باطل السحر راهبرد جدید ترامپ
نویسنده: محمدمهدی هاشمی
مترجم:
از مرشایمر و رابرت پیپ اساتید مطرح روابط بین الملل گرفته تا نشریات معتبری مثل آتلانتیک، فارن پالیسی، فارن افرز، نیویورک تایمز و ... معتقدند ایران پیروز جنگ شده و ترامپ هم مجبور به دادن امتیازات به ایران در تفاهم اخیر شده است. از طرفی حرص صهیونیست ها از این تفاهم درآمده و اپوزیسیون نتانیاهو هم از آن چماقی ساخته و نزدیک انتخابات کنست بر سر نتانیاهو و حزبش؛ لیکود می کوبد. پس می توان مدعی شد که تا این جا این تفاهم به نفع ایران است و حداقل در مقایسه با تجربیات قبلی مثل برجام مشکل آن در متن نیست (به جز برخی ظرایف که می توان درباره آن ها بحث کرد) و مدت کوتاه آن در کنار برگشت پذیری آنی تمام تعهدات ایران (مثلا ایران می تواند در صورت تشخیص به سرعت تنگه را مسدود کند یا در هر مقطعی که صلاح دید جنگ را از سر بگیرد). با این اوصاف چرا رهبر انقلاب به صورت علنی از عدم موافقت با نظر شعام و در راس آن رئیس جمهور گفتند و چرا با این وجود مسئولان به امضای این تفاهم تن دادند؟
همان طور که اشاره شد در متن این تفاهم ایران بیش از آن که امتیاز دهد امتیاز گرفته است و نکته مهم دیگر این که طرف آمریکایی حتی برخی از تعهداتش مثل لغو محاصره دریایی را نه بر اساس زمان بندی 30 روزه داخل متن، بلکه در عرض یک شب انجام داد. در واقع این وضعیت برآیند پیروزی ایران در نبرد و البته طلوع راهکار احتمالی جدید ترامپ برای مواجهه با ایران است. با این تفاهم او نه تنها فشار اقتصادی را در داخل آمریکا و بر اقتصاد جهانی به صورت مقطعی کاهش داد، بلکه یک پنجره زمانی هم برای جلب نظر رای دهندگان آمریکایی در اختیار دارد تا جمهوری خواهان راحت تر بتوانند در انتخابات میان دوره کنگره با دموکرات ها سرشاخ شوند. در کنار این موارد اما مهم ترین دلیلی که ترامپ را به دادن این شکلات ها در قالب تفاهم به ایران ترغیب کرده تعهد ایران به از سرگیری مذاکرات هسته ای با طرف آمریکایی ظرف
60 روز است. در حساب و کتاب ترامپ امضای یک توافق هسته ای مشابه با برجام در وهله اول هم به تنهایی می تواند به عنوان یک پیروزی به افکار عمومی داخلی آمریکا فروخته شود و هم می تواند خیال او را برای از سرگیری راهبرد نظامی برای پس گرفتن اهرم هایی مثل تنگه هرمز و یا حتی پی ریزی تغییر نظام و تجزیه ایران در آینده راحت تر کند. در مقابل،کف مورد مذاکره طرف ایرانی باید در این نقطه و حداقل در چارچوب NPT باشد؛ نه وضعیتی که پیش از جنگ وجود داشت. احتمالا تعهد ایران به از سرگیری مذاکرات هسته ای و پیش بینی زیاده خواهی طرف آمریکایی در مذاکرات حضوری هسته ای همان نقطه ای است که به درستی مورد مخالفت رهبر انقلاب بوده است.اما چرا تفاهم امضا شد؟ دلیل قبول شکلات های ترامپ از سوی مسئولان و موافقت مشروط رهبر انقلاب با این تفاهم اما با هدف ایجاد مقطعی برای تنفس نظامی و اقتصادی کشور بوده است. در واقع این تفاهم اگر بتواند به اندازه عمر حداقل 60 روزه اش عملیاتی بماند؛ می تواند چند آورده مثبت برای ما داشته باشد. اول این که با برداشته شدن محاصره دریایی کشور می تواند نفت را صادر و اقلام مورد نیاز کشور را وارد کند. دوم این که با بازشدن مقداری از دارایی های بلوکه شده ایران، دست کشور در خرید اقلام موردنیاز باز خواهد بود. همچنین معافیت های تحریمی در این بازه می توانند روند تسریع بازسازی توان لجستیکی از دست رفته در جنگ را تسریع و کشور را برای مواجهه با امکان مجدد جنگ در پی به نتیجه نرسیدن مذاکرات هسته ای -که خیلی هم دور از ذهن نیست- آماده کنند. غیر از این که امضای ترامپ پای سندی که حاکمیت ایران بر تنگه و نقش آفرینی منطقه ای ایران با ذکر نام لبنان را به رسمیت شناخته یک پیروزی سیاسی هم محسوب می شود. مجموع این دلایل احتمالا دلایل پافشاری مسئولان بر امضای این تفاهم بوده اند هر چند که عملیاتی شدن این تفاهم و بهره مندی کامل ایران؛ با سابقه بدعهدی های مداوم طرف آمریکایی همچنان در هاله ای از ابهام است و موضوعی است که رئیس جمهور در این باره متعهد شده است. از طرفی با توجه به استیصال ترامپ برای امضای این تفاهم تداوم اجرای آن تبدیل به یک اهرم فشار بر آمریکایی ها هم شده و بستن تنگه به رغم حضور هیئت ایرانی در سوئیس توان چانه زنی ایران را افزایش هم داده است.
بخش مهم ماجرا اما درک درست رهبر انقلاب از تمام نشدن مواجهه ایران و آمریکا با امضای این تفاهم است؛ در واقع اعلام نظر علنی رهبر انقلاب دست هیئت ایرانی را برای امتیاز ندادن در موضوع هسته ای بازتر می کند و امکان تصحیح برخی مواضع غیراصولی پیشین را هم فراهم می سازد. موضوعی که در نهایت می تواند به باطل السحر راهبرد جدید ترامپ در مواجهه با ایران منجر شود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


