مدل گذار از وحدت انتزاعی
نویسنده: سیدصادق غفوریان
مترجم:
جهان اسلام امروز در یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود به سر میبرد؛ دورانی که در آن فرسایش توانمندیهای منطقهای و تعمیق شکافها میان دولتها و ملتهای مسلمان، بیش از آنکه حاصل تعارضات اصیل درونتمدنی باشد، محصول مستقیم مداخله، قطبیسازی و خطوط گسل طراحیشده از سوی قدرتهای هژمونیک غربی و در رأس آنها ائتلاف آمریکایی- صهیونی است. راهبرد تبدیل تنوع مذهبی، قومی و سیاسی به تضاد هویتی و سوق دادن منطقه به سوی تنازع، عملاً بخشی از جهان اسلام را از ایفای نقشی تمدنی و موازنهساز بازداشته است.
به نظر می رسد ادبیات تاریخی پیرامون وحدت که شاید بیشتر به راهبردی مناسبتی شباهت داشته و دارد، در این پیچ تاریخی لازم است از خود یک ساحت و کارآمدی عینی متبلور سازد. همانطور که رهبرحکیم انقلاب، روز گذشته در پیام خود اشاره کردند؛ وحدت اسلامی یک تاکتیک مقطعی نیست، بلکه «سنگبنای اصلی برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی» و سنگری برای دفاع از عزت و موجودیت جهان اسلام دربرابر کفر جهانی است.
یک طرح نو
با این نگاه، مواجهه موثر با این آسیب ساختاری، نیازمند یک طرح نو است که می توان آن را بر این گزاره استوار ساخت؛ «گذار از وحدت انتزاعی به معماری امنیت و توسعه و همافزایی درونزای اسلامی بر پایه پیوندهای عینی و منافع مشترک.» این بازتعریف نوین را میتوان در قالب دیپلماسی تمدنی چندلایه در سه محور عملیاتی صورت بندی کرد:
1- باورمندی و آگاهی از منافع اتحاد اسلامی: بی شک، باور قلبی به اصل وحدت اسلامی و البته آگاهی از مواهب آن، در میان تمامی دولت ها و ملل اسلامی، گام نخست در این صورتبندی است؛ به زبان و کلام ساده تا یکایک دولت های اسلامی، وحدت را همچون یک موهبت نپندارند، در آن قدم نخواهند زد.
2- ادراک واقعبینانه از ماهیت تهدید بیرونی: تکیه بر ائتلافهای بیرونی نهتنها متضمن ثبات بلندمدت برای هیچیک از پایتختهای اسلامی نبوده، بلکه در مسیر راهبرد کلان قدرتهای مداخلهگر، به تعمیق وابستگی و مهار همهجانبه ظرفیتهای راهبردی آنان دامن زده است؛ واقعیتی که در پیام روز گذشته رهبری در خطاب به حکام منطقه مورد تأکید قرار گرفته که خصومت استکبار و رژیم صهیونیستی متوجه تمامیت امت اسلامی حتی شرکای منطقهای آنهاست و علاج آن در شناخت دشمن واقعی و بازگشت به همگرایی درونمنطقهای نهفته است.
3- تجمیع زنجیرههای ارزش و درهمتنیدگی اقتصادی: وحدت پایدار تنها با اشتراک مواضع سیاسی شکل نمیگیرد، بلکه نیازمند ریشهدوانی در اقتصاد، فناوری و زیرساخت است. طراحی پیمانهای سرمایهگذاری مشترک، شبکههای تبادل انرژی و کریدورهای ترانزیتی، هزینه هرگونه تفرقهافکنی خارجی را بهشدت افزایش داده و بستری ملموس برای تعاون ملل و امت اسلامی در عرصه تولید ثروت و پیشرفت را فراهم میآورد.
4- بازنگری در فهم ادبیات قرآنی «رحماء بینهم» و نفی تنازع: حق چنین است که صورتبندی چهارم را از بخش مهم پیام رهبری الهام بگیریم که در سطح عمومی و داخلی جوامع، هر کنش یا سخنی که به شکافهای مذهبی یا اجتماعی دامن بزند، دانسته یا ندانسته مقصود دشمنان را محقق میسازد. بر این مبنا، مدیریت عقلانی تفاوتها و تبدیل نقاط افتراق به اشتراک در کمال صلح و صفا، شرط اساسی پایداری جوامع اسلامی است.
در جست و جوی افق تمدنی
با تاثر و آه باید گفت که شرایط امروز جهان اسلام، دقیقا محصول و معلول فقدان اصل اتحاد اسلامی و فهم لازم از اثر مداخلات آمریکایی- صهیونی در منطقه است.بی شک، تحقق افق تمدنی جهان اسلام و غلبه بر چالشهای پیچیده معاصر، در گرو عبور از بازیهای حاصلجمعصفر تحمیلشده از بیرون و حرکت به سوی خلق زمینههای عملی مشترک در امنیت، اقتصاد و سیاست است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


