حمله به آق قلا؛ هزینه مصون ماندن جبل علی؟

آمریکا در روزهای اخیر یک گلوگاه کریدوری ایران در آق‌قلا را هدف قرار داد. این نقطه چه اهمیتی دارد و چرا برخی کارشناسان ریشه این حمله را به جهت‌گیری ایران در قبال امارات مرتبط می‌دانند؟

نویسنده:

مترجم:

آمریکا بامداد پنج‌شنبه پل استراتژیک کریدور ریلی چین–ترکمنستان–ایران را در آق‌قلا هدف گرفت؛ مسیری که پس از محدود شدن بنادر ایران، به یکی از راه‌های تنفس تجاری کشور تبدیل شده بود. برخی کارشناسان، ریشه این حمله را در جهت‌گیری اشتباه ایران در قبال امارات می‌دانند؛ راهبردی که به اعتقاد آنان، با خارج کردن امارات و جبل‌علی از دایره هزینه‌های جنگ، دست واشنگتن را برای حمله به کریدورهای ایران بازتر کرده است.
ضربه به پل یا حمله به یک شاهراه؟
موشک‌های آمریکا بامداد پنج‌شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ به نقطه‌ای اصابت کردند که صدها کیلومتر با کانون متعارف درگیری‌ها در جنوب ایران فاصله داشت: پل راه‌آهن «آق‌تکه‌خان» در شهرستان آق‌قلا. انتخاب این هدف در نگاه نخست ممکن است حمله‌ای به یک پل ریلی به نظر برسد، اما جایگاه آن روی نقشه ترانزیتی منطقه، معنای دیگری به عملیات می‌دهد. این پل حلقه‌ای از مسیر اتصال چین و آسیای مرکزی به ایران و همزمان یکی از راه‌های دسترسی روسیه به شبکه ریلی کشور است؛ مسیری که پس از محدود شدن بنادر ایران، اهمیت آن چند برابر شده بود.
سال گذشته دست‌کم ۶۵ قطار باری از چین وارد ایران شدند. پس از تشدید محدودیت‌ها علیه بنادر کشور نیز، به گزارش رسانه‌های خارجی، شمار قطارهای عبوری در این مسیر تا سه برابر افزایش یافت. روسیه نیز از آبان ۱۴۰۴ ارسال بخشی از کالاهای خود به ایران را از همین خط آغاز کرده بود. به این ترتیب، پل هدف‌گرفته‌شده نه فقط بخشی از یک راه‌آهن داخلی، بلکه نقطه اتصال سه اقتصاد ایران، چین و روسیه در شرایط محاصره دریایی بود.
حمله به پل آق‌قلا این گمان را تقویت می‌کند که هدف عملیات، فراتر از وارد کردن خسارت مقطعی به حمل‌ونقل کشور بوده است. از نگاه کارشناسان، واشنگتن در پی آن است که استفاده ایران از مسیرهای زمینی به‌عنوان جایگزین بنادر و خطوط دریایی را پرهزینه کند.
مهدی خراتیان، کارشناس مسائل بین‌الملل، حمله به آق‌قلا را نوعی «تصعید افقی و عمودی» جنگ می‌داند؛ زیرا دامنه حملات از جنوب و محدوده تنگه هرمز به نزدیکی مرز ترکمنستان کشیده شده و این بار یک زیرساخت اقتصادی ـ کریدوری با آثار منطقه‌ای هدف قرار گرفته است.
رد پای جبل‌علی در معادله آق‌قلا
اما جنگ چرا به این سطح کشیده شده است؟ اظهارات برخی کارشناسان، پای راهبرد سؤال‌برانگیز ایران در قبال امارات را به میان می‌کشد. ماجرا این است که بندر جبل‌علی یک مهره اصلی در کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا، موسوم به IMEC، است؛ طرحی که قرار است هند و کشورهای حاشیه خلیج‎فارس را از طریق شبکه ریلی و دریایی به بندر حیفا و سپس اروپا متصل کند.
اگر ایران بتواند هزینه جنگ را به گره‌های کریدوری مورد حمایت آمریکا، به‌ویژه جبل‌علی، منتقل کند، واشنگتن در هدف قرار دادن مسیرهای جایگزین ایران با محاسبات پیچیده‌تری روبه‌رو خواهد شد؛ اما مصون ماندن امارات، این موازنه هزینه را یک‌طرفه می‌کند. اعمال کنترل امنیتی ایران بر تنگه هرمز، حتی بدون دریافت عوارض یا توقف کامل کشتی‌ها، مزیت امنیتی جبل‌علی را زیرسؤال می‌برد. امارات نیز از ابتدای جنگ، آمریکا را برای ایفای نقش نظامی پررنگ‌تر در تأمین امنیت تنگه تحت فشار گذاشته و با تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه، عملاً پاریس و در سطحی وسیع‌تر ناتو را به این معادله نزدیک کرده است.
در گزارش فارس این تحلیل مطرح شده که اعطای نوعی «کارت سفید امنیتی» به ابوظبی، دست واشنگتن را برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران بازتر و زمینه نفوذ امارات را فراهم کرده است.
مجید شاکری، اقتصاددان معتقد است واشنگتن زمانی به حمله کریدوری علیه ایران جسارت پیدا می‌کند که اطمینان داشته باشد تهران، امارات را از بانک اهداف خود کنار گذاشته است. در این راستا، اقدام علیه کویت یا بحرین برای آمریکا حامل پیام راهبردی بزرگی نیست، اما فشار بر امارات و جبل‌علی می‌تواند کل معماری کریدوری مدنظر واشنگتن را متأثر کند.
سود چه کسانی در بازگشت به کانال درهم است؟
با این حال، مصونیت امارات فقط حاصل ملاحظات نظامی نیست و به اعتقاد برخی کارشناسان شاید ریشه‌هایی در وابستگی‌های تجاری و ارزی ایران به این کشور نیز داشته باشد. شاکری از لابی‌های قدرتمند امارات در ایران سخن گفته و بخشی از تمایل به احیای روابط اقتصادی گذشته با ابوظبی را ناشی از منافع شبکه‌های تسویه ارزی و شرکت‌های منتفع از کانال درهم دانسته است.
این گروه‌ها همچنان چنین القا می‌کنند که ایران برای فروش نفت، انتقال ارز و تأمین کالا راهی جز بازگشت به امارات ندارد؛ حال آن که تغییر شرایط جهانی و گسترش همکاری با چین و روسیه، گزینه‌های تازه‌ای در اختیار کشور قرار داده است.
او سفر اخیر رئیس‌کل بانک مرکزی به روسیه را مهم می‌داند، اما هشدار می‌دهد دستاورد این مسیر نباید با بازگشت به سازوکارهای اماراتی خنثی شود؛ تجربه سال ۱۴۰۴ نیز نشان داده فاصله گرفتن از مسیرهای قبلی (امارات در حوزه نظام ارزی) ممکن است.
ردپای امارات در سازو کار مالی چابهار
   بر اساس اظهارات شاکری، امارات حتی در سازوکار تسویه میان ایران و هند در بندر چابهار نیز حضور دارد. چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران و مسیر اتصال هند به افغانستان، آسیای مرکزی و روسیه بدون عبور از پاکستان است.    در شرایطی که چابهار باید به ابزاری برای کاهش وابستگی ایران به کریدورها و کانال‌های رقیب تبدیل شود، قرار گرفتن امارات در جایگاه عامل تسویه یا واسطه میان ایران و هند، یک تناقض بزرگ است؛ زیرا توسعه چابهار، مزیت ترانزیتی جبل‌علی را به چالش می‌کشد. 
تکلیف امارات را روشن کنیم
در مجموع، اگر امارات و جبل‌علی از دایره هزینه‌های جنگ کنار گذاشته شده باشند، حمله به آق‌قلا را  می توان یکی از نتایج این عدم  توازن راهبردی دانست: واشنگتن کریدورهای اتصال ایران به چین و روسیه را می‌زند، بی‌آنکه گره اصلی معماری کریدوری خود در منطقه هزینه‌ای بپردازد.
تناقض آن جاست که همزمان با تخریب مسیرهای شرقی و شمالی ایران، برخی جریان‌ها به دنبال بازگرداندن تجارت خارجی کشور به کانال درهم و وارد کردن امارات به سازوکار مالی چابهارند؛ یعنی وابسته کردن شریان‌های اقتصادی ایران به رقیب مستقیم آن.
تهران باید راهبرد خود در قبال امارات، کانال درهم و نقش ابوظبی در چابهار را فوراً بازنگری کند؛ پیش از آن که کریدورهای ایران، یکی پس از دیگری، هزینه مصونیت رقیب را بپردازند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار