همنشین ابدی بهشت

کدام سِرّ مکتوم است که ساحت خاک را به شمیم افلاک معطر ساخته است؟

نویسنده:

مترجم:

​​​​​​​
در حریم قدسی مشهدالرضا(ع)، خاک دیگر نه از تبار غبار، که از جنس قدس است؛ محرابی گشوده و معراجی میان زمین و آسمان. گویی شمس حقیقت را در آغوش تُراب پنهان می‌کنند؛ اما مگر نوری که به سرچشمه ازل پیوسته است، خاموش می‌شود؟ نه؛ این تنها سپردن پیکری به خاک نیست، بلکه بازگشت آیتی مجسم به مهبط نور و تجلی وعده‌های الهی است. این‌جا، در کنار مضجع شریف حضرت امام رضا(ع) - قبله ایران - سخن از وداعی معمولی نبود؛ سخن از بازگشت روحی است که جان بر سر پیمان نهاد و همه عمر در مسیر مجاهدت و جهاد استوار ماند. امام شهید اکنون پس از سال‌ها رنج و زخم، سر بر آستان امامی می‌گذارد که پناه دل‌های شکسته و مرهم چشم‌های اشک‌بار است. این نه فقط فرجام یک راه، که آرام گرفتن غربت مردی است که عمر خویش را خرج اسلام و امت و نظام کرد و سرانجام در آغوش امام رئوف مأوا گرفت،  حالا حرم رضوی در میان موج اشک‌ها و سکوت‌های لرزان، حال و هوایی دیگر دارد. گنبد طلا چنان می‌درخشد که گویی خود نیز در این مصیبت به سوگ نشسته است. صحن‌ها آکنده از آه و نجواست و دل‌ها میان سوز فراق و تسلای توسل می‌تپند. این داغ، جان را می‌فشارد؛ اما در ژرفای همین اندوه، نوری از یقین می‌درخشد: این دفن، پایان نیست؛ آغاز حضوری عمیق‌تر در جان مردم است. شهیدان را در خاک نمی‌نهند تا فراموش شوند؛ آنان را به خاک می‌سپارند تا در دل‌ها ریشه بدوانند و از نام و راهشان، کاروان‌های قیام و حرکت برخیزند.این جا در جوار خورشید هشتم، فریاد حسین بن علی(ع) بار دیگر شنیده می‌شود: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یزید». این مزار، تنها مزار یک مرد نیست؛ نشانه عهدی است که با خون بسته شده و با اشک تجدید می‌شود. هر مشت خاکی که بر این تربت می‌نشیند، گویی مُهر ایستادگی است و هر قطره اشکی که فرومی‌چکد، سلامی است از دل‌های داغداری که هنوز از فراق او می‌سوزند. خورشید در خاک تنها مرثیه فراق نیست؛ روایت پیوند اشک و حماسه است. حرم رضوی گواهی می‌دهد که مردان خدا، آن گاه هم که در آغوش خاک می‌آرامند، زنده‌تر و بیدارکننده‌تر می‌شوند. شهید در جان امت تکثیر می‌شود؛ در بغض جوانان، در اشک مادران، در صبر پدران، و در ایمان کودکانی که نام او را با احترام خواهند آموخت. هر آه، سلامی است؛ هر اشک، پیمانی است؛ و هر سکوت، بیعتی دوباره با راه امام شهید است که هرگز به پایان نمی‌رسد. آری، در مشهدالرضا(ع)، خورشید را در خاک نهادند؛ اما این خاک، نه مدفن خاموشی، که مهد بیداری است. خورشید در خاک می‌رود، اما گرمایش از دل‌ها رخت برنمی‌بندد؛ نورش بر راه مجاهدان می‌ماند و خونش، بیرق حماسه، وفاداری و خون‌خواهی را برافراشته‌تر می‌سازد. این‌جا پایان یک حضور نیست؛ آغاز دلتنگی مقدسی است که از دل آن، عزم و ایمان و ادامه راه زاده می‌شود.
10 صفحه اول