زبان فارسی زیر تیغ طالبان

در روزهای اخیر، گزارش‌هایی مبنی بر تشدید فارسی‌ستیزی طالبان در افغانستان منتشر شده است در همین زمینه، با مهران پوپل، شاعر افغانستانی و از چهره‌های فعال درزمینه دفاع از فرهنگ و زبان فارسی، گفت‌وگوکرده ایم

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:

 این روزها آتش فارسی‌ستیزی طالبان در افغانستان شعله‌ورتر شده است؛ حکومتی که با تکیه بر زبان پشتو، تلاش دارد جایگاه زبان فارسی را در ساختار فرهنگی و رسمی این کشور محدود و زبان قوم خودش را جایگزین کند؛ سیاستی که از همان ابتدای روی کار آمدن طالبان  با مخالفت‌های گسترده جامعه فرهنگی فارسی زبانان کشورهای مختلف روبه‌رو شده  است. همواره در طول این سال ها مخالفان این موضوع در افغانستان با فشار، تهدید و سرکوب مواجه شده‌اند. در این میان، مهران پوپل، شاعر پشتو‌زبان افغانستان، در موقعیتی متفاوت ایستاده ؛ او با وجود این که زبان مادری اش پشتو است، سال هاست برای دفاع از زبان فارسی، به فارسی شعر می‌سراید وسخن می گوید. این موضع‎گیری شفاف و فعالیت‌های او در این زمینه بارها برایش دردسرساز شده و در نهایت به صورت غیرمستقیم به بازداشت او انجامیده است؛ بازداشتی که او را وادار به مهاجرت به ایران کرده است. با مهران پوپل درباره آخرین وضعیت امروز زبان فارسی در افغانستان و آنچه طالبان بر سر این زبان باستانی آورده اند، گفت و گو کرده ایم. 

شما در سال 1400 توسط حکومت طالبان در افغانستان بازداشت شدید، می خواهم بدانم این موضوع به دفاع های بی پروایانه شما از زبان فارسی ارتباطی داشت؟ درباره نحوه و دلیل بازداشت‎تان برایمان بگویید.
باید بگویم من جزو اولین شاعران افغانستان بودم که پس از روی کار آمدن طالبان بازداشت شدم؛ فقط ۴۸ ساعت از روی کار آمدن طالبان گذشته بود که من را  دستگیر کردند. البته هنوز نمی‌توانم با قاطعیت بگویم که دلیل اصلی بازداشت من توسط طالبان و بعد صدور حکم اعدامم، تبلیغ زبان فارسی در برابر زبان پشتو بوده، اما اطمینان دارم که یکی از مهم‎ترین دلایل دستگیری‌ام همین موضوع بود. زبان مادری من پشتو است؛ یعنی همان زبانی که امروز طالبان آن را تبلیغ می‌کنند و قصد دارند  به زبان رسمی افغانستان تبدیل کنند و برایش بگیر و ببندهای مستقیم و غیرمستقیم راه انداخته‌اند. زمانی که من در افغانستان بودم آن‎ها انتظار داشتند که من به زبان پشتو شعر بگویم و به اصطلاح در زمین آن‎ها بازی کنم  اما من بنا به دلایل زیادی که در ذهنم داشتم و دارم، از زبان فارسی دفاع کرده و دفاع می کنم.
طبق شنیده های ما تبعیض علیه فارسی‌زبانان حتی در دادگاه‌ها،  ادارات و دانشگاه های  افغانستان نیز به شدت بالا گرفته و ستیزه جویی علیه زبان فارسی در این محیط ها هم به وضوح به چشم می خورد. ماجرای این ستیزه جویی ها چیست؟ 
این موضوع کاملا واقعیت دارد. ببینید، مثلاً شما از احمد شکایت می‌کنید، احمد روز دادگاه می‌آید و مشخص می‌شود او پشتوزبان است. اگر چه همه می دانند که حق با شماست و نه احمد، اما به دلیل فارسی زبان بودن شما، حق را به احمد می دهند. این کار را با این هدف انجام می‌دهند که حتی اگر شده به زور مردم را وادار به یادگیری و صحبت کردن به زبان پشتو کنند. بیشتر تصمیمات اداری و دولتی و... هم به همین شکل گرفته می‌شود .امروز تعداد زیادی از مردم افغانستان که هیچ راه چاره ای ندارند، سعی می کنند پشتو صحبت کنند تا از گزند این آزار و اذیت ها در امان باشند.
​​​​​​​
شما با وجود پشتو‌زبان بودن، می‌گویید یکی از آرزوهای دیرینه‌تان رسمی شدن زبان فارسی در افغانستان است. دلیل این همه پافشاری با وجود آزار و اذیت هایی که شده اید چیست؟
تعداد زیادی از روشنفکران و اهالی ادبیات، فرهنگ و هنر در افغانستان بر این عقیده اند که زبان فارسی باید زبان رسمی افغانستان باقی بماند. فارسی‌ستیزی از چند دهه پیش توسط طالبان وجود داشت و همزمان با روی کار آمدن حکومتِ آن ها در افغانستان شدیدتر شد و اکنون به اوجش رسیده است.در پاسخ به این سوال که چرا دفاع از زبان فارسی مهم است باید بگویم که جدا از این که ما در افغانستان اقوام و چندین زبان دیگر هم داریم، همین اقوام بنا به علاقه و دلایلی که بعداً می‌گویم، از زبان فارسی، از شعر حافظ و سعدی و مولانا در زندگی‌شان استفاده بسیار زیادی کرده‌اند و فرهنگ ما بر پایه این زبان شکل گرفته است. به عنوان یک پشتوزبان با قاطعیت می گویم که زبان پشتو مانند زبان فارسی دارای قابلیت‌های بی نظیر و فراوان نیست. این به این دلیل است که زبان پشتو زبان علمی نیست. شاید خیلی ها بعد از انتشار این مصاحبه بر من بتازند؛ ولی  این واقعیتی است که باید گفته شود.
بسیاری از ما در افغانستان بر این باوریم که حتی اگر دوستان فارسی‌زبان ما در فاصله بسیار زیادی از یکدیگر زندگی کنند، وقتی زبان فارسی، زبان رسمی باشد، پیوندهای فرهنگی میان آن ها بسیار بیشتر می‌شود. مثلاً دوست مزارشریفی یا بدخشانی ما وقتی به ایران و دیگر کشورهای فارسی زبان  می‌آید، خیلی راحت می‌تواند ارتباط برقرار کند و مشکلی از نظر زبان نخواهد داشت. از طرفی این فرهنگ مشترک حوزه تمدنی زبان فارسی است و همین اتحاد فرهنگی است که در برابر هجوم بیگانگان، همه این کشورها را از بسیاری از آسیب ها نجات می دهد. همه حوزه تمدنی زبان فارسی ریشه در یک خاک دارند و هویت و فرهنگ ما همین زبان است.
زبان فارسی حلقه اتحاد ماست، اما متأسفانه امروز توسط طالبان برای زبان فارسی ما، محدودیت‌هایی عجیب  ایجاد شده است.
پیشنهاد شما برای مقابله با این حجم از فارسی ستیزی طالبان چیست؟
پیشنهاد من این است که تا دیر نشده، اول نویسندگان، شاعران و اهالی فرهنگ افغانستان و بعد کشور ایران و کشورهای فارسی زبان،  در افغانستان دخالت مثبت و فرهنگی خود را بسیار جدی‌تر کنند و برای حفظ زبان عزیز و شیرین فارسی، از ظرفیت‌های فرهنگی خود استفاده کنند. تا پیش از این نیز اطلاع داشتم که فارسی زبانانی در ایران توجه ویژه‌ای به ترویج و پاسداشت زبان فارسی داشته‌اند و در این حوزه فعال بوده‌اند. باید این فعالیت‌ها گسترده‌تر شود تا این روایت که زبان فارسی فقط متعلق به یک کشور است، کنار برود و همه کشورهای فارسی‌زبان و حوزه تمدنی فارسی در حفظ آن نقش داشته باشند.
کشور ایران و همه دوستان فرهنگی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، نباید در برابر این وضعیت خاموش بمانند و باید برای حمایت از زبان فارسی در افغانستان، دخالت مثبت و فرهنگی جدی داشته باشند.
10 صفحه اول