لبخند زیبای رهبرشهید در پایان پیام تلویزیونی خود خطاب به مردم در جنگ12 روزه هنگامی که نوید پیروزی ایرانیان در جنگ را دادند، همچنان در خاطرمان است
معجزه آن لبخندهای آرامش بخش!
نویسنده: غلامرضا بنی اسدی
مترجم:
به سالگرد خرداد خون رسیدیم. به بیست و سومین روز خرداد که در سال 1404، صفحه ای دیگر از شکوه عاشورایی ملت ایران را به قلم شهادت نوشت. به سالگرد آن حدیث سرخ رسیدیم اما آنچه بر ایران گذشت، هزار بار بیشتر از یک سال بود. ما به اندازه یک هزاره تمدنی، تعالی یافتیم. سالی را از سر گذراندیم که نباید در قالب سرگذشت بدان نگریست بلکه باید در عظمت سرنوشت آن را خواند و بازخواند. آن روزها که دل های بسیاری در آشوب و اضطراب گرفتار بود، یک صدای به یقین رسیده جای اضطراب را برای مردم با آرامش عوض کرد؛ «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین» را خواند و با آن آرامش مومنانه گفت:«...و خدای متعال ملّت ایران را و حقیقت را و حق را، به طور قطع و یقین، پیروز خواهد کرد انشاءا...» این کلمات و آن لبخندی که بر لبان رهبر شهید انقلاب، قاب شد هم به قلب راه یافت و هم ایستادگی مردم را قوامی بخشید که دشمن مجبور شد بعد از 12 روز، در پناه آتش بس، از راه آمده برگردد. آنان در 23 خرداد 1404 آمده بودند بزنند و ببرند و تمام کنند. پنداشتند از آسمان که بیایند، زمین هم همراهشان خواهد شد با خیابان هایی که از مردم پُر می شود. خیابان ها پر شد اما علیه آنان. حتی کسانی که با نظام هم زاویه آشکار داشتند، آمدند و ایستادند و در برابر دشمن، سینه سپر کردند. همین بود که آتش کشید به پندارهای طرح شده و کاغذنشین شده. مردم باطل السحر را از لبان حضرت آیت ا... خامنه ای برداشتند و« جادو»ی صهیون را «جارو» کردند. خیابان ها و کوچه ها و خانه ها دوباره به تنظیمات زندگی برگشتند در تحریر عملی کلام رهبر انقلاب که همان روزها فرمودند:« من به ملّت عزیزمان عرض میکنم همین آیه شریفه را همیشه در نظر داشته باشید. زندگی بحمدا... به طور عادّی در جریان است. نگذارید دشمن احساس کند که شما در مقابل او میترسید، احساس ضعف میکنید. اگر دشمن احساس کند که شما از او میترسید، دیگر گریبان شما را رها نخواهد کرد. همین رفتاری که تا امروز داشتید، این رفتار را باقوّت ادامه بدهید. کسانی که امور خدماتی به عهدهشان است، کسانی که با مردم سروکار دارند، کسانی که امور تبلیغاتی و تبیینی برعهدهشان است، کار خودشان را باقوّت انجام بدهند و ادامه بدهند و به خدای متعال توکّل کنند. وَ مَا النَّصرُ اِلّا مِن عِندِ اللَهِ العَزیزِ الحَکیم.» و ما چنین کردیم. به رغم خواست مهاجمان که مرگ ما را برنامه می نوشتند، ما قدم به قدم زندگی را پیش بردیم. حتی زمستان که جنگ را دوباره تحمیل و جنایت را تمام کردند با شهادت رهبر انقلاب، باز هم نتوانستند دکترین زیست عزتمندانه ای را که رهبر شهید طراحی کرده بود، از مدار خارج کنند. ما معجزه بعثت خون را دوباره زیست کردیم و تجربه ای برای جهانیان ساختیم که می شود بر مرگ هم فائق آمد حتی در برابر هژمون باطل جهان که جز مرگ رهاوردی ندارد. ما با منطق عاشورایی، حیات جاویدان را فرانگاه همگان گذاشتیم تا ببینند که می شود در برابر ازدحام نیستی هم هستی خویش را پاس داشت. جنگ تحمیلی چهل روزه هم در مرز«سکوتِ آتش» زیگزاگ می رود اما ما راست قامت بر مدار زندگی به پیش می رویم. همین عزتمندانه زیستن است که دشمن را می شکند. میراث خامنه ای شهید و خمینی کبیر همان است که سیدالشهدا علیه السلام در عاشورا به یادگار گذاشت؛ زندگی عزتمندانه. «هل من ناصر ینصرنی» هم که در آخرین لحظات در گوش زمین و زمان پیچید، برای توجه دادن به این میراث بزرگ بود و است. ما هرگز تسلیم نمی شویم. تا آخر ایستاده می مانیم....
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


