علامتهای سوال در تیم ملی
حضور همیشگی بازیکنانی مثل جهانبخش در ترکیب تیمملی، یادآور بازیکنان مختلفی همیشگی در ادوار مختلف مثل استاد اسدی، کاملیمفرد و خانزاده است که بدون کیفیت لازم، صرفاً بهخاطر سلیقه سرمربی در تیم حضور داشتند| بازیهای باشگاهی را که رصد میکنیم میبینیم احمد نوراللهی که بازیکن کم حاشیهای هم هست میدرخشد اما بازیکنانی به تیم ملی دعوت میشوند که یا مثل صالح حردانی در باشگاهی ضعیف هستند یا مثل جهانبخش مدتهاست تیم ندارند. این موضوع محدود به دوران امیر قلعهنویی نیست و در مقاطع مختلف شاهد حضور بازیکنانی در تیم ملی بودیم که صدای هواداران را در میآوردند و کماکان بازی میکردند. در این مطلب مروری بر آنها داریم.
نویسنده: صابر
مترجم:

در روزهایی که مدافعانی مثل پاشازاده، مهدوی، زرینچه و فلاحتزاده هرکدام به دلایلی شانس حضور در تیم ملی را نداشتند حضور همیشگی استاد اسدی بازیکن پرتلاش و کم ادعا در تمام اردوها محل سوال بود. او بازیکن خوبی بود اما کیفیت لازم را نداشت. مایلیکهن غیر از او به بازیکنانی مثل پیروانی، حمید معماریان، حکیمزاده و... هم بیشتر از حقشان میدان میداد و خیلیها را راحت نادیده میگرفت.
چیرو رحمان رضایی و مجاهد خذیراوی
میروسلاو بلاژویچ یا همان چیرو خوب در فوتبال ما شروع و کارش را ضعیف تمام کرد. در دوران او بازیکنان خوبی به تیم ملی راه پیدا کردند و تیم از انحصار بازیکنان پرسپولیس و استقلال درآمد؛ در عینحال برخی بازیکنان فراتر از کیفیتی که داشتند در تیم مورد توجه قرار گرفتند، رحمان رضایی بهرغم بازیهای خوبش در آن مقطع یکی از کسانی بود که با اشتباهش مقابل ایرلند زمینه عدم صعود تیم به جام جهانی را فراهم کرد. جواد نکونام جوان، مجاهد خذیراوی و... هم از جمله بازیکنانی بودند که لااقل در آن مقطع بیش از اندازه مورد توجه مربی بودند.
برانکو آغاز حکومت فولادیها
وقتی برانکو بعد از چیرو به تیم ملی آمد گروهی از بازیکنان جوان تیم ملی امید که با برانکو قهرمان آسیا شده بودند به تیم ملی بزرگسالان آمدند، بازیکنانی که عمدتاً از فولاد آمدند مثل میرزاپور، مبعلی، کاملیمفرد، بداوی و علوی. گذر زمان درباره تمام آنها ثابت کرد که لااقل آنقدری که برانکو روی آنها حساب کرده بود توانمند نبودند.
علی دایی غلامرضا رضایی و غلامنژاد

کیروش آغاز عجایب تیم ملی
کیروش شروع خوبی در تیم ملی داشت؛ اما رفتارهای پرحاشیه او با دیگر مربیان، انتقادناپذیر بودن، برخوردهای تند با رسانهها و البته سبک بازی دفاعی تیم ملی از اعتبار او به شدت کاست و حتی هنوز خیلی از رسانهایها مثل فردوسیپور بابت حمایت تمام قد از او زیر نقد جدی فوتبالیها هستند. کیروش اعتقاد عجیبی به بازیکنانی مثل خانزاده و امیرحسین صادقی که حتی در مقاطعی در باشگاهشان هم درخشش چندانی نداشتند. کمی بعد کیروش سالها از عزتاللهی در ترکیب تیم ملی بازی کرد تا این بازیکن به یکی از معدود فوتبالیستهای دنیا تبدیل شود که تعداد بازی ملیاش از باشگاهیاش بیشتر بود. حتی در بین بازیکنان محبوب کارلوس، اسمهایی مثل مسعود شجاعی وجود داشت که به رغم کیفیت بالا محبوبیتی بین هواداران نداشتند یا حاجصفی و کریم انصاریفرد که سالها بازی کردند بدون کمترین خاطرهسازی برای هواداران. جالب اینکه بعد از کیروش و با آمدن ویلموتس و قلعهنویی، بازهم تا همین اواخر حاج صفی و انصاریفرد بیخیال تیم ملی نمیشدند. بازیکنانی که روی هم نزدیک به 250 بازی ملی داشتند اما چندان محبوب نبودند.
امیر قلعهنویی ادامه راه کیروش
قلعهنویی در دور تازه حضورش روی نیمکت تیم ملی خیلی دوست دارد نشان دهد که فوتبالی تهاجمی و البته ترکیبی جوانگرایانه دارد اما حضور مستمر امثال قدوس، جهانبخش و عزت اللهی، یا حتی حضور بازیکنانی مثل صالح حردانی نشان میدهد قلعهنویی آن مربی نیست که بتواند فوتبال ما را متحول کند.
بقیه نامها
سید عباسی در تیم جلال طالبی، امیر عابدزاده در تیم اسکوچیچ، آرش افشین در تیم قطبی، سیاوش یزدانی و عارف غلامی در تیم ویلموتس و... هر کدام به نوعی معماهای تیم ملی در مقاطع مختلف محسوب میشدند؛ بازیکنانی که با کیفیت یکسان، زمانی به تیم ملی دعوت نمیشدند و زمانی بازیکن ثابت شدند. هرچند در این بین امثال جهانبخش، حاج صفی و کریم انصاریفرد انگشتشمار هستند که با کمی درخشش، مدتی طولانی لباس تیم ملی را بپوشند.
10 شماره آخر
پربازدیدهای خراسان آنلاین