شعرطنز

نویسنده:

مترجم:

یلدا 
ولنتاین و هالووین از من و تو نیست، دلدارا
که ما داریم از آن بهتر، شبی آرام و زیبا را
شبی از نوع ایرانی، شبی هرچند طولانی 
ولی پرشور آن‌سان که، بری از یاد غم‌ها را
شبی از دوره دیرین، شبی هم شور هم شیرین
شود آیا که نشناسی شب پرشور یلدا را؟
شبی زیبا و مستانه، نه در بیرون که در خانه
شروع یک زمستانه، شب خوردن، بفرما را!
در این شب‌ها که از دوده، هوا می‌باشد آلوده
همان بهتر که آسوده، بمانی خانه‌ات یارا
در این اوضاع بی‌گازی، بنا کن کرسی نازی
که چون پیشینیان دیگر، نبینی سوز و سرما را
در این شب، این شب زیبا، نخوابی در سر شب ها!
نکش این‌قدر خمیازه، رها کن آن متکا را
رها کن هرچه بازی را، و دنیای مجازی را
ببر از یاد خود کلاً، تلگرام و اینستا را
به‌جای آن بخوان امشب، ز اشعار خوش حافظ
«الا یا ایهاالساقی، ادر کاساً» و این‌ها را
الا یا ایهاالساقی، میاور زان می باقی
برایم باز کن جایش، دو بطری دوغ و کوکا را
الا یا ایهاالساقی، چرا این‌قدر تو چاقی؟
بگفتم من بخور اما، نکردی فکر آن‌جا را؟
فغان کاین بچه‌های شر، ز شیرینی خشک و تر
چنان خوردند مثل تو، که ترکان خوان یغما را
من از آن حمله ناگه به ظرف پسته دانستم
که از دل درد می‌بینند فردایش اطبا را
الا ای طفل بی‌دندان، چو می‌خندی تو، در یک آن
تداعی می‌کند رویت، دهان موش خرما را!
اگر باز است دروازه! بخور اما به اندازه
نه آن‌قدری که بیچاره کنی هم خویش هم ما را
وزیرا لطف کن امشب مبر تو برق این خانه
که تا زیر نظر گیرم، تمام این وقایا را
خداوندا تو هم امشب، شبا کن بهر ما پولی
بده اصلا تو کارتت را، و ضمناً رمز پویا را!
10 صفحه اول