نیاز امروز جهان؛ یک خامنه‌ای

گفت وگو با سپاستین سالگادو، روزنامه نگار و تحلیلگر ضد امپریالیستی آرژانتینی که منتقد رفتارهای سیاسی لیونل مسی است و دیدگاه های ضدصهیونیستی دارد

نویسنده: صادق غفوریان

مترجم:


هموطن لیونل مسی است اما دیدگاه ها و زیست اجتماعی و سیاسی اش همچون این نابغه تاریخ فوتبال نیست. سپاستین سالگادو، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل بین الملل با نگاه و باورهای آزادی‌خواهی و ضد امپریالیستی به مسی انتقاد دارد؛ حتی در این روزها که جهان او را ستایش می کند.گفت وگوی امروز من با سپاستین سالگادو فعال ضدصهیونی آرژانتینی است که اکنون در رسانه های انگلیسی و اسپانیایی زبان، با نگاه انسانی و آزادی خواهی مسائل جهان را تحلیل و بررسی می‌کند. با او در یکی از روزهایی که برای حضور در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به ایران آمده بود، گپ و گفت کردم.او معتقد است؛ جهان امروز به رهبری با اندیشه های شهید خامنه‌ای نیاز دارد. به خصوص در این زمان که بسیاری از رهبران و سران کشورها با بحران مشروعیت اخلاقی و سیاسی و مسئله ای همچون آبروریزی اپستین روبه‌رو هستند.


سپاستین، تو از آرژانتین یعنی از آن سوی جهان به ایران آمدی و مسیری بسیار طولانی را گذرانده ای تا امروز این جا باشی. علاقه مندم بدانم دقیقا چه انگيزه ای باعث شد در این مقطع به ایران بیایی و در مراسم تشییع آیت ا... خامنه‌ای حضور یابی؟
اول از همه برای من خیلی مهم بود که امروز این‎جا باشم. به نوعی به خودم افتخار می‌کنم که در این زمان بسیار خاص از تاریخ این‎جا هستم. معتقدم که آیت ا... خامنه‌ای نه تنها رهبری برای یک کشور بود، بلکه همه می‌دانیم که او دارای اندیشه و شخصيتی بود که تمام جهان در چنین دورانی به آن نیاز دارد. به خصوص در این زمان که بسیاری از رهبران و سران کشورها با بحران مشروعیت اخلاقی و سیاسی روبه‌رو هستند که مصداق آن را در ماجرای جزیره اپستین دیدیم. دقیقا در همین شرایط اندیشه‌ای مبتنی بر عزت، هویت، استقلال، ایمان و ایستادگی یک رهبر در این منطقه از جهان مردم را به دفاع از کشور، هویت و باورهایشان دعوت می‌کند. به همین دلیل احساس کردم باید خودم را به این مراسم برسانم تا شاهد این وداع تاریخی باشم.
پس چرا چنین رهبرانی هدف حذف و ترور قرار می‌گیرند؟
پاسخ این پرسش روشن است. شخصیت‌هایی از این دست، خارج از چارچوب مطلوب نظام سلطه عمل می‌کنند و حاضر نیستند در مسیر خواست قدرت‌های غربی و صهیونیستی حرکت کنند. هرجا این ساختار احساس کند مانعی جدی در برابر اهداف و منافعش قرار دارد، تلاش می‌کند آن مانع را حذف کند؛ خواه از طریق فشار سیاسی، تحریم، جنگ رسانه‌ای یا حتی حذف فیزیکی. آنچه برای چنین رهبرانی رخ می‌دهد، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
به نظر تو آیا پروژه حذف، به تضعیف مسیر و مکتب رهبر شهید منجر می‌شود یا وضعیت‌و شرایط دیگری را تجربه خواهیم کرد؟
درباره این موضوع، ابتدا باید به یکی از باورهای فکری، فرهنگی و اعتقادی این جغرافیا بپردازیم. به گمان من، غرب هنوز درک عمیقی از فرهنگ شهادت ندارد. در بسیاری از جوامع غربی، مرگ یک رهبر به‌عنوان نشانه پایان، شکست یا فروپاشی تلقی می‌شود؛ اما در این‎جا ما با فرهنگی متفاوت روبه‌رو هستیم. در این فرهنگ، شهادت نه پایان راه، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از حیات یک مکتب است.
به همین دلیل، این‌گونه اقدامات نه تنها موجب عقب‌نشینی مردم نمی‌شود، بلکه اغلب انسجام اجتماعی و سیاسی بیشتری ایجاد می‌کند. وقتی مردم احساس کنند رهبری که نماد استقلال، ایمان و مقاومت بوده هدف قرار گرفته، طبیعی است که بیش از گذشته حول همان آرمان‌ها متحد شوند.
 من معتقدم آنانی که تصور می‌کنند با حذف یک شخصیت می‌توانند یک ملت یا یک اندیشه را تضعیف کنند، از فهم عمق پیوند میان مردم، ایمان و رهبری ناتوان‌اند. آنچه امروز در ایران دیده می‌شود، نشانه همین واقعیت است: وحدت بیشتر، انگیزه بیشتر و ایستادگی پررنگ‌تر.

سپاستین تو به نقش ایمان در این مسیر اشاره کردی. این مؤلفه چه جایگاهی در تداوم این نوع رهبری دارد؟
ایمان، یکی از مهم‌ترین عناصر در تداوم این نوع رهبری است. در بسیاری از پروژه‌های سیاسی در جهان، قدرت و منافع مادی در مرکز قرار دارد؛ اما وقتی ایمان به صحنه می‌آید، سیاست صرفاً به مدیریت قدرت محدود نمی‌شود و به مسئولیت، فداکاری و تعلق به مردم معنا می‌دهد.
در ایران، پیوند میان رهبری، مردم و باورهای دینی را نمی‌توان نادیده گرفت. همین پیوند است که یک حرکت سیاسی را به یک جریان زنده و ماندگار تبدیل می‌کند. اگر ایمان در یک پروژه سیاسی حضور نداشته باشد، خیلی زود جای خود را به محاسبات صرف قدرت می‌دهد؛ اما وقتی ایمان در متن حرکت باشد، مردم احساس می‌کنند از حقیقتی بزرگ‌تر از منافع روزمره دفاع می‌کنند.
تو خودت در تهران و مشهد از نزدیک حضور باورمندانه ایرانی ها و حتی غیرایرانیان ارادتمند به ایشان و انقلاب اسلامی را دیدی و‌لمس کردی. حالا با این تجربه جدید فکر می‌کنی این تشییع و این حضور تاریخی چه پیام و ‌محتوایی را به جهان منتقل می کند؟
به عنوان یک روزنامه‌نگار از آرژانتین و‌ یک آزادی‌خواه، برای من بسیار قابل توجه است که رسانه‌های جریان اصلی غربی تلاش می‌کنند آنچه امروز در ایران می‌گذرد را کم‌اهمیت یا پنهان کنند؛ در حالی که در جریان استقبال از آیت ا... خامنه‌ای با رویدادی کم‌سابقه و تاریخی روبه‌رو بودیم. 
پیام اصلی این مراسم، به نظر من، «مقاومت» است؛ اما نه فقط مقاومت در برابر یک فشار سیاسی مقطعی، بلکه مقاومت به‌عنوان یک فرهنگ، یک روحیه و یک انتخاب تاریخی. این پیام می‌گوید ملت‌هایی که به هویت، استقلال و کرامت خود باور دارند، می‌توانند در برابر فشارها بایستند. 
همچنین این رویداد نشان می‌دهد که یک رهبر می‌تواند حتی پس از فقدان ظاهری‌اش، الهام‌بخش میلیون‌ها انسان باقی بماند. این فقط یک وداع نیست؛ بلکه تجدیدپیمان یک ملت با آرمان‌هایی است که آن رهبر نمایندگی می‌کرد.
​​​​​​​
بازتاب این پیام را در آمریکای لاتین چگونه می‌بینی؟
من فکر می‌کنم این پیام در آمریکای لاتین نیز شنیده می‌شود، به‌ویژه در میان ملت‌ها و جریان‌هایی که تجربه مداخله، فشار خارجی و بحران رهبری را از نزدیک لمس کرده‌اند.امروز در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین، مردم با شرایطی روبه‌رو هستند که در آن قدرت‌های خارجی می‌کوشند مسیر سیاسی کشورها را به سمت منافع خود تغییر دهند، حتی اگر این مسیر برخلاف خواست ملت‌ها باشد.
از این نظر، مقاومت ایران و نوع رهبری‌ای که بر استقلال، عزت و ایستادگی تأکید دارد، برای بسیاری در آمریکای لاتین الهام‌بخش است. 
ما در آن جا نیز نمونه‌هایی از رهبران مردمی و مستقل داشته‌ایم و به همین دلیل بهتر می‌توانیم اهمیت چنین میراثی را درک کنیم.به باور من، مسئولیت روزنامه‌نگاران و رسانه‌های مستقل این است که این پیام را منتقل کنند و اجازه ندهند روایت‌های تحریف‌شده، حقیقت آنچه را در حال رخ دادن است، پنهان کند.

10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار