اما نبود پشتیبانی و حمایت مستمر، این میراث ارزشمند را در معرض فراموشی قرار داده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


