هسته ای بهانه است، عظمت ایران را هدف گرفته اند

نویسنده: غلامرضا بنی اسدی 

مترجم:


یکی از پربسامدترین کلید واژه ها در جنگِ 12 روزه، فناوری هسته ای بود. B-52 آمریکا هم برای به صفر رساندن آن به پرواز در آمدند اما نتیجه چه شد؟ جوابش را بگذاریم تا « ابهام هسته ای» بدهد. همین فضایی که شکل گرفت تا دشمن نتواند به صحنه، شکل دلخواه خود را تحمیل کند. البته نمی شود و حتی نباید نسبت فناوری هسته‌ای و ایران را  به گزارش‌های فنی، تراز انرژی یا چانه‌زنی‌های دیپلماتیک فروکاست حتی در هیئت جنگی که از سر گذراندیم هم قاب گرفت. مسئله هسته‌ای ایران، از همان آغاز، مسئله‌ای چندساحتی بوده است؛ پدیده‌ای که همچون «پود»، در همه «تار»های زندگی ایرانی تنیده شده و سیاست، جامعه، علم، هویت و تاریخ را به هم گره زده است. اتم در ایران، فقط یک فناوری نیست؛ یک روایت است. هرچند بنگاه های سخن پراکنی بیگانه، همراستا با مرگ افزارهاشان می خواهند جان از ذهنیت ایرانی بگیرند ما اما دست شان را خوانده ایم و واقعیت را همان می دانیم که در پیامِ رهبر فرزانه انقلاب به به پنجاه و نهمین نشست سالانه‌ اتّحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا دقیقا کلمه به کلمه تبیین شده است: «سخن از بحث هسته‌ای و چیزهایی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.» حکایت دقیقا همین است که حضرت آیت ا... خامنه ای تبیین کردند. باید گفت، در سطح سیاست، فناوری هسته‌ای به زبان جدید قدرت بدل شده است. نه از آن رو که ایران نخستین یا تنها دارنده این دانش است- که نیست. که بسیاری دیگر از ما جلوترند و بمب اتم را هم بر سر مردم ریخته اند-، بلکه از آن جهت که این فناوری، ایران را وارد گفت‌وگویی جهانی کرده که قواعدش نابرابر، حافظه‌اش تاریخی و منطقش آمیخته با سوءظن است. پرونده هسته‌ای، آینه‌ای است که در آن، نسبت ایران با نظم جهانی بازتاب می‌یابد: نظمی که هم دعوت به پیشرفت می‌کند و هم مرزهای آن را تعیین می‌کند. از این منظر، مناقشه هسته‌ای بیش از آن‌که درباره «چه داریم» باشد، درباره «چه کسی هستیم» است.
در جامعه ایرانی، فناوری هسته‌ای به تجربه‌ای زیسته تبدیل شده است. تحریم، مذاکره، فشار، امید، فرسایش و مقاومت؛ این‌ها واژگان روزمره نسلی است که زندگی‌اش با این مسئله گره خورده است. اتم از اخبار تخصصی عبور کرده و وارد حافظه جمعی شده؛ به موضوع گفت‌وگوهای خانوادگی، نگرانی‌های معیشتی و حتی تخیل سیاسی جامعه راه یافته است. کمتر مسئله‌ای در دهه‌های اخیر توانسته تا این اندازه، سیاست کلان را به زندگی روزمره پیوند بزند. و کودکان را هم با مسائل کلان مواجه کند. به واقع ما از پوسته به هسته رسیده ایم و شاید  بتوان گفت عمیق‌ترین لایه این نسبت، لایه هویتی و تاریخی آن باشد. ایران، به‌عنوان تمدنی کهن، همواره میان «یاد گذشته» و «پرسش آینده» زیسته است. فناوری هسته‌ای در این میان، نماد تلاشی است برای پیوند سنت تاریخیِ «ماندن» با ضرورت مدرنِ «پیش رفتن». سخن فقط از برق و انرژی نیست؛ سخن از این است که آیا ایران می‌تواند در جهان امروز، هم صاحب دانش باشد و هم صاحب روایت خود. اتم، در این معنا، پاسخ فنی نیست؛ پاسخ فرهنگی است به این پرسش که ایرانِ فردا چگونه می‌خواهد خود را تعریف کند. 
از منظر علم، فناوری هسته‌ای یکی از معدود حوزه‌هایی است که دانش بومی، سیاست عمومی و حساسیت اجتماعی را هم‌زمان درگیر کرده است. این تلاقی، اگرچه پرهزینه بوده، اما نشان داده است که علم در ایران نمی‌تواند بی‌طرف و منزوی بماند. دانش، خواه‌ناخواه، وارد میدان معنا و قدرت شده و همین، مسئولیت آن را سنگین‌تر کرده است. 
مسئله هسته‌ای ایران، در نهایت، مسئله «دارایی امروز» یا حتی «گزینه فردا» نیست؛ مسئله پاسخ به آینده است. این که ایران در جهان پرآشوب قرن بیست‌ویکم، با چه تصویری از خود، با چه سرمایه‌ای از عقلانیت و با چه تعریفی از هویت، وارد تاریخ خواهد شد. فناوری هسته‌ای، اگر درست فهم و درست روایت نشود، می‌تواند به گره‌ای کور بدل شود؛ اما اگر در چارچوبی تمدنی و اخلاقی دیده شود، می‌تواند به یکی از نشانه‌های بلوغ یک ملت تبدیل شود.
اتم در ایران، نه آغاز ماجراست و نه پایان آن؛ بلکه یکی از فصل‌های پرمعنای داستانی است که هنوز نوشته می‌شود: داستان ایرانی که می‌خواهد بماند، بفهمد و آینده‌اش را خودش روایت کند. همین «خود» است که بیگانه را به صف آرایی می کشاند. ایران هم در درازنای 7 هزارساله خویش «صف شکنی» کم نداشته است. شاید امروز- دگرباره- نوبت ما باشد، نوبتِ ایران! 
 سخن از بحث هسته‌ای و چیزهایی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.
10 صفحه اول