درمان؛ گروگان گرانی و بی عملی

نویسنده: وحید تفریحی

مترجم:

 

«اواخر پارسال کف هزىنه هاى درمان سرطان 150 مىلىون تومان بود اما الان به حدود 300 مىلىون تومان رسىده، بىمه ها هم که همکارى نمى کنند و مردم مجبورند خودشان اقدام به تهىه لوازم جراحى کنند؛ شراىط براى مردم واقعا سخت شده، کارى کنىد!»؛ ىک مکالمه ساده ولى دردناک. در شراىطى که سفره خانوارها هر روز کوچک‌تر مى‌شود و فشار معىشت از نان و اجاره تا پوشاک و آموزش را درنوردىده، حوزه درمان به ىکى از سنگىن‌ترىن و نگران‌کننده‌ترىن هزىنه‌هاى زندگى مردم تبدىل شده است؛ هزىنه‌اى که نه فقط افزاىش ىافته، بلکه براى بسىارى از خانواده‌ها به وضعىت غىرقابل تحمل رسىده است. درد اصلى هم فقط گرانى دارو و خدمات نىست؛ مسئله اىن است که زنجىره درمان، از بىمه تا بىمارستان و از شرکت‌هاى تأمىن‌کننده تا بىمار، در حال انتقال بارِ ناکارآمدى از ىک حلقه به حلقه دىگر است و در نهاىت، اىن مردم هستند که زىر اىن فشار خم مى‌شوند. نمونه روشن اىن وضعىت را مى‌توان در درمان بىماران خاص، به‌وىژه بىماران سرطانى دىد؛ بىمارانى که اساساً در ىکى از سخت‌ترىن و پرهزىنه‌ترىن مسىرهاى درمانى قرار دارند. طبق آنچه از ىک مرکز خىرىه و تخصصى درمان سرطان در مشهد گفته شده، حداقل هزىنه درمان سرطان که سال گذشته حدود ۱۵۰ مىلىون تومان بوده، اکنون به حدود ۳۰۰ مىلىون تومان رسىده است؛ آن هم نه به‌عنوان رقم نهاىى، بلکه به‌عنوان کف هزىنه‌ها. ىعنى خانواده‌اى که دىروز براى درمان، امىدى شکننده داشت، امروز باىد با عددى روبه‌رو شود که از توان بسىارى از مردم، حتى طبقه متوسط، خارج است. اما ماجرا فقط رشد نجومى هزىنه‌ها نىست. ىکى از نشانه‌هاى بحران، بدعهدى و تأخىر برخى بىمه‌ها در اىفاى تعهدات است؛ مسئله‌اى که مراکز درمانى را ناچار کرده در برخى موارد قراردادهاى خود را لغو کنند ىا دامنه همکارى‌شان را محدود سازند. نتىجه چىست؟ انتقال مستقىم فشار به دوش بىمار. بىمارانى که باىد در سخت‌ترىن روزهاى زندگى‌شان دغدغه درمان داشته باشند، حالا باىد مدام دنبال اىن باشند که بىمه چه بخشى را مى‌پذىرد، کدام خدمت آزاد حساب مى‌شود، چه داروىى خارج از پوشش است و هزىنه نهاىى از کجا باىد تأمىن شود؟ فشار تازه‌اى هم به اىن معادله اضافه شده است؛ پىشتر بىمار، به‌وىژه بىمار سرطانى، وقتى به مرکز درمانى مراجعه مى‌کرد، دست‌کم انتظار داشت ملزومات اصلى درمان در همان مرکز تأمىن شود؛ اما امروز در برخى موارد، فهرستى بلندبالا از سوزن و سرم و لوازم مصرفى و اقلام تخصصى به بىمار داده مى‌شود تا خودش تهىه کند و به بىمارستان بىاورد. اىن ىعنى بىمار دىگر فقط بىمار نىست؛ او همزمان باىد نقش تأمىن‌کننده، پىگىر ادارى، حسابدار و حتى خرىدار تجهىزات درمان را هم بازى کند. وقتى بىمار درگىر بىمارى‌اى مثل سرطان است، هر روز تأخىر، هر رىال اضافه و هر مجوز معطل‌مانده، مى‌تواند به درد و فرساىش بىشتر منتهى شود. خانواده‌اى که باىد انرژى‌اش را صرف مراقبت، آرامش و همراهى با بىمار کند، ناچار مى‌شود وقت و توان خود را در صف‌هاى بىمه، داروخانه، شرکت‌هاى پخش و صندوق بىمارستان خرج کند. طبىعى است که بخشى از اىن بحران رىشه در تورم عمومى و فشارهاى اقتصادى دارد، اما نمى‌توان همه تقصىر را گردن گرانى انداخت. آنچه امروز دىده مى‌شود، علاوه بر تورم، حاصل ضعف در مدىرىت منابع، تأخىر در پرداخت مطالبات، ناهماهنگى مىان بىمه‌ها و مراکز درمانى و نبود سازوکارهاى پاىدار براى حماىت از بىماران خاص و صعب‌العلاج است. اگر اىن گره‌ها باز نشود، هر افزاىش قىمتى در دارو و تجهىزات، چند برابر در زندگى مردم بازتاب پىدا مى‌کند. براى عبور از اىن وضعىت، تدبىر عاجل لازم است؛ نه از جنس وعده‌هاى کلى، بلکه از جنس تصمىم‌هاى عملى و زمان‌دار. نخست، پرداخت مطالبات بىمه‌ها به مراکز درمانى باىد در اولوىت فورى قرار گىرد. هىچ نظام درمانى با بدهى انباشته و پرداخت‌هاى معوق نمى‌تواند پاىدار بماند.

دوم، پوشش بىمه‌اى بىماران خاص و صعب‌العلاج باىد واقعى‌تر و گسترده‌تر شود. سوم، لازم است براى اقلام مصرفى و تجهىزات ضرورى درمان، به‌وىژه در حوزه‌هاى پرهزىنه مانند سرطان، سازوکار خرىد متمرکز ىا ىارانه مستقىم طراحى شود تا بىمار در نقش تأمىن‌کننده ظاهر نشود. چهارم، دولت و نهادهاى بىمه‌گر باىد به‌صورت شفاف اعلام کنند کدام خدمات، داروها و ملزومات تحت پوشش است و چه مواردى خارج از آن قرار دارد. ابهام، خودِ ىک هزىنه پنهان است. پنجم، براى بىماران خاص، مسىرهاى سرىع و اختصاصى تعرىف شود تا گرفتار بوروکراسى عمومى نشوند. بىمارى مثل سرطان با فرم و مهر و امضا درمان نمى‌شود و در نهاىت، باىد پذىرفت که درمان، کالاى لوکس نىست.

وقتى معىشت مردم زىر فشار است، هر افزاىش بى‌قاعده در هزىنه درمان مى‌تواند ىک خانواده را به مرز فروپاشى برساند. امروز اگر براى سامان دادن به اىن حوزه اقدام نشود، فردا با انبوهى از مشکلات روبه‌رو خواهىم بود و آن‌وقت، هزىنه بى‌عملى از امروز هم سنگىن‌تر خواهد بود.

10 صفحه اول