الزام ژئوپلیتیک با روایت های ایدئولوژیک!
نویسنده: مصطفی نجفی
مترجم:
حضور ایران در سوریه بر یک منطق رئالیستی استوار بود، اما روایت رسمی از این حضور بیشتر رنگوبوی ایدئولوژیک داشت؛ رویکردی تکساحتی و عمدتاً امنیتی که در نهایت به دستاوردهایی ناپایدار انجامید. نکته قابل تأمل آن است که رئالیسم در سیاست منطقهای ایران عمدتاً در کانونهای بحران و مناقشه فعال میشود؛ اما به محض عبور از مرحله بیثباتی و ورود به فاز تثبیت، این منطق جای خود را به نوعی ایدئالیسم میدهد. بر همین اساس، نه برای سوریه پس از تثبیت قدرت اسد برنامهای روشن وجود داشت و نه در مقطع فروپاشی یا پس از آن، سناریویی از پیش اندیشیدهشده ارائه شد.با این حال، فارغ از ماهیت نظامهای سیاسی در ایران، حضور و نفوذ منطقهای ایران یک الزام ژئوپلیتیک است؛ ضرورتی تاریخی که همواره جزئی جداییناپذیر از منطق حکمرانی و امنیت ملی ایران بوده است اما یکی از نقاط ضعف آن روایت های رسمی از این ضرورت بوده است! سقوط اسد و متعاقب آن، حمله نظامی مستقیم علیه ایران، این واقعیت را عیانتر از همیشه کرد: تضعیف یا از دست رفتن دژهای دفاعی ایران در عمق منطقهای و در مرزهای منفصل، نهایتاً به انتقال ناامنی به مرزهای ملی و گشودهشدن راه هجوم بیگانگان منجر میشود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


