کماکان در صدر
در چهارمین سالروز درگذشت حمیدرضا صدر، کسیکه سهم بزرگی در شناخت جامعه از لایههای اجتماعی و تاریخی فوتبال داشت؛ سراغ پیوند این ورزش با علوم انسانی، بهخصوص جامعه شناسی رفتیمنویسنده: سید مصطفی صابری | روزنامهنگار
مترجم:
فوتبال برای بسیاری از ما تا دهه 80 ورزشی جذاب بود که در برد و باخت تیمها خلاصه میشد؛ چندان فرقی نمیکرد که دو تیم ملی یا باشگاهی با چه زمینه تاریخی، فرهنگی و حتی سیاسی مقابل هم قرار گرفتهاند؛ بازی با سوت داور شروع میشد و با سوت او تمام بود؛ اما حمیدرضا صدر از دهه 80 با ورودش بهعنوان کارشناس به برنامههای فوتبالی، رنگ تازهای به ماجرا داد؛ حالا فوتبال برای ما چیزی فراتر از یک ورزش بود؛ میدانستیم که دعواهای سیاسی، چالشهای فرهنگی و قومیتی، اختلافات مرزی و ... در حساسیت یک بازی چه تاثیری دارد؛ فهمیدیم فوتبال چقدر به زندگی واقعی نزدیک است؛ چطور میتواند از زندگی مردم تاثیر بگیرد و روی آن اثر بگذارد؛ او بهخاطر آنکه اهل سینما بود میتوانست برای هر بازی زاویه دید جالبی پیدا کند و مخاطب را به دنیایی فراتر از تاکتیکهای فوتبالی، آفساید و... ببرد؛ در سالروز درگذشتش سراغ اهمیتی که پیوند فوتبال با دنیای علوم انسانی بهخصوص جامعهشناسی دارد، رفتیم.

منتقدی که کارشناس و نویسنده بود
صدر در خانوادهای سرشناس بهدنیا آمد؛ در داخل و خارج از کشور درس خواند، ارشد شهرسازی و دکترای برنامهریزی شهری، آنهم در چند دهه قبل توانست هرکسی را به سمت مشاغلی که ثبات کاری و مالی دارند اما درگیر روزمرگیها هستند سوق دهد؛ اما ذهن خلاق و روح کنجکاو صدر از حرکت نایستاد؛ با معروفترین وبسایتهای فوتبالی دنیا همکاری داشت؛ از اواخر دهه 70 چند کتاب معروف در حوزه تاریخ و جامعهشناسی فوتبال ایران و جهان نوشت. احاطه شگفتانگیز او بهتاریخ فوتبال، کشف و بیان لایههای خاص این ورزش که فراتر از وجوه ورزش قهرمانی است، قلم روان و دوستداشتنی، توانمندی در زمینه رمان، خلق موقعیت داستانی، جستارنویسی و تکنگاری از او یک فوتبالینویس متبحر که نگاهش خاص است؛ منتقد سینما با عمق لازم و نویسندهای ساخت که در چند ژانر مختلف آثاری موفق و پرخواننده نوشت. بهطور مثال «سیصد و بیست وپنج» روایتی است از 325 روز نخست وزیری حسنعلی منصور، «روزی روزگاری فوتبال» تاریخ و جامعهشناسی فوتبال جهان است. «درآمدی بر تاریخ سینمای سیاسی ایران» نگاهی به وجوه سیاسی، انتقادی و اعتراضی سینما دارد و بالاخره آخرین اثرش «از قیطریه تا اورنج کانتی» روایتی است از روزهای مواجهه و مبارزه با بیماری که در پایان توسط دختر دکتر صدر به پایان رسیده است.

آیا میتوان آثار صدر را جامعهشناسی فوتبال دانست؟
وقتی رویکرد و آثار صدر را بررسی میکنیم و آن را بهعنوان رویکردی اجتماعی به فوتبال اطلاق میکنیم با این سوال مواجه میشویم که آیا این نگاه خاص از جنس جامعهشناسی بود یا نه؟ برای پاسخ به این سوال باید یادآور شویم که دکتر صدر در کتابهایی مثل «روزی روزگاری فوتبال» و «پسری روی سکوها» و... فوتبال را نه صرفاً بهعنوان یک ورزش، بلکه بهعنوان آیینهای از جامعه، سیاست، طبقات اجتماعی، نژاد، جنسیت و سبک زندگی بررسی میکند. او به تأثیر فوتبال بر هویت جمعی، خاطره ملی و حتی مناسبات قدرت میپردازد. اما از منظر روششناسی علمی دانش جامعهشناسی، آثار صدر بیشتر در قالب نثر روایی، خاطرهنگاری و تحلیل فرهنگی هستند تا پژوهشهای آکادمیک با چارچوبهای نظری، فرضیهسازی، یا روشهای کمی و کیفی. او از دادههای آماری یا مدلهای تحلیلی جامعهشناسی استفاده نمیکرد، بلکه با قلمی ادبی و تجربهمحور، به تفسیر پدیدهها می پرداخت. او به فوتبال نگاهی عاشقانه، گاهی شاعرانه و بیشتر اوقات اجتماعی و تاریخی داشت و به تجربه ما از تماشای این ورزش عمق داد؛ اما جنس کارش بهطور مشخص جامعهشناسی نبود و به فرهنگنگاری فوتبالی نزدیک شد چراکه ابزارهای رسمی علم جامعهشناسی را در توصیف و تبیین پدیده فوتبال بهکار نمی گرفت. برای همین نگاه او به فوتبال زیبا و عمیق، اما بدون روششناسی بود که بتوان برمبنای آن کارش را ادامه داد.

فوتبال؛ آیینهای برای علوم انسانی
فوتبال همانقدر که در زمین بازی تعریف میشود، در دل جامعه و میان مردمان شکل میگیرد. اینکه چرا ملتها، اقوام یا حتی خانوادهها به گونههای مختلف به این ورزش نگاه میکنند، تنها با تحلیل فنی و آماری قابل درک نیست؛ این جا پای علوم انسانی، بهویژه جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی به میان میآید. جامعهشناسی با زیر ذرهبین بردن روابط جمعی، جایگاه گروهها، نقش هویت ملی و نمادها، میتواند توضیح دهد که مثلاً چرا فوتبال در برخی کشورها به موضوعی حیثیتی و در برخی دیگر به ابزاری برای سرگرمی تبدیل میشود؛ به کمک جامعهشناسی میتوانیم بفهمیم که فوتبال چطور میتواند پیوندهای اجتماعی را تقویت یا گاه شکافها را عمیقتر کند. روانشناسی اجتماعی هم با تمرکز بر رفتار جمعی، هیجانات گروهی و پیامدهایش روی رفتار فرد، به ما نشان میدهد که چگونه شادی یک گل یا غم یک باخت، به تجربهای جمعی تبدیل میشود. ما میتوانیم از دل روایتها و تجربه جمعی فوتبال، به شناخت عمیقتری از نقش تعلق، رقابت، امید و حتی واگرایی در رفتار انسانها برسیم؛ همان چیزی که حمیدرضا صدر با نگاه عاشقانه و نثر رواییاش به آن عمق بیشتری داد و میان فوتبال، جامعه و انسانها پلی ساخت که هنوز هم قابل تأمل و تحلیل است.

فوتبال درباره زندگی و زمانه ما چه میگوید؟
فوتبال صرفاً یک بازی نیست؛ آینه تمامنمای زندگی و زمانه ما، میدان تجلی رؤیاها، تضادها و هویت جمعی است. در زمین ناهموار محلات یا ورزشگاههای پرهیاهو، کودکان طبقه کارگر با هر ضربه به توپ، رؤیای عبور از سدهای طبقاتی و تجربه موفقیت را زندگی میکنند. فوتبالیست شدن، برای بسیاری، میانبری است از محدودیتهای ساختاری به امید نردبان ترقی؛ جایی که استعداد، عزم و فرصت میتواند راه صدساله را یک شبه طی کند. در کنار این، فوتبال صحنه بازتاب شادی و اندوه جمعی است؛ جایی که پیروزی یا شکست تیم ملی، فراتر از ورزش، آسیبی یا التیامی بر پیکره هویت ملی مینشیند. در عین حال، سکوهای ورزشگاه و حواشیاش، فضایی برای بروز خشونت، اعتراض و گاهاً بیان نارضایتیهای انباشتهشده جامعهاند؛ از هولیگانیسم تا گفتوگوهای ساده خیابانی. فوتبال همچنین بستری است برای پیوند اقتصاد رسمی و غیررسمی، شکلدهی به رسانهها و ساخت داستانهای جمعی. به بیان دیگر، فوتبال کتابی باز است از ساختارهای اجتماعی، آرزوهای فردی و تجربههای مشترک؛ جایی که میتوان امید، رقابت، تبعیض و همبستگی را به وضوح دید و تحلیل کرد و این، راز جذابیت بیپایانش است.

10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


