شبهای پرحسرت فوتبالی تلویزیون
روایت تلویزیون از جام جهانی نه تنها بهشدت ساده و بدون ابعاد اجتماعی و فرهنگی است، بلکه حتی خود کارشناسی فوتبالش هم نخنماستنویسنده: سید مصطفی صابری، روزنامهنگار
مترجم:
جام جهانی ۲۰۲۶ تا به اینجا اثبات کرده که صرفاً یک تورنمنت ورزشی نیست، بلکه یک جهان کوچک و فشرده است که در آن میتوان تقاطع پرالتهاب و جذاب ورزش، جامعه، اقتصاد و سیاست را به روشنی تماشا کرد. این جام ۴۸ تیمی، با حضور کشورهایی کمترشناختهشده نظیر کیپورد و کوراسائو، روایتگر داستان مردمی است که از دل فقر، بیماری، مهاجرت و سالها حاشیهنشینی به متن صحنه جهانی رسیدهاند. این ظرفیت بینظیر میتواند فوتبال را از یک مسابقه محدود نود دقیقهای، به یک مدرسه بزرگ تبدیل کند. در این میدان جهانی، تنها گلها، پاسها و تاکتیکها نیستند که صفآرایی میکنند، بلکه سبک زندگی، هویتهای ملی، نابرابریهای ساختاری و رویای دیدهشدن هم در جریان است.اما بازنمایی این پدیده در تلویزیون ما، حکایت تلخ تقلیل فوتبال به سطحیترین فرم ممکن است. گزارشگرهایی با اطلاعات دم دستی، دایره واژگان محدود، فریادهایی که بیدلیل میخواهد هیجان ایجاد کند در کنار کارشناسیهای تکبُعدی و دور از عمق اجتماعی. کلیت برنامهها هم که شده شبیه یک بنگاه اقتصادی برای درآمدزایی تلویزیون. گویی رسالت اصلی رسانه تنها این است که با هیاهو و شلوغی، تنور بازی را داغ کند، بیآنکه تلاشی برای فهمپذیرتر کردن این پدیده جذاب و پیچیده داشته باشد. در این رویکرد رسانهای، فوتبال از یک قلاب برای فهم بهتر جهان تهی شده و صرفاً به کالایی برای مصرف لحظهای بدل میشود؛ کالایی که باید در آن فقط سرگرم شد، نه آموخت و نه اندیشید. صداوسیما البته با افتخار هزینههایی را صرف ارتباطات اسکایپی ضعیف با چند ستاره بازنشسته خارجی میکند تا به برنامههای مشابه رودست زده باشد و مزیت نسبی آنها را بگیرد؛ اما کمتر به این ضرورت میاندیشد که از دل همین جام، یک روایت جامعهشناختی جذاب بسازد. روایتی درباره پدیدههایی مثل مهاجرت، توسعه نامتوازن، اقتصاد ورزش، روانشناسی فشار و حتی شکاف نسلها و... اینکه چرا تیمهایی با کمترین زیرساختها درخشان ظاهر میشوند و تیمهایی با بیشترین سرمایه، تهی و فرسوده مینمایند، خود یک کلاس درس جدی است. با این حال، تلویزیون معمولاً با چشمپوشی از این لایههای عمیق، در همان سطح امن و بیخطر کارشناسی شیوه دفاع و حمله و تاکتیکها متوقف میشود.وقتی رسانه ملی با اینهمه امکانات، نیروی انسانی، بودجه و تبلیغ و... از فهم فوتبال عقب میماند، چه انتظاری است از برخی پلتفرمها که حتماً باید گردش مالی داشته باشند و برای همین دست به دامن کمدینها برای ساخت برنامه فوتبالی میشوند. البته قطعاً سرگرمی اتفاق بدی نیست اما برای نسلی که با امثال دکتر صدر و حاجرضایی دنیای فوتبال را زیسته، این روزهای تلویزیون سراسر حسرت است؛ حسرت رسانهای که ترجیح داد در سطح بماند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


