ورود جنگ به میدان محاسبهها
ناتوانی آمریکا در کسب یک پیروزی نظامی روشن، واشنگتن را به تهدید، تحریم و خبرسازی برای اثرگذاری بر اقتصاد و افکار عمومی داخل ایران سوق داده استنویسنده:
مترجم:
تحولات روزهای اخیر نشان می دهد رویارویی آمریکا و ایران وارد مرحله تازه و پیچیده تری شده است. مرحله ای که در آن، جنگ دیگر صرفاً در میدان نظامی جریان ندارد. اقتصاد، امنیت، سیاست، دیپلماسی، رسانه و ذهن جامعه، همگی به میدان هایی درهم تنیده از یک نبرد ترکیبی تبدیل شده اند. در این شرایط طرف مقابل پس از این که نتوانست اهداف اولیه خود را در میدان نظامی محقق کند، تلاش می کند از مسیرهای دیگر برای خود دستاورد بسازد. دستاوردی که بتواند ناکامی های میدانی را پوشش داده و تصویری متفاوت از واقعیت جنگ در افکار عمومی ارائه دهد. تهدیدهای لفظی، ضرب الاجل ها، تحریم های تازه، خبرسازی درباره محاصره و انتشار اطلاعات جهت دار، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. هدف اصلی، تنها ارسال یک پیام سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه ایجاد نگرانی، برهمزدن تعادل روانی جامعه، وادار کردن مردم به رفتارهای هیجانی و انتقال صحنه تقابل از دوگانه جنگ و مذاکره به الگوی جنگ و بیثباتسازی داخلی است.
4 محدودیت راهبردی آمریکا
«بیگزینگی» یکی از مهمترین تنگناهایی است که آمریکا در مواجهه با ایران با آن روبهرو شده است. بیگزینگی به معنای ناتوانی مطلق در واردکردن ضربه نظامی نیست؛ مسئله آن است که هر گزینه احتمالی، بلافاصله با یک پرسش بیپاسخ روبهرو میشود: «بعد از آن چه خواهد شد یا چه کار باید کرد؟»
علاوه بر بی گزینگی در حال حاضر آمریکا با حداقل 4 محدودیت جدی روبه رو شده است. در ارزیابی مهدی محمدی کارشناس مسائل راهبردی، واشنگتن اکنون همزمان با چهار محدودیت زمان، تسلیحات، متحدان و هزینههای اقتصادی جنگ به شرح زیر روبهروست:
1-زمان: آمریکا به هیچ عنوان مایل به جنگی طولانی نبوده، اما در حال حاضر دقیقاً به این فرایند وارد شده است.
2-سلاح: ساختار جنگی آمریکا نتوانسته توازن میان هزینه و دستاورد برقرار کند و از منظر اقتصاد جنگ، با فرسایش منابع روبهرو شده است. ایران با تسلیحات ارزان ولی دقیق، آمریکا را وادار به هدر دادن تسلیحات خود کرده است.
3-متحدان: در شرایط حاضر، طیفی از متحدان آمریکا در منطقه و خارج از منطقه این انتقاد جدی را مطرح کرده اند که نمی شود آمریکا ضمن درگیری با ایران آن هم در شرایطی که نبود ایده و راه حل به طور جدی به وجود آمده است، آن ها را نیز درگیر چنین فرایند پر هزینه ای کند. این موضوع به شدت بر کمپین جنگی آمریکا علیه ایران اثرگذاشته است.
4-اقتصاد بین المللی و آمریکا: تثبیت قیمت بنزین در سطح تقریباً ۴ دلار برای هر گالن، متغیری نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. تدبیر هوشمندانه ایران در این زمینه تبدیل جنگ از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی علیه آمریکا بوده است. این محدودیت در صورت تداوم می تواند به یک دستاویز جدی انتخاباتی علیه ترامپ نیز تبدیل شود.
مثلث جدید راهبردی آمریکا
در چنین شرایطی، واشنگتن برای ساختن تصویری از یک دستاورد تازه، سه مسیر را بهطور همزمان دنبال میکند: ائتلافسازی، فشار اقتصادی و فشار نظامی ـ امنیتی علیه ایران.
به گفته محمدی یک نمونه ائتلاف سازی، پیمان مکه بوده که در هفته های اخیر شاهد آن بودیم. از سوی دیگر آمریکا در حال فشار اقتصادی به ایران در قالب تحریم های جدید است. هدف از این کار نیز عمدتاً اثرگذاری بر محیط داخلی ایران است. درضمن این دو مسیر نیز به معنای کنارگذاشتن گزینه نظامی نیست. البته ارزیابی ها نشان می دهد این تلاش ها در حال حاضر، به دلیل مقاومت و اقدامات متقابل ایران، نسخه ضعیف تری از موارد مشابه خود در گذشته هستند.
اقتصاد در کانون جنگ روانی
خبرهای جدید، گمانه روزهای قبل در خصوص رفتار تحریمی آمریکا را تایید می کنند. در حال حاضر آمریکا به سراغ دور جدیدی از تحریم ها علیه ایران رفته است. چیزی که ترامپ آن را «کوبنده ترین عملیات اقتصادی در جهان» نامیده است. با این حال، آمریکا در دورههای پیشین تشدید تحریم، بخش مهمی از ظرفیتهای فشار خود را به کار گرفته و ایران نیز طی سالهای گذشته، روشهای متعددی برای کاهش آثار تحریم آزموده است.
عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان دیروز یادداشتی قابل تامل در فضای مجازی منتشر کرد که به واقعیتی جالب اشاره دارد. او نوشت: چهارده سال پیش: «فلجکنندهترین تحریمهای تاریخ.» شکست خورد. هشت سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد. پنج ماه پیش: «تسلیم بیقیدوشرط.» شکست خورد. امروز: «کمرشکنترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است.این فیلم را قبلاً دیدهایم؛همان داستان همیشگی، فقط با قلدرهای متفاوت.
اقتصاد خرد؛ خط مقدم پدافند مردمی
با این اوصاف، هدف پنهان فشار اقتصادی اخیر روشنتر میشود: تحریمهای جدید بیش از آنکه تنها مبادلات اقتصادی را نشانه بروند، در پی اثرگذاری بر ذهن جامعه و رفتار روزمره مردماند.
منطق این فشار روشن است: ایجاد نگرانی از آینده، افزایش تقاضای هیجانی در بازار، خرید بیش از نیاز، انبارکردن کالا، هجوم به بازار ارز و طلا و شکلگیری موجی از نااطمینانی. در چنین شرایطی، حتی خبری که اثر مستقیم و فوری ندارد، میتواند از مسیر اثر روانی، به عاملی برای برهمزدن آرامش بازار تبدیل شود.
بنابراین راه مقابله با این جنگ جدید بیش از پیش روشن است. در این چارچوب، پرهیز از خرید مازاد و تصمیمهای شتابزده، از عوامل کاهش التهاب بازار تلقی میشود. خرید بهاندازه نیاز، پرهیز از انبارکردن کالا، خودداری از تصمیمهای عجولانه و کمک به اقشار آسیبپذیر، از جمله رفتارهایی است که میتواند اثرگذاری فشار خارجی را کاهش دهد.
در مقابل، مسئولان نیز وظیفه دارند از تصمیمهایی که به بازار و جامعه شوک وارد میکند، دوری کنند. هر تصمیم اقتصادیِ فاقد پشتوانه، هر خبر مبهم و هر سیاستی که فضای جامعه را ملتهب سازد، میتواند به ابزار مکمل فشار دشمن تبدیل شود.
جنگ شناختی و مسئولیت عمومی
یکی دیگر از مهمترین میدانهای این رویارویی، میدان شناختی و رسانهای است. هر خبر، تحلیل، شایعه و تصویری که در فضای عمومی منتشر میشود، میتواند در شکلدادن به ذهن جامعه نقش ایفا کند.
در چنین شرایطی، بازنشر شتابزده اخبار، تکرار ادعاهای تأییدنشده و انتشار مطالبی که اضطراب یا ناامیدی ایجاد میکند، میتواند ناخواسته در خدمت جنگ روانی قرار گیرد. مقابله با این وضعیت، نیازمند دقت، صبوری و پرهیز از واکنشهای عجولانه است. در هفته های اخیر، خبرهای مربوط به گرانی برق و بنزین، حذف کالابرگ زوار اربعین، حذف ارز ترجیحی دارو و ... در فضای مجازی بسیار پر بازدید شده اند در حالی که بخش عمده آن ها با توضیح و تکذیب روبه رو شده اند.
این موضوعات نشان می دهد نباید جنگ رسانه ای و شناختی دشمن حتی از مسیر پیام رسان های داخلی را کم اهمیت قلمداد کرد. کارشناسان حوزه جنگ شناختی تاکید دارند هرگاه خبر یا ویدئو و یا تحلیلی در فضای مجازی، به صورتی غیرعادی مخاطب را با فشار هیجانی روبه رو کند، نیازمند تحقیق و بررسی از منظر اصالت، صحت و جامعیت است.
فضای مجازی امروز صرفاً محل دریافت خبر نیست؛ هر کاربر بخشی از چرخه انتشار و اثرگذاری بر افکار عمومی است. از همین رو، حفظ امید، پرهیز از توهین، جلوگیری از تشدید اختلافها و بیاعتنایی به شایعات، می تواند نه صرفاً اقدامی برای آرامش روانی فردی بلکه نقطه مقابله با یک عملیات روانی هدفمند علیه افکار عمومی باشد.در مجموع باید توجه داشت بخشی از تحولات کنونی در فضای اقتصادی-اجتماعی با محوریت فضای مجازی می تواند بازتابی از یک عملیات روانی و جنگ شناختی علیه ایرانیان باشد. در چنین وضعی، میدان اصلی تقابل، میدان محاسبههاست. هرچه جامعه در برابر شایعه، التهاب بازار و تصمیمهای شتابزده هوشمندانهتر عمل کند، امکان تبدیل فشار بیرونی به بحران داخلی کاهش مییابد. هدف اصلی نیز تغییر این محاسبه است: فشار، تهدید و عملیات روانی نباید به ابزاری برای تحمیل اراده طرف مقابل تبدیل شود.
مطلب مرتبط
سیاست خصمانه امارات وفرصت ایران
اما در تحولی تازه، امارات به عنوان یکی از کشورهای حاضر در معادله جنگ آمریکا علیه ایران، اعلام کرده است که روابط تجاری و اقتصادی خود با ایران را قطع کرده است. این اعلام از آن جایی اهمیت دارد که امارات یکی از مبادی مهم ورود کالا به کشور بوده است. با این حال، گزارش ها نشان می دهد تا پیش از جنگ، رقم تجارت ایران و امارات حدود ۲۵ میلیارد دلار بود اما فقط ۱۰ درصد این رقم به تجارت مستقیم این دو کشور مربوط میشد. ۹۰ درصد حجم تجارت مربوط به کالاهایی بود که از امارات فقط به عنوان واسطه تجاری برای انتقال آنها استفاده میشد. در این میان، این واسطه های تجاری سود قابل توجهی از این مسیر کسب می کردند. محاسبات نشان می دهد اگر این عوامل فقط ۲ درصد برای نقل و انتقال پول و تسویه این حجم از تجارت دریافت می کردند، در کمترین حالت ۴۵۰ میلیون دلار در سال یعنی حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان برای آنها سودآوری داشت!
همچنین در دو دهه تحریم، امارات به مرکز یک اقتصاد سیاسی واسطهای تبدیل شده که در آن صرافیها، شبکههای تراستی، شرکتهای ثبتشده و بخشی از ذینفعان داخلی از تداوم تجارت غیرمستقیم و دورزدن ساختار رسمی سودهای کلان به دست آوردند.
مرتضی کوهنورد نایب رئیس کمیسیون واردات اتاق ایران گفته است: اگر محدودیتهای تحریمی وجود نداشت بخش بزرگی از مبادلاتی که امروز از طریق امارات و بهویژه دبی انجام میشود، اساسا نیازی به حضور این کشور بهعنوان واسطه نداشت. با این حال، کارشناسان دیگر حتی روایت مشروط بودن نقش آفرینی امارات در فضای تجاری ایران به تحریم ها را نیز به چالش کشیده اند. رئیس اسبق سازمان توسعه تجارت، علیرضا پیمان پاک، با بیان مثال نقض برای چالش حذف امارات از روابط مستقیم تجاری ایران میگوید بانک مرکزی فقط در ۵۰ روز از جنگ ۲ میلیارد دلار از طریق سازوکاری که در شبکه بانکی روسیه و چین ایجاد شده بود منتقل کرد با هزینه کارمزد ۵۰ دلار برای یک میلیارد دلار، درست در زمانی که امارات کل روابط مالی را با ما قطع کرد. مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی محمد امینیرعیا نیز گفته است شبکه تجارتی که در امارات شکل گرفته بود ۱۵ تا ۲۰ درصد برای ما هزینه ارزی ایجاد کرده است.او معتقد است از لحاظ امنیتی هم کاملاً این شبکهای که در امارات وجود دارد و مستقر است، تحت تسلط و تحت سلطه آن کسی است که ما را تحریم کرده است. با این حال منافع برخی شرکتها، مجموعهها و اقتصاد سیاسی شکل داده شده در آن جا تغییر را سخت کرد.
از منظر نظامی نیز برخی کارشناسان معتقدند در صورت همراهی امارات با آمریکا در ایجاد چالش علیه ایران، ضمن این که باید اتکای تجارت خارجی ایران به این کشور کاهش بیشتری را تجربه کند، این کشور باید با پاسخ نظامی قدرتمند ایران نیز روبه رو شود.
4 محدودیت راهبردی آمریکا
«بیگزینگی» یکی از مهمترین تنگناهایی است که آمریکا در مواجهه با ایران با آن روبهرو شده است. بیگزینگی به معنای ناتوانی مطلق در واردکردن ضربه نظامی نیست؛ مسئله آن است که هر گزینه احتمالی، بلافاصله با یک پرسش بیپاسخ روبهرو میشود: «بعد از آن چه خواهد شد یا چه کار باید کرد؟»
علاوه بر بی گزینگی در حال حاضر آمریکا با حداقل 4 محدودیت جدی روبه رو شده است. در ارزیابی مهدی محمدی کارشناس مسائل راهبردی، واشنگتن اکنون همزمان با چهار محدودیت زمان، تسلیحات، متحدان و هزینههای اقتصادی جنگ به شرح زیر روبهروست:
1-زمان: آمریکا به هیچ عنوان مایل به جنگی طولانی نبوده، اما در حال حاضر دقیقاً به این فرایند وارد شده است.
2-سلاح: ساختار جنگی آمریکا نتوانسته توازن میان هزینه و دستاورد برقرار کند و از منظر اقتصاد جنگ، با فرسایش منابع روبهرو شده است. ایران با تسلیحات ارزان ولی دقیق، آمریکا را وادار به هدر دادن تسلیحات خود کرده است.
3-متحدان: در شرایط حاضر، طیفی از متحدان آمریکا در منطقه و خارج از منطقه این انتقاد جدی را مطرح کرده اند که نمی شود آمریکا ضمن درگیری با ایران آن هم در شرایطی که نبود ایده و راه حل به طور جدی به وجود آمده است، آن ها را نیز درگیر چنین فرایند پر هزینه ای کند. این موضوع به شدت بر کمپین جنگی آمریکا علیه ایران اثرگذاشته است.
4-اقتصاد بین المللی و آمریکا: تثبیت قیمت بنزین در سطح تقریباً ۴ دلار برای هر گالن، متغیری نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. تدبیر هوشمندانه ایران در این زمینه تبدیل جنگ از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی علیه آمریکا بوده است. این محدودیت در صورت تداوم می تواند به یک دستاویز جدی انتخاباتی علیه ترامپ نیز تبدیل شود.
مثلث جدید راهبردی آمریکا
در چنین شرایطی، واشنگتن برای ساختن تصویری از یک دستاورد تازه، سه مسیر را بهطور همزمان دنبال میکند: ائتلافسازی، فشار اقتصادی و فشار نظامی ـ امنیتی علیه ایران.
به گفته محمدی یک نمونه ائتلاف سازی، پیمان مکه بوده که در هفته های اخیر شاهد آن بودیم. از سوی دیگر آمریکا در حال فشار اقتصادی به ایران در قالب تحریم های جدید است. هدف از این کار نیز عمدتاً اثرگذاری بر محیط داخلی ایران است. درضمن این دو مسیر نیز به معنای کنارگذاشتن گزینه نظامی نیست. البته ارزیابی ها نشان می دهد این تلاش ها در حال حاضر، به دلیل مقاومت و اقدامات متقابل ایران، نسخه ضعیف تری از موارد مشابه خود در گذشته هستند.
اقتصاد در کانون جنگ روانی
خبرهای جدید، گمانه روزهای قبل در خصوص رفتار تحریمی آمریکا را تایید می کنند. در حال حاضر آمریکا به سراغ دور جدیدی از تحریم ها علیه ایران رفته است. چیزی که ترامپ آن را «کوبنده ترین عملیات اقتصادی در جهان» نامیده است. با این حال، آمریکا در دورههای پیشین تشدید تحریم، بخش مهمی از ظرفیتهای فشار خود را به کار گرفته و ایران نیز طی سالهای گذشته، روشهای متعددی برای کاهش آثار تحریم آزموده است.
عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان دیروز یادداشتی قابل تامل در فضای مجازی منتشر کرد که به واقعیتی جالب اشاره دارد. او نوشت: چهارده سال پیش: «فلجکنندهترین تحریمهای تاریخ.» شکست خورد. هشت سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد. پنج ماه پیش: «تسلیم بیقیدوشرط.» شکست خورد. امروز: «کمرشکنترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است.این فیلم را قبلاً دیدهایم؛همان داستان همیشگی، فقط با قلدرهای متفاوت.
اقتصاد خرد؛ خط مقدم پدافند مردمی
با این اوصاف، هدف پنهان فشار اقتصادی اخیر روشنتر میشود: تحریمهای جدید بیش از آنکه تنها مبادلات اقتصادی را نشانه بروند، در پی اثرگذاری بر ذهن جامعه و رفتار روزمره مردماند.
منطق این فشار روشن است: ایجاد نگرانی از آینده، افزایش تقاضای هیجانی در بازار، خرید بیش از نیاز، انبارکردن کالا، هجوم به بازار ارز و طلا و شکلگیری موجی از نااطمینانی. در چنین شرایطی، حتی خبری که اثر مستقیم و فوری ندارد، میتواند از مسیر اثر روانی، به عاملی برای برهمزدن آرامش بازار تبدیل شود.
بنابراین راه مقابله با این جنگ جدید بیش از پیش روشن است. در این چارچوب، پرهیز از خرید مازاد و تصمیمهای شتابزده، از عوامل کاهش التهاب بازار تلقی میشود. خرید بهاندازه نیاز، پرهیز از انبارکردن کالا، خودداری از تصمیمهای عجولانه و کمک به اقشار آسیبپذیر، از جمله رفتارهایی است که میتواند اثرگذاری فشار خارجی را کاهش دهد.
در مقابل، مسئولان نیز وظیفه دارند از تصمیمهایی که به بازار و جامعه شوک وارد میکند، دوری کنند. هر تصمیم اقتصادیِ فاقد پشتوانه، هر خبر مبهم و هر سیاستی که فضای جامعه را ملتهب سازد، میتواند به ابزار مکمل فشار دشمن تبدیل شود.
جنگ شناختی و مسئولیت عمومی
یکی دیگر از مهمترین میدانهای این رویارویی، میدان شناختی و رسانهای است. هر خبر، تحلیل، شایعه و تصویری که در فضای عمومی منتشر میشود، میتواند در شکلدادن به ذهن جامعه نقش ایفا کند.
در چنین شرایطی، بازنشر شتابزده اخبار، تکرار ادعاهای تأییدنشده و انتشار مطالبی که اضطراب یا ناامیدی ایجاد میکند، میتواند ناخواسته در خدمت جنگ روانی قرار گیرد. مقابله با این وضعیت، نیازمند دقت، صبوری و پرهیز از واکنشهای عجولانه است. در هفته های اخیر، خبرهای مربوط به گرانی برق و بنزین، حذف کالابرگ زوار اربعین، حذف ارز ترجیحی دارو و ... در فضای مجازی بسیار پر بازدید شده اند در حالی که بخش عمده آن ها با توضیح و تکذیب روبه رو شده اند.
این موضوعات نشان می دهد نباید جنگ رسانه ای و شناختی دشمن حتی از مسیر پیام رسان های داخلی را کم اهمیت قلمداد کرد. کارشناسان حوزه جنگ شناختی تاکید دارند هرگاه خبر یا ویدئو و یا تحلیلی در فضای مجازی، به صورتی غیرعادی مخاطب را با فشار هیجانی روبه رو کند، نیازمند تحقیق و بررسی از منظر اصالت، صحت و جامعیت است.
فضای مجازی امروز صرفاً محل دریافت خبر نیست؛ هر کاربر بخشی از چرخه انتشار و اثرگذاری بر افکار عمومی است. از همین رو، حفظ امید، پرهیز از توهین، جلوگیری از تشدید اختلافها و بیاعتنایی به شایعات، می تواند نه صرفاً اقدامی برای آرامش روانی فردی بلکه نقطه مقابله با یک عملیات روانی هدفمند علیه افکار عمومی باشد.در مجموع باید توجه داشت بخشی از تحولات کنونی در فضای اقتصادی-اجتماعی با محوریت فضای مجازی می تواند بازتابی از یک عملیات روانی و جنگ شناختی علیه ایرانیان باشد. در چنین وضعی، میدان اصلی تقابل، میدان محاسبههاست. هرچه جامعه در برابر شایعه، التهاب بازار و تصمیمهای شتابزده هوشمندانهتر عمل کند، امکان تبدیل فشار بیرونی به بحران داخلی کاهش مییابد. هدف اصلی نیز تغییر این محاسبه است: فشار، تهدید و عملیات روانی نباید به ابزاری برای تحمیل اراده طرف مقابل تبدیل شود.
مطلب مرتبط
سیاست خصمانه امارات وفرصت ایران
اما در تحولی تازه، امارات به عنوان یکی از کشورهای حاضر در معادله جنگ آمریکا علیه ایران، اعلام کرده است که روابط تجاری و اقتصادی خود با ایران را قطع کرده است. این اعلام از آن جایی اهمیت دارد که امارات یکی از مبادی مهم ورود کالا به کشور بوده است. با این حال، گزارش ها نشان می دهد تا پیش از جنگ، رقم تجارت ایران و امارات حدود ۲۵ میلیارد دلار بود اما فقط ۱۰ درصد این رقم به تجارت مستقیم این دو کشور مربوط میشد. ۹۰ درصد حجم تجارت مربوط به کالاهایی بود که از امارات فقط به عنوان واسطه تجاری برای انتقال آنها استفاده میشد. در این میان، این واسطه های تجاری سود قابل توجهی از این مسیر کسب می کردند. محاسبات نشان می دهد اگر این عوامل فقط ۲ درصد برای نقل و انتقال پول و تسویه این حجم از تجارت دریافت می کردند، در کمترین حالت ۴۵۰ میلیون دلار در سال یعنی حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان برای آنها سودآوری داشت!
همچنین در دو دهه تحریم، امارات به مرکز یک اقتصاد سیاسی واسطهای تبدیل شده که در آن صرافیها، شبکههای تراستی، شرکتهای ثبتشده و بخشی از ذینفعان داخلی از تداوم تجارت غیرمستقیم و دورزدن ساختار رسمی سودهای کلان به دست آوردند.
مرتضی کوهنورد نایب رئیس کمیسیون واردات اتاق ایران گفته است: اگر محدودیتهای تحریمی وجود نداشت بخش بزرگی از مبادلاتی که امروز از طریق امارات و بهویژه دبی انجام میشود، اساسا نیازی به حضور این کشور بهعنوان واسطه نداشت. با این حال، کارشناسان دیگر حتی روایت مشروط بودن نقش آفرینی امارات در فضای تجاری ایران به تحریم ها را نیز به چالش کشیده اند. رئیس اسبق سازمان توسعه تجارت، علیرضا پیمان پاک، با بیان مثال نقض برای چالش حذف امارات از روابط مستقیم تجاری ایران میگوید بانک مرکزی فقط در ۵۰ روز از جنگ ۲ میلیارد دلار از طریق سازوکاری که در شبکه بانکی روسیه و چین ایجاد شده بود منتقل کرد با هزینه کارمزد ۵۰ دلار برای یک میلیارد دلار، درست در زمانی که امارات کل روابط مالی را با ما قطع کرد. مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی محمد امینیرعیا نیز گفته است شبکه تجارتی که در امارات شکل گرفته بود ۱۵ تا ۲۰ درصد برای ما هزینه ارزی ایجاد کرده است.او معتقد است از لحاظ امنیتی هم کاملاً این شبکهای که در امارات وجود دارد و مستقر است، تحت تسلط و تحت سلطه آن کسی است که ما را تحریم کرده است. با این حال منافع برخی شرکتها، مجموعهها و اقتصاد سیاسی شکل داده شده در آن جا تغییر را سخت کرد.
از منظر نظامی نیز برخی کارشناسان معتقدند در صورت همراهی امارات با آمریکا در ایجاد چالش علیه ایران، ضمن این که باید اتکای تجارت خارجی ایران به این کشور کاهش بیشتری را تجربه کند، این کشور باید با پاسخ نظامی قدرتمند ایران نیز روبه رو شود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
پیرمردهای میلیون دلاری!
-
تودهنی ملت عراق به الحلبوسی
-
آیت ا... مروی: رهبر شهید هرگز گرفتار تعصب و نگاههای غیرمنطقی نبودند
-
زورگیری از پسران هوسران در وحشتکده مجردی!
-
بالاتر از ترور شخص
-
پشت پـرده تشویش بنزینی
-
ورود جنگ به میدان محاسبهها
-
گاث، مُدی گذرا یا خیزشی نگران کننده؟
-
نامهربانی با بازنشستگان
-
ساده سازان


