زمان‌بندی انتصاب فرمانده جدید پدافند کشور ،این تصمیم را به یک رویداد معنادار در سطح دکترین نظامی و پیام امنیتی تبدیل می‌کند

خون تازه در رگ های پدافند

نویسنده: جعفر یوسفی

مترجم:

​​​​​​​
انتصاب امیر سرتیپ علیرضا الهامی به فرماندهی همزمان «قرارگاه مشترک پدافند هوایی خاتم‌الانبیا(ص)» و «نیروی پدافند هوایی ارتش»، در ظاهر یک جابه‌جایی معمول در سلسله‌مراتب فرماندهی نیروهای مسلح به نظر می‌رسد اما زمان‌بندی این تصمیم، آن را به یک رویداد معنادار در سطح دکترین نظامی و پیام امنیتی تبدیل می‌کند. این انتصاب، نه بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه رخ داده و نه با تأخیر و نادیده گرفتن اتفاقات جنگ، بلکه دقیقاً پس از یک دوره جمع‌بندی، ارزیابی و بازخوانی تجربه جنگی صورت گرفته است. همین فاصله زمانی، نخستین کلید فهم پیام آن است.
جنگ ۱۲ روزه، بیش از هر چیز نشان داد که میدان اصلی نبرد آینده، دیگر صرفاً زمین یا حتی دریا نیست، بلکه آسمان، داده، سرعت تصمیم و هماهنگی لحظه‌ای است. در چنین شرایطی، پدافند هوایی دیگر صرفاً نقش یک سپر دفاعی را ایفا نمی‌کند، بلکه به بخشی از زنجیره بازدارندگی فعال تبدیل می‌شود. زنجیره‌ای که اگر درست عمل کند، جنگ آغاز نمی‌شود و اگر خطا کند، هزینه زیادی روی دست کشور خواهد گذاشت. از همین منظر، تغییر در رأس پدافند، به‌ندرت یک تصمیم عادی تفسیر می شود.نکته مهم، فاصله شش‌ماهه این انتصاب با پایان جنگ است. تغییر فرماندهی بلافاصله پس از یک اتفاق، معمولاً نشانه واکنش به شکست یا بحران تلقی می‌شود، در حالی‌که تأخیر طولانی نیز می‌تواند نشانه تردید یا تعلیق تصمیم باشد. این‌بار اما با یک الگوی متفاوت مواجه هستیم، تصمیمی که پس از تحلیل داده‌های میدانی، بررسی عملکرد سامانه‌ها، ارزیابی هماهنگی بین نیروها و بازنگری در دستورالعمل‌های عملیاتی اتخاذ شده است. به بیان دیگر، این انتصاب بیشتر از جنس طراحی برای آینده است تا ترمیم نقاط ضعف گذشت، هرچند اصلاح و بهینه‌سازی نقاط آسیب‌پذیر نیز به‌طور ضمنی در دل این بازآرایی راهبردی مستتر است.
همزمانی فرماندهی قرارگاه مشترک پدافند هوایی و نیروی پدافند هوایی ارتش نیز بیانگر یک جهت‌گیری جدید در سطح کلان است: اولویت مطلق با وحدت فرماندهی در لحظه بحران. تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده است که حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌ها، اگر در یک زنجیره تصمیم‌گیری واحد عمل نکنند، کارایی خود را از دست می‌دهند. واگذاری این دو مسئولیت کلیدی به یک فرمانده، به معنای کاهش اصطکاک تصمیم، افزایش سرعت واکنش و حرکت به سمت الگوی فرماندهی واحد با نیروهای چندگانه است، الگویی که در دکترین‌های مدرن دفاع هوایی جایگاه محوری دارد.در سطح پیام امنیتی، این انتصاب بیش از آن که متوجه افکار عمومی باشد، خطاب به بازیگران بیرونی است. پدافند ایران پس از جنگ، با آزمونی بزرگ روبه رو شد که آنالیزی دقیق از توانمندی‌ها و نقاط ضعف را برای تصمیم گیران نظامی ارائه داد. نقاط ضعف شناسایی شده و تغییرات بر اساس تجربه واقعی میدان نبرد انجام می‌شود، نه سناریوهای کاغذی یا رزمایش‌های نمایشی. برای دشمن، این یعنی هرگونه محاسبه آینده باید بر مبنای پدافندی صورت گیرد که از فاز آزمایش عبور کرده است.در داخل نیروهای مسلح نیز پیام کم‌اهمیتی مخابره نمی‌شود. پدافند، خط آخر امنیت ملی است، جایی که خطاهای کوچک، پیامدهای بزرگ دارند. این انتصاب نشان می‌دهد که در پدافند هوایی، صرف برخورداری از سامانه‌های پیشرفته کافی نیست و از این پس، کیفیت فرماندهی و تصمیم‌گیری در بالاترین سطح، شرط تاثیرگذاری در کارآمدی تلقی می‌شود.آنچه در این انتصاب برجسته است، عبور پدافند هوایی ایران از فاز دفاع واکنشی به سمت بازدارندگی هوشمند است. این تحول، به‌ویژه در شرایطی که گمانه‌هایی درباره ارتقای کیفی برخی لایه‌های پدافندی از مسیر همکاری‌های فناورانه خارجی از جمله با چین مطرح است، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند چراکه بهره‌برداری مؤثر از سامانه‌های پیشرفته، بیش از هر چیز به یکپارچگی فرماندهی و تکامل سازوکار تصمیم‌گیری است. از این منظر، تغییر فرماندهی آغاز فصل تازه‌ای در دکترین پدافند کشور محسوب می‌شود، فصلی که هدف آن، متوقف‌کردن جنگ در مرحله محاسبه دشمن است، پیش از آن که به میدان درگیری کشیده شود.
10 صفحه اول