ماشه هوش مصنوعی روی شقیقه ادبیات

هوش مصنوعی و فناوری در حال بلعیدن حافظه ادبی انسان هاست؟ دکتر میرجلال الدین کزازی در مراسم «زبان پر ز گفتار نغز» در مشهد درباره برخی آسیب های عصر مدرن هشدار داد

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:

​​​​​​​
 شاید برای شما هم اتفاق افتاده که احساس کنید ذهنتان دیگر مثل 10سال پیش سریع همه چیز را به یاد نمی‌آورد. چیزهایی از قبیل شماره تلفن دوستانتان یا شعرهایی که حفظ بودید یا ده‌ها بیتی که سال‌ها پیش از سعدی و حافظ و مولانا و دیگر شاعران در ذهنمان می‌ماند. در گذشته‌های نه چندان دور،که خبری از تلفن همراه، موتورهای جست‌وجو و البته هوش مصنوعی نبود، ذهن بسیاری از آدم‌ها پر بود از شعر، ضرب‌المثل و قصه. پدرها و مادرها و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با آنکه مثل آدم‎های امروز سواد دانشگاهی نداشتند، گاهی ده‌ها بیت را از حفظ می‌خواندند و برای هر موقعیتی شعری، حکایتی یا ضرب‌المثلی در آستین داشتند. آن زمان بخش بزرگی از شعرها و ضرب المثل ها نه در کتابخانه‌ها، بلکه در ذهن همین آدم‌ها نگهداری می‌شد.
اما امروز ما  بخش زیادی از این وظیفه را به ابزارهای بیرونی سپرده‌ایم. شماره تلفن را تلفن همراه به حافظه می‌سپارد، مسیر را نقشه خوان های اینترنتی  نشان می‌دهند، اطلاعات را موتور جست‌وجو پیدا می‌کند و حتی برای پیدا کردن یک شعر هم لازم نیست چیزی در ذهن داشته باشیم؛ چند کلمه کافی است تا صفحه‌ای از اینترنت پیش رویمان باز شود. البته باید به این نکته مهم اشاره کنیم که فناوری قرار نیست دشمن ما باشد و نمی‌توان و نباید از آن عقب ماند، اما مسئله از جایی شروع می‌شود که استفاده از فناوری، جای به خاطر سپردن و فکر کردن را بگیرد.
مسئله فقط شعر هم نیست. وقتی چیزی را از حفظ می‌خوانیم، با آن زندگی می‌کنیم. کلمات در ذهن ما جا می‌گیرند و بعد از مدتی بخشی از زبان شخصی ما می‌شوند. شاید یکی از دلایلی که نسل‌های گذشته در گفت‌وگوهای روزمره این‌قدر از شعر و ضرب‌المثل استفاده می‌کردند همین بود؛ ادبیات برایشان چیزی جدا از زندگی نبود. شعر را فقط در کتاب نمی‌خواندند، بلکه در ذهنشان حمل می‌کردند.
این موضوعی است که طی هفته گذشته، دکتر میرجلال‌الدین کزازی، استاد سرشناس زبان و ادبیات فارسی و از چهره‌های ماندگار فرهنگ و ادب ایران نیز در سخنرانی خود در مراسم «زبان پر ز گفتار نغز» در مشهد بر آن تأکید کرد؛ سخنانی که دوباره این پرسش را پیش روی ما می‌گذارد. در ادامه بخش هایی از این سخنرانی را می خوانید. 
یادهای تیز از میان رفته است
ما سر برمی افرازیم که در روزگار دانش و آگاهی به سر می بریم. روزگاری که ابزارهایی بی شمار ساخته ایم تا ژرفای کیهان را جسته ایم ، تا بنیاد ریزه های بنیادین را کاویده ایم، همواره می گوییم ما چنینیم ما چنانیم؛ آری درست است.
تن ما در این روزگار بسیار بیش از روزگاران پیشین در آسایش است، زیرا بسیاری از کارهای ما را ابزارها انجام می‌دهند اما در گیتی که جهان ناسازهاست، هر پدیده در گیتی ناسازی در برابر دارد. درست است که ما به این والایی ها، به این بخت یاری ها، در این روزگار دست یافته ایم، اما در پاره‌ای از دیگر داشته ها، ویژگی های خود را از دست داده‌ایم.
 امروز روزگار رسانه است؛ روزگار ابزارهایی است که به جای ما می‌اندوزند، می‌آموزند، به جای ما سخن می‌گویند. 
یکی از بزرگ‌ترین پرسمان‌های پیشاروی ما که جهان نو آن را پدید آورده، هوش برساخته است یا مصنوعی .
چندی پیش گفته شد یکی از این ابزارها یکی از این هوش‎های برساخته تا بدان جا مایه گرفته است، پیش رفته است که خود آغاز به اندیشیدن کرده است بی یاری ما آدمیان. یکی دیگر از گزندهای بزرگ که این روزگار به ما زده است این است که هوش و یاد ما را کاستی داده است. ما هرچه را می‌خواهیم هرچه را می‌جوییم به یاری این ابزارهاست، ذهن خود را به کار نمی‌گیریم. آن یادهای تیز که شاهنامه را بیت به بیت از آغاز تا انجام به یاری آن بر زبان می‌رانده‌اند از بر، از میان رفته است. 
10 صفحه اول