نا شنیده ها از دوتار خراسان

در نخستین بخش از سلسله‌گزارش‌های دوتارنوازان خراسان ، با عارف جلایری، دوتارنواز خراسانی، درباره تاریخچه و روایت‌های کمتر شنیده شده از دوتار خراسان گفت‌وگو کرده‌ایم

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:


از سال ها پیش تا امروز در روزنامه خراسان از دوتار و موسیقی مقامی خراسان، بسیار نوشته‌ شده و شما به عنوان مخاطب این روزنامه مطالب زیادی خوانده‌اید؛ سازی که علاوه بر صدایی شنیدنی، روایت‌ها و خرده فرهنگ ها را از دل تاریخ و فرهنگ خراسان بزرگ به عصری که در آن زندگی می‌کنیم، آورده است  و تاثیر فراوانی در ماندگاری فرهنگ، لهجه  وآداب و رسوم خراسان بزرگ داشته است.به همین دلیل دوتار را نمی‌شود فقط یک ساز به شمار آورد؛ برای خراسانی‌ها، این ساز روایتگر شادی، سوگ، عشق، رنج، کوچ و حتی مرزداری‌هایشان است. هر مقام و هر قطعه، روایتی شنیدنی دارد؛ قصه‌ها، قطعه‌ها و روایت‌هایی که از بسیاری از آن‌ها بی‌خبریم. مثلا  تعداد زیادی از ما نمی‌دانیم دوتار از کدام سرزمین و چگونه به خراسان سفر کرده است.به همین دلیل قصد داریم از این شماره به بعد در روزنامه خراسان، در کنار دوتارنوازان بنام خراسانی، در قالب گزارش‌هایی سلسله‌وار به واکاوی ناشناخته‌های دوتار خراسان بپردازیم؛ از سرگذشت این ساز و مسیر سفرش به خراسان تا مقام‌ها، قصه‌ها و روایت‌هایی که نسل به نسل با دوتار زنده مانده‌اند.عارف جلایری، دوتارنواز خراسانی، در نخستین بخش از این سلسله مطالب درباره سرگذشت دوتار ، روایت‌ها و قصه‌هایش برایمان می‌گوید.

اگر بخواهیم دوتار را نه فقط به عنوان یک ساز، بلکه به عنوان بخشی از زندگی مردم خراسان بشناسیم، باید از کجا شروع کنیم؟
دوتار و به طور کلی موسیقی مقامی خراسان را نمی‌توان در یک تاریخ و سال مشخص خلاصه کرد و گفت برای شناختش باید به سراغ کدام سرزمین و قرن و سال رفت. این ساز چندصد سال دست‌به‌دست میان خراسانی‌ها چرخیده و هرچقدر درباره آن و ساختمانش کاوش کنیم، باز نکات زیادی برای شناختن وجود دارد. بیشتر روایت ها درباره دوتار سینه به سینه نقل شده است. از داستان به وجود آمدنش بگیرید تا این که از کجا آمده و چرا دو سیم دارد و .... 
طبق روایت هایی که به آن اشاره کردید،  دو سیم دوتار نشانه چیست؟ چرا این ساز تنها دوسیم دارد؟ 
این دو سیم را می‌توان نماد آدم و حوا، زمین و آسمان، خدا و انسان، خیر و شر  و... بدانیم. درباره ساختمان خود ساز هم داستان های مختلفی وجود دارد. این که چرا کاسه این ساز را از درخت توت ساخته اند هم قصه هایی شنیدنی دارد که در آینده در همین صفحه برای مخاطبان، داستانش را تعریف می کنم.این ساز آن قدر برای نوازندگانش به ویژه بخشی های خراسان  از جایگاه بالایی  برخوردار بوده و هست که معتقدند برای نواختن این ساز نمی‌توان تنها به آموختن سلفژ و نت‎خوانی اکتفا کرد  و بعد آن را نواخت. باید رویدادهای زندگی را با ذهن و دل درک کرد و بعد مقامی مرتبط با آن رویداد را نواخت؛ مثلا من به عنوان یک دوتارنواز تا سرمای استخوان سوز زمستان را درک نکرده باشم، پای نواختن یک مقام که داستانی درباره زمستان باشد، نمی نشینم؛ چون این ساز به شدت به حس و حال لحظه ای نوازنده ارتباط دارد. گاهی یک نوازنده، بداهه نوازی های خود را در میانه های یک اثر ثبت شده قدیمی می آورد . نوازندگان دوتار می‌توانند در همان لحظه و با توجه به حالشان، فضاسازی موسیقی را تغییر دهند.
چرا دوتار خراسان و شمال کشور در مناطق مختلف، شکل و صدای متفاوتی دارد؟
ببینید ما شبیه این ساز را در چین(البته با نام دیگری ) می‌بینیم و در ایران هم در مازندران، ترکمن‌صحرا و شمال و جنوب خراسان حضور دارد؛ اما با توجه به جغرافیا، فرهنگ و آب‌وهوای هر منطقه، صدا و شکل ساز تغییر می‌کند. اگر کاسه دوتار در برخی مناطق بزرگ‌تر می‌شود و صدای حجیم‌تری تولید می‌کند، یکی از دلایلش این است که نوازنده در منطقه‌ای بیابانی زندگی می‌کند و برای نواختن در فضای وسیع به حجم صدای بیشتری نیاز دارد. این حتی با گویش و لهجه آن قوم هم ارتباط پیدا می‌کند و لهجه هر منطقه می‌تواند روی پرده‌بندی های این ساز تأثیر بگذارد.
​​​​​​​
از سفر  بخشی ها و تبلیغ دوتار در مناطق مختلف گفتید؛ بخشی‌ها چطور باعث شدند دوتار در مناطق مختلف ماندگار شود؟
امرار معاش بخشی‌ها بیشتر از طریق حضور در محافل عروسی بود. گاهی از خراسان به دیگر مناطق کشور می‌رفتند و ماه‌ها در یک شهر یا روستا می‌ماندند. همین رفت‌وآمدها باعث معرفی دوتار در نقاط مختلف می‌شد. مردم آن منطقه ساز را یاد می‌گرفتند و بعد با فرهنگ بومی خودشان مقام‌ها و موسیقی‌هایی ابداع می‌کردند. به همین دلیل دوتار را می‌توان ابزاری مهم در زنده نگه داشتن بسیاری از خرده‌فرهنگ‌ها دانست؛ روایت‌هایی که به شعر درمی‌آمدند، با دوتار خوانده می‌شدند و ماندگار می‌شدند.
و در نهایت، خودتان دوتار را چگونه تعریف می‌کنید؟
من به عنوان فعال حوزه موسیقی مقامی، معتقدم که دوتار، زبانی مؤثر برای روایت احساس، اندیشه، فرهنگ و تاریخ من نوازنده  است. تلاشم این است که این موسیقی فراموش نشود و تولیداتی انجام بدهم که عمر و ماندگاری این ساز را بیشتر کند. امیدوارم تلاشم در این مسیر موثر باشد.
10 صفحه اول