شعر در محاصره مافیای چند وجهی

در گفت‌وگو با مهدی آخرتی، شاعر و کارشناس ادبی، به جریان‌شناسی شعر جوان خراسان، تحول قالب‌ها و سبک‌های شعری از دهه ۱۳۲۰ تاکنون و دلایل سرخوردگی و انزوای بسیاری از شاعران مستعد این خطه پرداخته‌ایم

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:

​​​​​​​
 شکی نیست که شاعران خراسان همواره یکی از جریان‌سازترین شاخه‌های شعر معاصر ایران بوده اند؛ شاعرانی که در دهه های مختلف در هرسبک شعری که وارد شده اند حرف های زیادی برای گفتن داشته اند. با وجود این تعدادی از اهالی ادبیات معتقدند بنا به دلایل متعدد این جریان پرجنب‌وجوش، امروز کم  هیجان  شده  و تأثیرگذاری دهه‌های گذشته را ندارد برخی  منتقدان ادبی معتقدند ریشه این آسیب را باید در شبکه‌ای از روابط، انحصار و یا «مافیای چندوجهی شعر» جست‌وجو کرد. برای آسیب شناسی این موضوع و آگاهی از میزان تاثیرگذاری شاعران جوان خراسان بر جریان های شعر معاصر با مهدی آخرتی ،شاعر و کارشناس ادبی که بیش از دو دهه در انجمن ادبی خراسان و کشور حضوری فعال داشته، گفت و گو کرده ایم. 
شما تا امروز نقدهای بسیاری بر شعر شاعران جوان کشور  نوشته  و در گردآوری مجموعه شعرهایی از این شاعران نیز همکاری داشته اید. به نظر شما شعر جوان خراسان، تا چه حد توانسته بر شعر نسل های مختلف در کشور تاثیر بگذارد؟ 
پاسخ به این سوال مستلزم یک جریان‌شناسی عمیق است، اما اگر تاریخ شعر معاصر ایران را مرور کنیم، به‌سختی می‌توان دوره‌ای را یافت که شعر جوان در آن نقش تعیین‌کننده‌ای نداشته باشد. بخش عمده قدرت، جسارت و قریحه شاعران در سال‌های جوانی آنان شکل می‌گیرد و به همین دلیل، شعر جوان همواره پررنگ‌ترین و اثرگذارترین جریان در ادبیات معاصر بوده است و خراسان نیز از این قاعده مستثنا نیست.برای رسیدن به درستی این ادعا، می‌توان مجموعه‌شعرهایی را که از بیش از صد سال پیش تاکنون توسط افراد مختلف از شاعران جوان خراسان گردآوری شده‌اند، بررسی کرد. برای این که به گذشته‌های دور نرویم، به چند مجموعه‌شعر که آثار تعداد زیادی از شاعران خراسان در آن‌ها منتشر شده است، اشاره می‌کنم. از جمله مهم‌ترین مجموعه‌شعرهایی که در قالب گردآوری شعرهای  شاعران جوان خراسان منتشر شده، می‌توان به «شهود شرقی»، «سرزمین شعر»، «فردا دریا می‌شویم»، «خواب‌های مکتوب»، «اسب‌ها روسری نمی‌بندند»، «خراسانه» و «روزگار افرای عاشق» در دهه‌های گذشته اشاره کرد. به‌تازگی نیز مجموعه «سه‌راه ادبیات» به‌عنوان گزیده‌ای از شعر جوان مشهد منتشر شده است. با بررسی این آثار ما می توانیم به میزان تاثیرگذاری شعر جوان خراسان بر ادبیات معاصر واقف شویم.
حالا اگر بخواهیم با توجه به همین کتاب هایی که  نام بردید یک جریان شناسی چند سطری انجام دهیم، شعر خراسان چه تحولاتی را شاهد بوده و شاعران خراسان در چه مواردی بر شعر معاصر تاثیرگذار بوده اند ؟ 
اگر گزیده‌ها و منتخب‌های شعر شاعران خراسان را از پیش از دهه ۱۳۲۰ تا امروز بررسی کنیم، به‌روشنی درمی‌یابیم که این مجموعه‌ها تنها گردآوری چند شعر نیستند، بلکه اسنادی از تحولات ادبی هر دوره به شمار می‌روند. در این آثار می‌توان تغییرات قالب، زبان، شیوه بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی، فرم، محتوا و حتی نوع نگاه شاعران را دنبال کرد. پیش از انقلاب، شعر خراسان بیش از هر چیز به قالب‌های کلاسیک دلبسته بود و شاعران این خطه تعصب ویژه‌ای نسبت به غزل، قصیده و دیگر قالب‌های سنتی داشتند. از دهه ۱۳۲۰ به بعد، به‌تدریج شعر نیمایی در این مجموعه‌ها راه یافت، اما بسیاری از شاعران سنت‌گرا آن را پس می‌زدند و حتی برخی، شعر نیمایی را اساساً شعر نمی‌دانستند.
همین مقاومت، چند دهه بعد درباره شعر سپید، غزل پست‌مدرن و جریان‌های پیشرو نیز تکرار شد. تا اوایل دهه ۱۳۸۰، این قالب‌ها از سوی بسیاری از شاعرانی که سال‌ها در فضای شعر کلاسیک فعالیت کرده بودند، چندان جدی گرفته نمی‌شدند. با گذشت زمان اما شعر سپید و جریان‌های نوگراتر توانستند جایگاه خود را در جامعه ادبی ایران و خراسان تثبیت کنند و به بخشی از جریان اصلی شعر معاصر تبدیل شوند.
در این میان، قالب ترانه همچنان مغفول مانده بود و تا اواخر دهه ۱۳۹۰ مجموعه مستقلی از ترانه شاعران خراسان منتشر نشده بود. این روند با شکل‌گیری نشست‌های ترانه در مشهد و ارتباط بیشتر شاعران جوان با ترانه‌سرایان تهران تغییر کرد و حاصل آن انتشار مجموعه شعر ترانه سرایان مشهد و خراسان با نام «خراسانه» شد. از جریان شناسی در حوزه قالب های شعری که بگذریم این موضوع از منظر زبان و اندیشه نیز با تکیه بر همین مجموعه شعرها تا حدود زیادی قابل بررسی‌اند. اگر تا دهه ۱۳۹۰ شعرها بیشتر تصویرمحور بودند، در آثار نسل جدید، به‌ویژه که بیشترشامل دهه هفتادی ها  به بعد می شود شاعران بیش از آن که به تصویرسازی‌های پیچیده تکیه کنند، به زبان ساده، گفت‌وگومحور و اندیشه‌ ورزانه گرایش یافته‌اند؛ رویکردی که نشان می‌دهد شعر جوان خراسان از شعر تصویرگرا به شعر سخن محور و مضمون محور روی آورده است و همواره بر شاعران دیگر نقاط کشور تاثیر گذاشته است.
در پایان برایمان بگویید که به نظر شما چرا بسیاری از شاعران جوانی که در چند دهه گذشته جزو پدیده‌های شعر خراسان و شاعران تاثیرگذار بر ادبیات معاصر بودند، امروز شعر را رها کرده‌اند؟
واقعیت این است که شعر و ادبیات در ایران، برخلاف بسیاری از حرفه‌ها، امکان تأمین معیشت را فراهم نمی‌کند و این موضوع نقدی جدی بر عملکرد سیاست‌گذاران و نهادهای فرهنگی است.
در کنار مشکلات اقتصادی، شیوه مدیریت سلیقه ای و حزبی  فضای ادبی نیز بر این دلسردی افزوده است. این روند باعث می‌شود شاعری که سال‌ها برای رشد خود تلاش کرده، احساس کند نه کیفیت اثر، بلکه روابط، معیار دیده شدن است و همین مسئله انگیزه ادامه مسیر را از او می‌گیرد.
از سوی دیگر، افزایش هزینه‌های چاپ کتاب، انتشار آثار مستقل را دشوار کرده است و هرچند شبکه‌های اجتماعی فرصت تازه‌ای برای انتشار شعر فراهم کرده‌اند، اما نمی‌توانند جایگزین کامل کتاب و حضور مؤثر در جریان رسمی ادبیات شوند و از طرفی چندان درآمدزا نیستند. بی‌توجهی نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد ، حوزه هنری و دیگر مراکز فرهنگی به ادبیات مستقل نیز تعدادی از شاعران را رنجانده است .واقعیت این است که  برخی مدیران فرهنگی ترجیح می‌دهند تنها شاعران همسو با سیاست های خود را معرفی و حمایت کنند. نتیجه چنین روندی آن است که در خراسان و کل کشور، با وجود حضور شاعران جریان‌ساز، بسیاری از آنان به حاشیه رانده شده و ناشناخته بمانند.در آخرهم باید بگویم  اگرچه شعر در ایران سود مالی قابل‌توجهی ندارد، اما آنچه امروز بیش از هر چیز به بدنه شعر آسیب می‌زند، شکل‌گیری یک مافیای چندوجهی در فضای شعراست.
10 صفحه اول