در آرزوی ملیپوش شدن
با مصدومیت صالح حردانی، دانیال اسماعیلیفر بعد از مدتها درخشش بالاخره به تیم ملی دعوت شد به این بهانه سراغ بازیکنانی رفتیم که آنچنان به حقشان در تیم ملی نرسیدندنویسنده:
مترجم:
دانیال اسماعیلیفر چه با پرسپولیس و چه با تراکتور پای ثابت قهرمانی در سه فصل اخیر لیگ برتر بوده، اما لااقل از زمانی که به پرسپولیس پیوست تا همین دیروز که بهخاطر مصدومیت صالح حردانی به تیم ملی دعوت شد بازهای طولانی با بهترین عملکردش شانس حضور در اردوی تیم ملی را پیدا نکرد، چه رسد به اینکه بازی کند. در کل قلعهنویی، صالح حردانی که در استقلال هم چندان فیکس و موفق نیست، رضائیان که چندان دفاعی بازی نمیکند و آریا یوسفی را به دانیال ترجیح داد. از این نظر فوتبال پدیده عجیبی است، گاهی بازیکنی مثل استاداسدی پیدا میشود که سبک بازیاش با دیدگاههای یک مربی جور است و چند سال فیکس تیم ملی میشود؛ گاهی هم یک ستاره بدون حاشیه به تیم ملی دعوت نمیشود. اتفاقی که بارها برای بازیکنان مختلف افتاده که در ادامه نامشان را مرور میکنیم.
امید عالیشاه کاپیتان پرافتخار پرسپولیس این فصل هم آماده است اما جایی در فهرست قلعهنویی ندارد؛ آنهم در شرایطی که به دفعات بازیکنانی با سن و سال بیشتر از او به تیم دعوت شدند. البته این موضوع مختص کادر فعلی نیست چون عالیشاه طی 13 فصل درخشش و استمرار در لیگ ما فقط 2 بازی ملی دارد. جالب نیست؟
مهدی کیانی اگر کمی به عقب برویم به نام بازیکنی میرسیم که یک دهه خط هافبک تراکتور را بیمه کرد اما ملیپوش نشد؛ بازیکنی جنگنده، تخریبی و موثر که حقش را از فوتبال نگرفت.
مهدی رجبزاده هافبکی توانمند، تکنیکی و گلزن که در مقطع خاصی درخشید و بهخاطر اینکه نه به پرسپولیس رفت نه به استقلال آنطور که باید دیده نشد. وضعیت قاسم حدادیفر دیگر بازیکن ذوبآهن هم مثل رجبزاده بود. دو بازیکن بینظیر، بااخلاق و بیحاشیه که تعداد بازی ملیشان نسبتی با تواناییشان نداشت.
ابراهیم صادقی کاپیتان وفادار سایپا که با این تیم قهرمان لیگ شد و حتی عنوان مرد سال فوتبال ایران را هم کسب کرد اما فقط 15 بازی ملی داشت. هافبکی گلزن و موثر که بازی چشمنوازی داشت و برخلاف بازیکنان امروزی پرحاشیه و اهل مدل مو، تتو و... نبود.
فرزاد آشوبی بازهم یک هافبک دیگر که فقط 8 بار فرصت پیدا کرد برای تیم ملی بازی کند. فرزاد هم بااخلاق بود و پرتلاش. اصولاً بازیکنانی که اهل مصاحبه نبودند حذفشان همیشه راحتتر بود تا دیگران فرصت بازی پیدا کنند.
مهرداد اولادی مهرداد از 19 سالگی در لیگ ما درخشید، پرانرژی، دریبلزن و خلاق. افسوس که انتخابهای بد، مصدومیت و بدشانسی باعث شد به حقش در فوتبال نرسد و زود هم از بین ما رفت.
رضا نوروزی آقای گلی که در یک فصل 24 گل زد اما فقط 6 بار پیراهن تیم ملی را پوشید. او به پرسپولیس آمد تا شاید اینطوری ملیپوش شود اما مصدومیتی سنگین او را از فوتبال دور کرد و اینروزها هم که در دنیای قهرمانی پرورش اندام فعال است.
محسن مسلمان مهندسی با پاسهای دقیق و البته پرحاشیه. مسلمان از 16 سالگی در لیگ ما درخشید، گل زد و خیلی زود توانست فرصت پوشیدن پیراهن تیم ملی را بهدست آورد. حتی گلزنی در اولین بازی ملی باعث نشد کیروش او را بازهم دعوت کند و اینطور شد که حواشی زیاد خودش هم مزیت برعلت شد تا فقط 4 بازی ملی داشته باشد.
علی انصاریان بازیکنی که اولینبار در 22 سالگی ملیپوش شد. مدافعی با توانمندی در بازی سازی، پرش بلند، پنالتی زن و البته در مقاطع مختلف قدر خودش را ندانست تا فقط 6 بازی ملی در کارنامه او باشد. بدون شک مرحوم انصاریان از همنسلانش مثل مهدوی، رحمان رضایی، بختیاریزاده و گلمحمدی چیزی کم نداشت اما نتوانست حقش را از فوتبال بگیرد.
حنیف عمرانزاده مدافعی سرزن، تنومند که در بیشتر دوران فوتبالش باکیفیت بود اما تعداد بازیهای ملیاش فقط به عدد 5 رسید. بیشتر سالهای اوج حنیف در دورانی بود که کیروش بازیکنانی را از لیگهای بیکیفیت خارجی دعوت میکرد و توجه چندان به ظرفیتهای داخلی نداشت.
امید عالیشاه کاپیتان پرافتخار پرسپولیس این فصل هم آماده است اما جایی در فهرست قلعهنویی ندارد؛ آنهم در شرایطی که به دفعات بازیکنانی با سن و سال بیشتر از او به تیم دعوت شدند. البته این موضوع مختص کادر فعلی نیست چون عالیشاه طی 13 فصل درخشش و استمرار در لیگ ما فقط 2 بازی ملی دارد. جالب نیست؟
مهدی کیانی اگر کمی به عقب برویم به نام بازیکنی میرسیم که یک دهه خط هافبک تراکتور را بیمه کرد اما ملیپوش نشد؛ بازیکنی جنگنده، تخریبی و موثر که حقش را از فوتبال نگرفت.
مهدی رجبزاده هافبکی توانمند، تکنیکی و گلزن که در مقطع خاصی درخشید و بهخاطر اینکه نه به پرسپولیس رفت نه به استقلال آنطور که باید دیده نشد. وضعیت قاسم حدادیفر دیگر بازیکن ذوبآهن هم مثل رجبزاده بود. دو بازیکن بینظیر، بااخلاق و بیحاشیه که تعداد بازی ملیشان نسبتی با تواناییشان نداشت.
ابراهیم صادقی کاپیتان وفادار سایپا که با این تیم قهرمان لیگ شد و حتی عنوان مرد سال فوتبال ایران را هم کسب کرد اما فقط 15 بازی ملی داشت. هافبکی گلزن و موثر که بازی چشمنوازی داشت و برخلاف بازیکنان امروزی پرحاشیه و اهل مدل مو، تتو و... نبود.
فرزاد آشوبی بازهم یک هافبک دیگر که فقط 8 بار فرصت پیدا کرد برای تیم ملی بازی کند. فرزاد هم بااخلاق بود و پرتلاش. اصولاً بازیکنانی که اهل مصاحبه نبودند حذفشان همیشه راحتتر بود تا دیگران فرصت بازی پیدا کنند.
مهرداد اولادی مهرداد از 19 سالگی در لیگ ما درخشید، پرانرژی، دریبلزن و خلاق. افسوس که انتخابهای بد، مصدومیت و بدشانسی باعث شد به حقش در فوتبال نرسد و زود هم از بین ما رفت.
رضا نوروزی آقای گلی که در یک فصل 24 گل زد اما فقط 6 بار پیراهن تیم ملی را پوشید. او به پرسپولیس آمد تا شاید اینطوری ملیپوش شود اما مصدومیتی سنگین او را از فوتبال دور کرد و اینروزها هم که در دنیای قهرمانی پرورش اندام فعال است.
محسن مسلمان مهندسی با پاسهای دقیق و البته پرحاشیه. مسلمان از 16 سالگی در لیگ ما درخشید، گل زد و خیلی زود توانست فرصت پوشیدن پیراهن تیم ملی را بهدست آورد. حتی گلزنی در اولین بازی ملی باعث نشد کیروش او را بازهم دعوت کند و اینطور شد که حواشی زیاد خودش هم مزیت برعلت شد تا فقط 4 بازی ملی داشته باشد.
علی انصاریان بازیکنی که اولینبار در 22 سالگی ملیپوش شد. مدافعی با توانمندی در بازی سازی، پرش بلند، پنالتی زن و البته در مقاطع مختلف قدر خودش را ندانست تا فقط 6 بازی ملی در کارنامه او باشد. بدون شک مرحوم انصاریان از همنسلانش مثل مهدوی، رحمان رضایی، بختیاریزاده و گلمحمدی چیزی کم نداشت اما نتوانست حقش را از فوتبال بگیرد.
حنیف عمرانزاده مدافعی سرزن، تنومند که در بیشتر دوران فوتبالش باکیفیت بود اما تعداد بازیهای ملیاش فقط به عدد 5 رسید. بیشتر سالهای اوج حنیف در دورانی بود که کیروش بازیکنانی را از لیگهای بیکیفیت خارجی دعوت میکرد و توجه چندان به ظرفیتهای داخلی نداشت.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


