سوژه هدررفته!
نگاهی به ضعفهای روایت سریال «ناریا» به کارگردانی جواد افشار که به پایان راه نزدیک شده استنویسنده: مائده کاشیان
مترجم:
سریال امنیتی «ناریا» ساخته جواد افشار که از شبکه یک روی آنتن است و احتمالا فرداشب به پایان خواهد رسید، به مسئله جاسوسی صنعتی میپردازد. شخصیت اصلی این مجموعه دختر نخبهای به نام «هوژان ستوده» است که کارخانه تولید ریزتراشه و میکروچیپ را اداره میکند. او به همراه یکی از استادان خود مشغول انجام یک پروژه محرمانه و مهم یعنی ساخت سانتریفیوژ هوشمند است، اما دشمنان ایران سعی دارند با نفوذ به کارخانه، از جزئیات این پروژه باخبر و مانع از به تولید رسیدن آن شوند. با وجود اهمیت موضوع این سریال، اما «ناریا» موفق نشد روایتی جذاب و درگیرکننده را از این نفوذ به نمایش بگذارد و جریانی را در میان مخاطبان ایجاد کند.

قصه نفوذ به پروژه محرمانه
ماجرای سریال «ناریا» از این قرار است که «هوژان» موازی با پیشبرد فعالیت عادی کارخانه، در مکانی مخفی، جایی پشت یک گلخانه، مشغول کار روی پروژه کاملا محرمانه به نام «زیوانا» است. دشمن صهیونیست قصد دارد، مانع از پیشرفت ایران در حوزه تکنولوژی شود، بنابراین چند جاسوس تحت هدایت موساد، به «هوژان» نزدیک میشوند تا از جزئیات پروژه محرمانه او باخبر شوند و خرابکاری کنند. «سامان» که جوانی خلافکار است، از سوی افرادی مامور میشود در نقش تاجر میکروچیپ و ریزتراشه به «هوژان» نزدیک شود و به واسطه این همکاری درباره پروژه محرمانه اطلاعات جمعآوری کند. پای شخصیتهای دیگر مانند نزدیکان «هوژان»، اعضای خانواده او، مهندسین و بعضی کارکنان کارخانه دانسته یا ندانسته و از سوی واسطههایی نیز به ماجرا باز میشود و دشمن برای نفوذ از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. «ناریا» سوژه مهمی دارد، اما نقطه ضعفهای سریال باعث شده ظرفیتهای این سوژه کاملا هدر برود.

روایت آشفته، ابهام در قصه
سریال «ناریا» از همان قسمت اول شروع قدرتمندی نداشت و همچنان در ادامه مسیر و تا زمانی که قصه به نیمه رسید، تغییر محسوسی در کیفیت آن اتفاق نیفتاد. تعداد قسمتهای زیاد «ناریا» باعث شده این مجموعه ضرباهنگی کُند و خستهکننده داشته باشد. قصه «ناریا» برای روایت ماجرای نفوذ همهجانبه به کارخانه، شخصیتهای متعددی دارد که هرکدام از آنها به واسطه دوستی، همکاری یا نسبت خانوادگی با «هوژان» شخصیت محوری داستان، در ارتباط هستند. فیلم نامه در ترسیم روابط شخصیتهای متعدد قصه، مناسبات آنها و خط و ربطشان با یکدیگر ضعفهای اساسی دارد، بنابراین قصه همه آنها به صورت منسجم و پیوسته پیش نمیرود، در نتیجه میبینیم که ناگهان بعضی کاراکترها در قصه غیب میشوند و در طول چند قسمت خبری از بعضی کاراکترها نیست! همچنین درباره بعضی شخصیتها این که از چه کسی دستور میگیرند، گذشته و پیشینه آنها و هدفشان از اقداماتی که انجام میدهند چیست، مبهم است بنابراین روایت آشفته سریال مخاطب را سردرگم میکند.
عشق باورناپذیر
ماجرای عاشقانه سریال «ناریا» نیز ضعفها و ایرادهای مهمی دارد. شخصیت «سامان» به عنوان کاراکتری منفی و خلافکار که هدفش دزدیدن اطلاعات از کارخانه «ناریا» است، تحت تاثیر شخصیت «هوژان» قرار میگیرد و به او علاقه مند میشود. قصه سریال برای شکلگیری رابطه عاشقانه «سامان» و «هوژان» زمینهچینی لازم را انجام نداده و این علاقه ناگهانی اتفاق میافتد. اواخر سریال، ناگهان «سامان» به عشق خود نسبت به «هوژان» اعتراف کرد و ارتباط کاملا کاری این دو شخصیت به رابطهای عاشقانه تبدیل شد! طبیعتا چنین رابطهای به واسطه دیالوگهای محبتآمیز و اعتراف شخصیتها شکل نمیگیرد، بنابراین علاقه «سامان» به «هوژان» برای مخاطب باورپذیر نیست.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
دوقطبی سازان علیه پدافند همبستگی
-
پیروزی بر رژیم صهیونی، سیلی سخت به آمریکا و اتحاد فوقالعاده ملت
-
سوژه هدررفته!
-
انتقام من را از اسرائیل نگیرید!
-
انسجام مردم ارزشمندتر از هر دستاورد نظامی است
-
فرصت بی بدیل جنگ تحمیلی دوم!
-
پرسپولیس پساکارتال
-
کلیدهای رضایتمندی از متاهلشدن در سالمندی
-
قتل به خاطر ارتباط مجازی با دختر همسایه!
-
کالابرگ در پیچ فقر چندبُعدی
-
ای میهن خدایی...


