افول مفهوم یاغی در فوتبال ایران
نویسنده:
مترجم:
ابوالفضل جلالی بعد ازپنج فصل حضوردراستقلال، حالا پیراهن پرسپولیس را خواهد پوشید؛ انتقالی که روی کاغذ باید بوی «یاغیگری» بدهد، همان واژهای که سالها درفوتبال ایران بارعاطفی ورسانهای سنگینی داشت. زمانی نهچندان دور، رفتن ازپرسپولیس به استقلال یا برعکس، فقط یک جابهجایی فوتبالی نبود؛ نوعی عبورازمرز ممنوعه بود، تصمیمی که میتوانست بازیکن را برای سالها درحافظه هواداران نگه دارد. اما واقعیت این است که این مفهوم درسالهای اخیرتا حد زیادی فرسوده شده ودیگرمثل گذشته موج خبری و التهاب اجتماعی ایجاد نمیکند.نمونههایش کم نیستند. نادری، ریگی، مهری و ...که هیچکدام نتوانستند معنای قدیمی «یاغی» را زنده کنند. دلیل این تغییرفقط به فوتبال مربوط نیست. جامعه امروز ایران درگیر فشارهای اقتصادی و مشغلههایی است که باعث شده تمرکز عمومی روی فوتبال باشگاهی داخلی کمترازگذشته باشد.ازطرف دیگر، ستارههای امروزلیگ برترهم محبوبیت کاریزماتیک نسلهای قدیم را ندارند. اما حالا بخش زیادی ازچهرههای لیگ، هرچند فنی وموثر، آن جایگاه عاطفی عمیق را درذهن تماشاگرپیدا نکردهاند. وقتی ستارهای درآن اندازه وجود نداشته باشد، جابهجاییاش هم زلزله ایجاد نمیکند. با این حال، انتقال جلالی یک تفاوت مهم دارد.اوازمعدود بازیکنان جوان، آیندهدارومعتبرفوتبال ایران است که از استقلال به پرسپولیس رفته. همین مسئله باعث میشود این جابهجایی ازنمونههای اخیرکمی جدیتربه نظربرسد. جلالی ظاهراً با دلخوری جدا شده و همین حس، احتمالاً درانگیزه او برای اثبات خودش نقش مهمی دارد؛ نوعی میل به انتقام فوتبالی، به این معنا که میخواهد نشان دهد استقلال درحفظ نکردنش اشتباه کرده است. اما همین انگیزه، فشاررا هم بیشتر میکند. البته فوتبال ایران دیگرآن بستر پرالتهاب قدیم را هم ندارد. لیگ مدتهاست از کمبود تماشاگر رنج میبرد، وضعیت ورزشگاه آزادی نامشخص است و بسیاری ازمسابقات عادی درورزشگاههای کوچک اطراف تهران برگزار میشود؛ جایی که آن حجم ازجمعیت و شعار، دیگرمثل گذشته نمیتواند ذهن بازیکن را زیروروکند. شاید برای همین، جلالی یاغی مهمی باشد، اما در دورانی که خودِ یاغیگری هم دیگر مثل قبل آتش نمیگیرد.
10 صفحه اول


