امواج مرگبار در نپال
ترکیب زلزلهای مهیب با سیلی ویرانگر، تخریب سدها، روان شدن سیلابی که مثل یک بتن غلیظ است و موانع را در خود میبلعد، فاجعه بزرگی را در نپال رقم زده که بیسابقه و تلخ استنویسنده: صابر
مترجم:
ساعتهای نخستین بامداد چهارشنبه، سکوت درههای مهآلود رشتهکوه هیمالیا در مرز نپال و منطقه خودمختار تبت با غرش سهمگینی درهمشکست که شبیه به هیچ غرش طبیعی شناختهشدهای نبود؛ ویدئوها، فیلمهای هالیوودی را به ذهن متبادر میکردند و تصاویر ورای هر سیلی بودند که در ذهن داشتیم. در کمتر از 30دقیقه، تراز آب در بستر رودخانههای خروشان «لهنده خولا» و «تریشولی» بالغ بر 9متر جهش کرد و دیواری ستبر از سنگلاخ، واریزههای یخی و جریان غلیظ گلولای به درههای مسکونی سرازیر شد. این طغیان برقآسا، نه یک طغیان فصلی عادی، بلکه مهیبترین فاجعه زیستمحیطی نپال پس از زلزله ویرانگر سال 2015 میلادی بود. بهانه این بازخوانی، ابعاد تکاندهنده گزارشهای رسمی دولت کاتماندو و هشدارهای تازه نهادهای علمی بینالمللی است؛ رویدادی که تا اینجا به کشته شدن 538 انسان، مفقودی بیش از هزار و 500تن دیگر، آوارگی هزاران خانواده و فلج شدن کامل کریدور اقتصادی شمال نپال انجامید و وزیر دارایی این کشور را واداشت تا از نیاز مبرم به چند میلیارد دلار کمک خارجی برای نجات اقتصاد در آستانه فروپاشی کشور سخن بگوید. فراتر از یک سانحه اقلیمی، ماجرا زمانی به معمایی پیچیده بدل شد که دادههای اولیه لرزهنگاری از یک زمینلرزه خبر دادند، اما تحلیلهای ماهوارهای راز هولناکتری را برملا ساختند: بام جهان در حال فروریختن از درون است. اکنون، در شرایطی که امواج واریزهای، پیکر قربانیان را تا کیلومترها درون خاک هندوستان رانده و زائران بینالمللی و کارگران سدسازی را به کام مرگ کشانده است، پرسش بنیادیتری رخ مینماید: آیا رشتهکوههای هیمالیا وارد عصر بازگشتناپذیر ناپایداری مکانیکی شدهاند و سازوکارهای مدیریت بحران سنتی تاب ایستادگی در برابر خشم تازه کوهستان را دارند؟

خطای تکتونیکی یا سقوط کوهستان؟
شکلگیری این تراژدی هولناک با یک خطای تحلیل اولیه در شبکههای لرزهنگاری جهانی همراه بود. در دقایق آغازین حادثه، سنسورهای بینالمللی لرزهنگاری سیگنالی با بزرگای 4.4درجه در مقیاس ریشتر را ثبت کردند که در وهله نخست، گمانهزنیها پیرامون یک زمینلرزه عمیق تکتونیکی را برانگیخت. اهالی کاتماندو و مناطق مرزی تصور میکردند گسلهای فعال هیمالیا دوباره دهان باز کردهاند. با این حال، سازمان زمینشناسی ایالات متحده با بازنگری و فیلترکردن دادههای امواج درونی زمین، حقیقت غافلگیرکنندهای را آشکار ساخت: منشأ ارتعاشات نه یک شکست تکتونیکی در اعماق زمین، بلکه یک «زمینلغزش سهمگین با بزرگای دینامیکی معادل 5.2» در سطح خاک بود. دادههای راداری پایشهای ماهوارهای مرکز بینالمللی توسعه یکپارچه کوهستان فاش کردند که فاجعه از یخچال معلق قله سترگ «لانگتانگ-لیرونگ» در خاک تبت آغاز شده است؛ جایی که میلیونها تن صخره بالادستی همراه با سفرههای منجمد برفی ناگهان از ستون کوه بریده و به دره پرتاب شدند.

انفجار سد رانشی و پدیدهای مثل بتن روان
حتماً تصاویر مربوط به شکستن سد را دیدهاید؛ این سقوط کوهپیکر در کسری از زمان، بستر باریک دره رودخانه «لهنده خولا» را مسدود ساخت و یک «سد رانشی موقت» پدید آورد. حجم عظیمی از سنگریزهها، تختهسنگهای چندده تنی و یخهای فشرده، مانند دیوارهای خاکی، راه گذر آبهای خروشان ناشی از ذوب یخها و بارانهای مونسونی را بستند. پشت این دیواره سست، دریاچهای متلاطم، پرفشار و مرگبار شکل گرفت که هر ثانیه بر حجم و بار هیدرولیکی آن افزوده میشد. دیواره ناهمگن و ناتراشیده سد طبیعی، توان مقاومت در برابر فشار فزاینده آب را نداشت و سرانجام تسلیم شد. با فروپاشی ناگهانی و انفجاری این سد، پدیدهای شکل گرفت که در دانش ژئومورفولوژی به عنوان «جریان واریزهای ناشی از شکست سد لغزشی» شناخته میشود. این توده غلیظ با سرعتی سرسامآور و دانسیتهای شبیه به بتن روان، میلیونها تن آوار رسوبی را به سمت حوضه آبریز «بوته کوشی» و بستر اصلی رودخانه «تریشولی» راند و هر آنچه را در مسیر باریک دره قرار داشت با توانی نابودگر بلعید.
ذوب سیمان طبیعی در بام جهان
ریشههای این فاجعه در گرمایش شتابان جو سیاره نهفته است. دانشمندان علوم کرایوسفر تأکید میکنند که دمای هوا در فلات تبت و ارتفاعات هیمالیا با سرعتی دو برابر میانگین جهانی در حال افزایش است. پیامد مرگبار این گرما، ذوب شدن لایههای منجمد دائمی خاک و صخره موسوم به «پِرمَفراست» است؛ لایههایی که طی هزاران سال مانند یک ملاط و سیمان طبیعی قدرتمند، دیوارههای سنگی و شیبهای تند کوهستان را یکپارچه نگه میداشتند. با ناپدید شدن این ملاط یخی و پسروی یخچالها، سنگهای تیره زیرین در معرض مستقیم تابش خورشید قرار گرفته، گرمای بیشتری جذب کرده و تعادل مکانیکی دامنهها به کلی مختل شده است. بر پایه مطالعات معتبر هیدرولوژی، تعداد دریاچههای یخچالی ناپایدار و مستعد انفجار در این منطقه طی سه دهه اخیر رشدی بالغ بر 525درصد داشته است. ترکیب این شکنندگی ژئوتکنیکی با چرخههای بارشهای سیلآسای موسمی، ماشه فاجعهای را چکاند که اثبات کرد بام جهان وارد مرحله فروپاشی مکانیکی شده است.
مدفون شدن روستاها در لجن
با سرازیر شدن سیلاب به درههای مسکونی، رودخانه تریشولی در عرض چند دقیقه تا 9 متر بالاتر از تراز عادی بالا آمد و صحنههایی هولناک از قدرت تخریب طبیعت را رقم زد. امواج سنگین واریزه، خانههای مسکونی، بازارچههای محلی و کارگاههای عمرانی را زیر خروارها گلولای مدفون کرد. هنوز آمار رسمی جانباختگان مشخص نیست و هزاران نفر هم مفقود هستند. هفت هزار و 451 نیروی امنیتی و امدادی نپال، شامل دو هزار و 391 پرسنل ارتش، در عملیاتی نفسگیر توانستند هزار و545 شهروند گرفتار در محاصره سیلاب و مصدومان بدحال را با بالگردها و طنابهای نجات از مرگ برهانند و به مراکز درمانی کاتماندو منتقل کنند.

تراژدی رودخانههای مرزی
ابعاد فرامرزی و بینالمللی این تراژدی زمانی نمایان شد که کاروانهای آیینی و کارگران مهاجر هدف این امواج سهمگین قرار گرفتند. وزارت امور خارجه هندوستان قطع ارتباط و ناپدید شدن دستکم 285تن از اتباع خود را تأیید کرد. آنها عمدتاً افرادی بودند که در سفری بیستوپنج روزه به سمت قله مقدس «کایلاش مانساروار» در حرکت بودند و در کاروانسراها و اقامتگاههای میانراهی اسکان داشتند. شدت و قدرت جریان آب آنچنان جنونآمیز بود که در روزهای پس از حادثه، پیکر بیجان شماری از قربانیان در بستر رودخانههای استان اوتار پرادش هند، در فاصلهای بالغ بر هفتاد کیلومتر پایینتر از نقطه برخورد اولیه مرزی، توسط ماهیگیران محلی از آب کشیده شد.
فروپاشی شریان انرژی و شاهراههای ترانزیتی
این طغیان آواری، ضربهای فلجکننده بر اقتصاد چهلوپنج میلیارد دلاری نپال وارد کرد. دره تریشولی که کانون تولید انرژی برقآبی کشور به شمار میرود، صحنه درهمکوبیده شدن بیش از دوازده سد و نیروگاه در حال احداث یا بهرهبرداری شد. پروژه عظیم دویست و شانزده مگاواتی «تریشولی یک» متحمل خسارات ساختاری بسیار سنگینی شد و ماشینآلات صنعتی، توربینها و تأسیسات زیربنایی آن به ارزش دهها میلیون دلار از بین رفت. افزون بر این، شاهراه ترانزیتی و راهبردی میان نپال و چین از طریق گذرگاه مرزی راسواگادی به همراه پلهای مواصلاتی بتنی، دکلهای انتقال برق، خطوط فیبر نوری و شبکههای آبرسانی روستایی به کلی منهدم شدند. به اذعان وزیر دارایی نپال، جبران این ویرانیها نیازمند چندین میلیارد دلار اعتبار بینالمللی است؛ رقمی که پرداخت آن از عهده ساختار نحیف مالی این کشور خارج است.

کودکان، قربانیان خاموش فاجعه
در این میان، دردناکترین جلوه این فاجعه بر دوش معصومترین بخش جامعه سنگینی کرد. تخریب کامل 18 مدرسه و آسیبهای سنگین به 20 مرکز آموزشی دیگر در مناطق راسوا، نواکوت و دادیگ، بیش از 10هزار دانشآموز را از آموزش محروم ساخت و کلاسهای درس را به تلی از سنگ و چوب بدل کرد. بحران تا آنجا پیش رفت که وزارت آموزش نپال امتحانات سراسری را به حالت تعلیق درآورد. نجاتیافتگان خردسال اکنون در اردوگاههای موقت نه تنها با کمبود آب آشامیدنی سالم و خطر بیماریهای گوارشی روبهرو هستند، بلکه زیر بار ترومای روانی ناشی از بلعیده شدن اعضای خانواده و همبازیهایشان دستوپنجه نرم میکنند؛ وضعیتی که اعزام فوری تیمهای مداخله روانشناختی را ضروری ساخته است.

خطای تکتونیکی یا سقوط کوهستان؟
شکلگیری این تراژدی هولناک با یک خطای تحلیل اولیه در شبکههای لرزهنگاری جهانی همراه بود. در دقایق آغازین حادثه، سنسورهای بینالمللی لرزهنگاری سیگنالی با بزرگای 4.4درجه در مقیاس ریشتر را ثبت کردند که در وهله نخست، گمانهزنیها پیرامون یک زمینلرزه عمیق تکتونیکی را برانگیخت. اهالی کاتماندو و مناطق مرزی تصور میکردند گسلهای فعال هیمالیا دوباره دهان باز کردهاند. با این حال، سازمان زمینشناسی ایالات متحده با بازنگری و فیلترکردن دادههای امواج درونی زمین، حقیقت غافلگیرکنندهای را آشکار ساخت: منشأ ارتعاشات نه یک شکست تکتونیکی در اعماق زمین، بلکه یک «زمینلغزش سهمگین با بزرگای دینامیکی معادل 5.2» در سطح خاک بود. دادههای راداری پایشهای ماهوارهای مرکز بینالمللی توسعه یکپارچه کوهستان فاش کردند که فاجعه از یخچال معلق قله سترگ «لانگتانگ-لیرونگ» در خاک تبت آغاز شده است؛ جایی که میلیونها تن صخره بالادستی همراه با سفرههای منجمد برفی ناگهان از ستون کوه بریده و به دره پرتاب شدند.

انفجار سد رانشی و پدیدهای مثل بتن روان
حتماً تصاویر مربوط به شکستن سد را دیدهاید؛ این سقوط کوهپیکر در کسری از زمان، بستر باریک دره رودخانه «لهنده خولا» را مسدود ساخت و یک «سد رانشی موقت» پدید آورد. حجم عظیمی از سنگریزهها، تختهسنگهای چندده تنی و یخهای فشرده، مانند دیوارهای خاکی، راه گذر آبهای خروشان ناشی از ذوب یخها و بارانهای مونسونی را بستند. پشت این دیواره سست، دریاچهای متلاطم، پرفشار و مرگبار شکل گرفت که هر ثانیه بر حجم و بار هیدرولیکی آن افزوده میشد. دیواره ناهمگن و ناتراشیده سد طبیعی، توان مقاومت در برابر فشار فزاینده آب را نداشت و سرانجام تسلیم شد. با فروپاشی ناگهانی و انفجاری این سد، پدیدهای شکل گرفت که در دانش ژئومورفولوژی به عنوان «جریان واریزهای ناشی از شکست سد لغزشی» شناخته میشود. این توده غلیظ با سرعتی سرسامآور و دانسیتهای شبیه به بتن روان، میلیونها تن آوار رسوبی را به سمت حوضه آبریز «بوته کوشی» و بستر اصلی رودخانه «تریشولی» راند و هر آنچه را در مسیر باریک دره قرار داشت با توانی نابودگر بلعید.
ذوب سیمان طبیعی در بام جهان
ریشههای این فاجعه در گرمایش شتابان جو سیاره نهفته است. دانشمندان علوم کرایوسفر تأکید میکنند که دمای هوا در فلات تبت و ارتفاعات هیمالیا با سرعتی دو برابر میانگین جهانی در حال افزایش است. پیامد مرگبار این گرما، ذوب شدن لایههای منجمد دائمی خاک و صخره موسوم به «پِرمَفراست» است؛ لایههایی که طی هزاران سال مانند یک ملاط و سیمان طبیعی قدرتمند، دیوارههای سنگی و شیبهای تند کوهستان را یکپارچه نگه میداشتند. با ناپدید شدن این ملاط یخی و پسروی یخچالها، سنگهای تیره زیرین در معرض مستقیم تابش خورشید قرار گرفته، گرمای بیشتری جذب کرده و تعادل مکانیکی دامنهها به کلی مختل شده است. بر پایه مطالعات معتبر هیدرولوژی، تعداد دریاچههای یخچالی ناپایدار و مستعد انفجار در این منطقه طی سه دهه اخیر رشدی بالغ بر 525درصد داشته است. ترکیب این شکنندگی ژئوتکنیکی با چرخههای بارشهای سیلآسای موسمی، ماشه فاجعهای را چکاند که اثبات کرد بام جهان وارد مرحله فروپاشی مکانیکی شده است.
مدفون شدن روستاها در لجن
با سرازیر شدن سیلاب به درههای مسکونی، رودخانه تریشولی در عرض چند دقیقه تا 9 متر بالاتر از تراز عادی بالا آمد و صحنههایی هولناک از قدرت تخریب طبیعت را رقم زد. امواج سنگین واریزه، خانههای مسکونی، بازارچههای محلی و کارگاههای عمرانی را زیر خروارها گلولای مدفون کرد. هنوز آمار رسمی جانباختگان مشخص نیست و هزاران نفر هم مفقود هستند. هفت هزار و 451 نیروی امنیتی و امدادی نپال، شامل دو هزار و 391 پرسنل ارتش، در عملیاتی نفسگیر توانستند هزار و545 شهروند گرفتار در محاصره سیلاب و مصدومان بدحال را با بالگردها و طنابهای نجات از مرگ برهانند و به مراکز درمانی کاتماندو منتقل کنند.

تراژدی رودخانههای مرزی
ابعاد فرامرزی و بینالمللی این تراژدی زمانی نمایان شد که کاروانهای آیینی و کارگران مهاجر هدف این امواج سهمگین قرار گرفتند. وزارت امور خارجه هندوستان قطع ارتباط و ناپدید شدن دستکم 285تن از اتباع خود را تأیید کرد. آنها عمدتاً افرادی بودند که در سفری بیستوپنج روزه به سمت قله مقدس «کایلاش مانساروار» در حرکت بودند و در کاروانسراها و اقامتگاههای میانراهی اسکان داشتند. شدت و قدرت جریان آب آنچنان جنونآمیز بود که در روزهای پس از حادثه، پیکر بیجان شماری از قربانیان در بستر رودخانههای استان اوتار پرادش هند، در فاصلهای بالغ بر هفتاد کیلومتر پایینتر از نقطه برخورد اولیه مرزی، توسط ماهیگیران محلی از آب کشیده شد.
فروپاشی شریان انرژی و شاهراههای ترانزیتی
این طغیان آواری، ضربهای فلجکننده بر اقتصاد چهلوپنج میلیارد دلاری نپال وارد کرد. دره تریشولی که کانون تولید انرژی برقآبی کشور به شمار میرود، صحنه درهمکوبیده شدن بیش از دوازده سد و نیروگاه در حال احداث یا بهرهبرداری شد. پروژه عظیم دویست و شانزده مگاواتی «تریشولی یک» متحمل خسارات ساختاری بسیار سنگینی شد و ماشینآلات صنعتی، توربینها و تأسیسات زیربنایی آن به ارزش دهها میلیون دلار از بین رفت. افزون بر این، شاهراه ترانزیتی و راهبردی میان نپال و چین از طریق گذرگاه مرزی راسواگادی به همراه پلهای مواصلاتی بتنی، دکلهای انتقال برق، خطوط فیبر نوری و شبکههای آبرسانی روستایی به کلی منهدم شدند. به اذعان وزیر دارایی نپال، جبران این ویرانیها نیازمند چندین میلیارد دلار اعتبار بینالمللی است؛ رقمی که پرداخت آن از عهده ساختار نحیف مالی این کشور خارج است.

کودکان، قربانیان خاموش فاجعه
در این میان، دردناکترین جلوه این فاجعه بر دوش معصومترین بخش جامعه سنگینی کرد. تخریب کامل 18 مدرسه و آسیبهای سنگین به 20 مرکز آموزشی دیگر در مناطق راسوا، نواکوت و دادیگ، بیش از 10هزار دانشآموز را از آموزش محروم ساخت و کلاسهای درس را به تلی از سنگ و چوب بدل کرد. بحران تا آنجا پیش رفت که وزارت آموزش نپال امتحانات سراسری را به حالت تعلیق درآورد. نجاتیافتگان خردسال اکنون در اردوگاههای موقت نه تنها با کمبود آب آشامیدنی سالم و خطر بیماریهای گوارشی روبهرو هستند، بلکه زیر بار ترومای روانی ناشی از بلعیده شدن اعضای خانواده و همبازیهایشان دستوپنجه نرم میکنند؛ وضعیتی که اعزام فوری تیمهای مداخله روانشناختی را ضروری ساخته است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


