حق الناس‌‌هایی که جدی نمی‌‌گیریم

برخی از ما هر روز با کارهایی که در ظاهر کوچک به‌‌نظر می‌‌آیند مثل پارک خودرو در پیاده‌‌رو یا رانندگی پرخطر با موتور، باعث رنجش یا زحمت دیگران می‌‌شویم و فراموش می‌‌کنیم این رفتارها هم حق‌‌الناس هستند

نویسنده: سید مصطفی صابری  |  روزنامه‌نگار

مترجم:


برای این‌‌که آینه بغل ماشین آسیب نبیند، خودروی‌‌مان را کاملاً داخل پیاده‌‌رو پارک می‌‌کنیم؛ حالا در این بین سالمندی با سبد خرید، مادری با کالسکه بچه و نابینایی هم با عصا به زحمت افتادند لابد مهم نیست؛ ترافیک که می‌‌شود با موتور به پیاده‌‌رو می‌‌آییم، بین آدم‌‌ها ویراژ می‌‌دهیم و این‌‌که بقیه اذیت شوند هم چندان مهم نیست چون پول دادیم که موتور داشته باشیم و پشت ترافیک نمانیم. در طول روز با حجم زیادی از همین اتفاقات به‌‌ظاهر ساده و کوچک مواجهیم که حواس‌‌مان نیست می‌‌توانند باعث آزار، رنجش و به‌‌زحمت افتادن دیگران شوند. اساساً برخی از ما قائل به این نیستیم که خطای کوچک هم به نوعی حق‌‌الناس محسوب می‌‌شود. در این پرونده سراغ این موضوعات رفتیم که مصادیق این کارها چیست و چرا به آن‌‌ها بی‌‌تفاوتیم؟  


دردسرهای بزرگ، به‌‌خاطر اشتباهات کوچک
گاهی بی‌آن‌‌که بدانیم، با کارهای کوچک خود آسایش و حق دیگران را زیر پا می‌گذاریم؛ فقط و فقط چون فکر می‌‌کنیم کار اشتباهی که انجام می‌‌دهیم آن‌‌قدر کوچک است که دردسری برای دیگران ندارد؛ غافل از این‌‌که اولاً حق‌‌الناس درهر شرایطی وجود دارد؛ ثانیاً وقتی در مقیاس یک جامعه این رفتارها تکرار شود بدون شک باعث دردسرهای بزرگ و کاهش تاب‌‌آوری دیگران می‌‌شود. حتی افرادی ممکن است تصور کنند اگر کار درست را انجام دهند ضرر می‌‌کنند پس این رفتارها به‌‌نوعی تشویق دیگران به کار اشتباه است؛ موضوعی که ممکن است دامن خودمان را هم بگیرد.
 رانندگی با موتور در پیاده‌رو    ورود موتورسیکلت به پیاده‌رو، حق عابران پیاده را تضییع می‌کند. این کار نه تنها امنیت افراد سالمند، کودکان و کم‌توانان را به خطر می‌اندازد، بلکه پیاده‌رو را به محیطی ناامن تبدیل می‌کند.
بلند کردن صدای موزیک   پخش موسیقی با صدای بلند، به‎خصوص در محله‌های مسکونی یا ساعات استراحت، باعث سلب آرامش همسایه‌ها و تجربه رنج برای سالمندان، بیماران یا کودکان می‌شود.
استفاده نادرست از فضای مشاع   پارک کردن خودرو یا دوچرخه در محل نامناسب، اشغال طولانی آسانسور یا خراب‌کردن امکانات، استفاده از برق و آب همسایه یا فضای مشاع و هر کاری که باعث زحمت برای سایر ساکنان و اختلال در نظم و رفاه مشترک می‌شود.
مصرف بی‌رویه آب و برق   در شرایطی که منابع طبیعی محدود است، بی‌ملاحظگی در مصرف آب و برق به نوعی تضییع حق دیگران و هدررفت سرمایه ملی است و بحران را تشدید می‌کند.
بوق زدن‌های بی‌موقع و غیرضروری   استفاده بی‌دلیل از بوق، به‌ویژه در ساعات آرامش، نه تنها عصبیت ایجاد می‌کند بلکه صدای شهری را آزاردهنده می‌سازد.
صدای زیاد اگزوز موتور یا خودرو   تغییر یا دستکاری اگزوز برای تولید صدای بیشتر، به‎خصوص شب‌ها یا در محله‌های مسکونی، باعث اختلال در خواب و آرامش خانواده‌ها و آزار جمعی می‌شود.
بی‌توجهی به نوبت در صف‌ها   جلو زدن یا نادیده گرفتن نوبت، نوعی پایمال‌کردن حق دیگران و نشانه ضعف در رعایت انصاف اجتماعی است.
چسباندن تبلیغات روی خانه مردم   برچسب‌زدن یا چسباندن تبلیغات به درِ منازل و دیوارهای شهر تجاوز به مالکیت و زیبایی شهر و اتلاف پول و انرژی دیگران است.
رانندگی بی‌توجه و پرخطر   رعایت نکردن قوانین رانندگی، تغییر ناگهانی لاین، سرعت یا ترمز بیجا، جان و مال دیگران را به خطر می‌اندازد و سهمی در افزایش قربانیان تصادف دارد. حتی گاهی آهسته رفتن که باعث سد شدن راه دیگران باشد هم می‌‌تواند حق‌‌الناس باشد.
تست کردن مواد خوراکی فروشگاه   چشیدن، تست‌کردن یا مصرف کالا قبل از خرید و بدون رضایت فروشنده، بی‌احترامی به مال دیگران و وارد آوردن ضرر مالی است؛ حتی اگر مقدار آن کم باشد.
استفاده شخصی از امکانات محل کار   بهره‌برداری از ابزار و منابع محل کار برای منافع شخصی، شاید ناچیز باشد اما در مقیاس بالا، به هدررفت سرمایه و از بین رفتن اعتماد کارفرما منجر می‌شود.
صدای بلند مراسم مذهبی   روشن کردن بلندگو در کوچه و محله بدون کسب اجازه و احترام به همسایه‌ها، فاصله گرفتن از جماعت و نادیده گرفتن تاکید دین بر احترام به حقوق دیگران است.
پرت کردن آشغال در خیابان   انداختن زباله، ته‌سیگار یا هر جسمی در معابر عمومی، علاوه بر تخریب چهره شهر، هزینه نظافت را برای عموم بالا می‌برد و آسیب به محیط زیست است.
آب دهان یا ... ریختن در خیابان   ریختن آب بینی یا دهان در محیط عمومی نه تنها جلوه شهر را زشت می‌کند، بلکه از لحاظ بهداشتی مشکل‎زاست.
بلند صحبت کردن در اماکن عمومی   مکالمه یا شوخی با صدای بلند در فضاهای عمومی، باعث آزار ذهنی اطرافیان می‎شود و فضای جمعی را عصبی و پراسترس می‌کند.

چرا بسیاری از ما بی‌تفاوتیم؟
شاید یکی از دلایل اصلی بی‌توجهی ما به خطاهای کوچک و تکرارشان، عادی‌شدن تدریجی این رفتارها و کمرنگ شدن حساسیت اجتماعی باشد. وقتی هر روز می‌بینیم دیگران راحت قانون را دور می‌زنند، صف را رعایت نمی‌کنند یا صدای موسیقی‌شان را تا آخر زیاد می‌کنند، ما هم ناخواسته به این الگوها عادت می‌کنیم و احساس می‌کنیم کار اشتباهی انجام نمی‌دهیم. گاهی هم فکر می‌کنیم چون اشتباه ما کوچک است، به چشم نمی‌آید یا آسیب جدی ندارد؛ اما واقعیت این است که همین بی‌ملاحظگی‌های جمعی مثل قطره‌های آب آرام‌آرام موجی از نارضایتی، بی‌اعتمادی عمومی و کاهش کیفیت زندگی را به وجود می‌آورند. از طرفی، برخی تصور می‌کنند که رعایت حق‌الناس فقط در مسائل بزرگ یا مالی معنا دارد و فراموش می‌کنند احترام به وقت، آرامش و سهم دیگران هم جزئی از همین حق است. نبود آموزش مستمر درباره مسئولیت مدنی و حتی تشویق غیرمستقیم به زرنگ‌بازی، دلایل جدی این روند شده‌اند. پیامد این بی‌مسئولیتی‌های کوچک، کاهش تاب‌آوری اجتماعی، افزایش عصبانیت و رنجش‌های پنهان، تضعیف قانونمندی و گسترش نوعی فردگرایی منفی است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار