وحید امیری و هنر خداحافظی به‌موقع

نویسنده: صابر

مترجم:

​​​​​​​
 وحید امیری به فولاد خوزستان پیوست؛ خبری که در ظاهر فقط یک نقل‌وانتقال معمولی است، اما وقتی مسیر حرفه‌ای او را مرور می‌کنیم، بیشتر شبیه فصلی تأمل‌برانگیز از یک داستان طولانی است تا یک تیتر ساده؛ چراکه در فوتبال ما، بعضی بازیکنان با جام بدرقه می‌شوند، بعضی با تشویق ایستاده و بعضی هم با حسرت «ای‌کاش زودتر می‌رفتند». امیری از آن بازیکن‌هایی نبود که از ابتدا روی جلدها باشند. دیر دیده شد، دیر به تیم ملی رسید و دیرتر از آن چیزی که باید، به پرسپولیس پیوست. ۲۷ ساله بود که نخستین بازی ملی‌اش را انجام داد و ۲۸ ساله بود که لباس پرسپولیس را پوشید. حتی لژیونر شدنش هم در ۳۰ سالگی رقم خورد؛ پس از درخشش در جام جهانی ۲۰۱۸ و همان لایی فراموش‌نشدنی به پیکه. اما این تجربه هم فقط یک سال دوام آورد. نکته مهم درباره امیری فقط کیفیت فنی‌اش نبود؛ شخصیتش بود. او سال‌ها از معدود بازیکنان بی‌حاشیه، بااخلاق و محترم فوتبال ایران بود؛ بازیکنی که در دعواهای رنگی و رسانه‌ای کمتر دیده می‌شد و همین، او را نزد هواداران تیم‌های مختلف هم قابل احترام می‌کرد.اما سه سال اخیر برای او دوره فرساینده‌ای بود. مصدومیت‌های پیاپی در پرسپولیس، هم او را از اوج دور کرد و هم به تیم ضربه زد. عالیشاه و امیری، دو ستون مهم سرخ‌ها، مدام با آسیب‌دیدگی درگیر بودند و این نوسان، روی کل ساختار تیم اثر گذاشت تا این‌که فصل قبل امیری از پرسپولیس جدا شد و به فولاد رفت، اما خیلی زود رباط صلیبی‌اش پاره شد و بسیاری فکر کردند دیگر بازگشتی در کار نیست. با این حال، او دوباره تلاش کرد. در شروع این فصل در تمرین پرسپولیس حاضر شد، اما پذیرفته نشد و حالا ناچار به فولاد برگشته است. امیری ۷۰ بازی ملی دارد؛ اگر زودتر کشف می‌شد، احتمالاً این عدد از ۱۰۰ هم عبور می‌کرد. با این همه، تلخ‌تر از دیر شناخته شدن، اصرار به ادامه دادن بی‌موقع است؛ چراکه خاطرات خوبی از او داریم و حالا با دیدن کاپیتانی که به‌عنوان بازیکن تستی در تمرین حاضر می‌شود قلب‌مان درد می‌گیرد. وحید دوست‌داشتنی یادآور یک حقیقت ساده اما مهم است: خداحافظی به‌موقع، خودش یک هنر است.
10 صفحه اول