نیروی پنهان جهش دلار

در حالی که نرخ دلار به حدود 220 هزار تومان رسیده است، بررسی‌ها نشان می‌دهد که علاوه بر عوامل اقتصادی معمول، حرکت جمعی سرمایه‌گذاران طلا در اتاق‌های معاملاتی برای پوشش زیان‌های خود نیز، از عوامل مؤثر در این افزایش قیمت بوده است

نویسنده:

مترجم:

​​​​​​​

اگر در روزهای گذشته نوسانات بازار غیررسمی ارز را با عینک سنتی «عرضه و تقاضای تجاری» تحلیل کرده باشید، احتمالاً قطعات این پازل زیاد برایتان جور درنمی‌آید. سال‌هاست این فرض در بازار رواج دارد که نرخ دلار آزاد عمدتاً تحت هدایت تقاضای تجاری (صادرات و واردات)، حواله‌های خارج از سامانه یا قاچاق کالا حرکت می‌کند. اما بررسی دقیق‌تر تحولات ۱۰ روز اخیر و تعمیق رکود در مبادلات تجاری سنتی، واقعیتی متفاوت و بازیگرانی تازه‌نفس را عیان کرده است: «معامله‌گران بازار طلا».شواهد میدانی نشان می‌دهد که در 10 روز ابتدای شهریور، یکی از پیشران‌های پرقدرت و در عین حال کمتر دیده‌شده نرخ ارز غیررسمی، رفتارِ همگرایِ سرمایه‌گذاران در بازار مسکوکات بوده است؛ بازیگرانی که برای مدیریت ریسک و فرار از دام زیان در بازارهای جهانی، تابلوی دلار را به حرکت درمی‌آورند. 
معادله دو مجهولی سرمایه‌گذار طلا
طبق گزارش تسنیم، سود و زیانِ یک معامله‌گرِ حرفه‌ای طلا در ایران، بر دو ستون استوار است: «بهای اونس جهانی» و «نرخ ارز غیررسمی». این معامله‌گران معمولاً با نگاه به آینده و پیش‌بینی روندهای قیمتی، اقدام به اتخاذ موقعیت‌های خرید (پوزیشن) می‌کنند.
اما بازار همیشه طبق تحلیل‌های اولیه پیش نمی‌رود. کافی است برخلاف برآورد معامله‌گر، اونس طلا در بازارهای جهانی رو به افول بگذارد و همزمان حباب طلا در داخل روندی کاهشی به خود بگیرد. در این سناریو، معامله‌گر با زیان سنگینی در سررسید تعهدات خود مواجه می‌شود. در چنین شرایطی، استراتژی عقلاییِ سرمایه‌گذار چیست؟ به حداقل رساندن زیان به هر قیمت ممکن.
اونس تسلیم‌ناپذیر، دلار انعطاف‌پذیر
معامله‌گر ایرانی در برابر نوسانات اونس جهانی کاملاً خلع‌سلاح است؛ چرا که هیچ سیگنالی از تهران توان جابه‌جایی قیمت در بورس‌های بین‌المللی را ندارد. اما ضلع دوم معادله یعنی «دلار غیررسمی»، داستانی کاملاً متفاوت دارد.
در این‎جا «اتاق‌های معاملاتی» (چه به‌صورت فیزیکی و چه در بسترهای دیجیتال) نقش میدان اصلی را ایفا می‌کنند. سرمایه‌گذاران طلا برای خنثی‌سازی افت ارزش اونس، تمرکز خود را بر متغیر دوم یعنی دلار می‌گذارند. راهکار آن‌ها ساده اما اثربخش است: هدایت تقاضا به سمت بازار ارز. با این حرکت جمعی که ناشی از یک ضرورتِ پوشش ریسک (Hedging) است، نرخ دلار به سطوح بالاتر سوق داده می‌شود تا افت اونس جهانی جبران شود و پوزیشن‌های طلا از مرز خطر نجات یابند. این در واقع یک جابه‌جایی زیان از بازار طلا به بازار ارز است.
سفته‌بازی در غیاب تجارت
اهمیت این رفتار زمانی آشکارتر می‌شود که وضعیت متغیرهای سنتی بازار را بسنجیم. شواهد حاکی از آن است که با محدودیت‌های تجاری و نظارت‌های ارزی، حجم تقاضای خرد و قاچاق ورودی به شکل چشمگیری فشرده شده است. به بیان دیگر، «موتور تجاری بازار آزاد» تا حد زیادی از کار افتاده است.
در غیاب تقاضای تجاری مرسوم، خلأ قدرت در تعیین قیمت ارز پدید آمده و این صندلی خالی دقیقاً توسط جریان‌های سفته‌بازانه و معامله‌گران مشتقات طلا اشغال شده است. التهابات ارزی اخیر، بیش از آنکه بازتاب تولید یا تجارت واقعی باشد، بازتاب «پاسکاری زیان» میان بازار مسکوکات و اسکناس است؛ روندی که البته با انتظارات تورمی و نااطمینانی‌های ناشی از فشارهای سیاسی بر منابع ارزی، شتاب مضاعفی به خود می‌گیرد.
پیامی برای سیاست‌گذار
اتفاقات اخیر حامل پیامی روشن برای سیاست‌گذار پولی است: تا زمانی که بازار مشتقات و معاملات تعهدی طلا فاقد شفافیت و سازوکارهای نظارتیِ متناسب با بازارهای مالی باشد، ترکش‌های تخلیه حباب و نوسانات طلای جهانی مستقیماً به سنگر بازار ارز اصابت خواهد کرد. در این ساختار، دلار در مقاطع بحرانی، به «لنگرگاهِ» جبران زیانِ سرمایه‌گذارانی تبدیل می‌شود که بازار ارز را حیاط‌خلوت مدیریت دارایی‌های خود کرده‌اند. برای مدیریت این وضعیت، شناسایی و ساماندهی این جریان‌های همگرا در اتاق‌های معاملاتی، نه یک انتخاب، که یک ضرورت ناگزیر برای ثبات بازار ارز است.
10 صفحه اول