نوبت مسئولان
ولایتی در راستای حفظ انسجام ملی،تغییر برخی رویکردهای اجتماعی مبتنی بر «رضایت مردم» را خواستار شده است. این تغییر رویکردها در چه مصادیقی می تواند باشد؟نویسنده: صادق غفوریان
مترجم:
این که در برابر حماسه همبستگی، یکصدایی و اتحاد مردم در طول جنگ 12 روزه، مسئولان چه وظایف و تکالیفی دارند، از جمله موضوعاتی است که در دو هفته گذشته محور داغ بسیاری از اظهارنظرها، تریبون ها و گفت وگوهای اجتماعی و سیاسی بوده است. سرجمع و شاید چکیده تمامی این دیدگاهها یک اتفاق نظر جمعی است مبنی بر این که «حالا نوبت مسئولان است» که این همراهی، همدلی و همگرایی مردم در دفاع از میهن، کشور و سربازان وطنشان علیه رژیم متجاوز صهیونی را به بهترین نحو ممکن پاسخ دهند. بی شک این پاسخ نه از باب پرداخت مزد بلکه از جهت حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی مدنظر است که از این رو، یک تکلیف عقلانی برای حکمران تلقی می شود.

در یکی از این اظهارنظرها مبنی بر ضرورت پاسخ مسئولان به حماسه همبستگی مردم در نبرد 12 روزه، دکتر علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب، روز گذشته در صفحه شخصی اش پیشنهاد مهمی را مطرح کرد و نوشت: «حفظ انسجام ملی مورد تاکید مقام معظم رهبری میتواند شامل تغییر برخی رویکردهای اجتماعی حاکمیت و محور قراردادن رضایت مردم شود، به گونه ای که برای آن ها ملموس باشد. مردم خود را اثبات کردند و اکنون نوبت مسئولین است. شیوههای منقضی شده دیگر پاسخگوی جامعه پس از جنگ نخواهد بود.»
اما اگر جزئی تر به «پیشنهاد» ولایتی نظر بیفکنیم، از چند منظر قابل تامل است:
1-ضرورت حفظ انسجام؛ ولایتی، این اصل را ذیل مطالبه رهبری انقلاب ذکر کرده که ایشان در سخنرانی 25 تیر تاکید کردند: «همه با جهتگیریهای سیاسی گوناگون، با جهتگیریهای سیاسی گاهی متقابل، با وزن مذهبیِ کاملاً متفاوت، در کنار هم ایستادند و این وحدت بزرگ را، این اتحاد عظیم ملّی را به وجود آوردند... این را حفظ کنید، این را نگه دارند».
2-تغییر در رویکردهای اجتماعی
3-محور قرار دادن رضایت مردم
4-تغییر در رویکردها ملموس باشد.
5-شیوه های منقضی شده دیگر پاسخگو نیست.
بی شک، این مطالبه از سوی یک چهره سیاسی کهنه کار از جبهه اصولگرایی که بیش از 40 سال را در سطوح بالای سیاستگذاری و اجرایی کشور گذرانده، از این رو می تواند قابل تامل باشد که احتمالا او زیر و بم وقایع گوناگون را تجربه کرده و اینک به چنین دریافتی رسیده است.
نکته مهم در رویکرد ولایتی مبتنی بر پیشنهاد «تغییر رویکرد»، یک اصل پیشینی است که بخشی از رویکردهای اجتماعی مجرب در نظام تصمیم گیری کشور، تاکنون نه تنها نقش مثبت و موثر ایفا نکرده بلکه در مقاطعی سبب ساز چالش نیز شده است.
حال این که در همین فرایند، به چه مصادیقی درضرورت تغییر رویکردهای اجتماعی می توان اشاره کرد، ما 7 موضوع را مورد تامل قرار دادیم:1- تدبیر اساسی در مسئله معیشت و رفع تنگناهای اقتصادی
شاید عموم جامعه نیز به این باور رسیده اند، وضعیت اقتصادی در کشور ما اساسا از مقولاتی نیست که بتوان به یکباره آن را متحول ساخت. در دو دهه اخیر نیز روسای جمهور متعدد با شعار بهبود اقتصاد پای در میدان نهادند اما به توفیقات چندانی دست نیافتند. ولی مردم، این انتظار و مطالبه را از حکمران دارند که اگر کلیت اقتصاد ترمیم نمی شود، آیا بازار اقلام ضروری را هم نمی توان از بلبشو، ناثباتی و تکانه های فراوان دور ساخت؟
واضح است که ناثباتی های اقتصادی به ویژه در اقلام ضروری، دست مردم را از حداقل برنامه ریزی ها در امور و زندگی هایشان کوتاه کرده است.
2-برخورد قاطعانه با مفسدان اقتصادی و آقازاده ها
اگر ادعا کنیم، کشور در 4 دهه اخیر ضربات سهمگینی از فساد اقتصادی و گاهی نیز از ناحیه آقازاده ها متحمل شده، حرف گزافی نیست. شاید تعداد فساد در آقازاده ها آن قدر هم که در بوق و کرنا می شود، نباشد؛ اما فضایی که این نوع فساد پدید می آورد، خود از مهم ترین عوامل نابودی سرمایه اجتماعی است.
3-تجدید نظر در مسئله فیلترینگ
به گواه بسیاری از کارشناسان و تعداد قابل توجهی از مسئولان، سیاست فیلترینگ تا امروز به هیچ یک از اهداف خود نائل نشده است.
سود چند ده هزار میلیاردی مافیا از فیلترشکن ها، آلوده سازی و نفوذپذیری بیشتر شبکه سایبری کشور از طریق وی پی ان ها، افزایش ترافیک و کاهش کیفیت و سرعت اینترنت، نارضایتی عمومی و... بخشی از دستاوردهای سیاست فیلترینگ است که همچنان بر آن اصرار وجود دارد.
4-باورمندی بیشتر به جوانان و وقت چرخش نخبگان در مسئولیت ها
در تمامی سال های انقلاب، همواره شعار جوانگرایی بیش از عمل به آن مورد توجه قرار گرفته است. امروز اگر از ضرورت جامعه جوان سخن گفته می شود، ذهن جوان، حضور جوان در تصمیم گیری ها هم الزامی است. بپذیریم که شرایط جهان و زیست امروز، بر مدار اطلاعات و یافته های جدید در حرکت است.
5-صدا و سیما با ذائقه ها مهربان تر باشد
یک نقد همواره در ادوار مختلف صداوسیما وارد بوده که این رسانه با وجود این که قرار است، رسانه ملی باشد، اما چندان فراگیر نبوده است. در سال های اخیر به نظر این آسیب افزون شده و امروز به دلیل افت کیفیت محصولات، جایگاه گذشته خود را حتی نزد مخاطبان عادی و غیرسیاسی خود ندارد. آیا این رویه، آنان را به سمت سایر رسانه ها که محور را جذابیت و فراگیری قرار داده اند، سوق نداده است؟
6-با نشاط اجتماعی غریبه نباشیم
اساسا عقل و شرع، وجود نشاط و شادابی را برای انسان می پسندد و به آن توصیه نیز می کند. حال آیا وقتی شرایط زیست و زندگی در بخش هایی همچون اقتصاد و معیشت دچار نارسایی است، نمی توان بخش های دیگر همچون فراهم آوری «نشاط اجتماعی» را تقویت کرد؟ آیا نشاط اجتماعی و تشویق نهادهای رسمی به تولید نشاط، در پیچ وخم تحریم گرفتار مانده است؟
7-آسیب های اجتماعی و فرهنگی را انتظامی نکنیم
وقتی گفته می شود، آسیب های اجتماعی و فرهنگی، شاید ذهن اغلب ما انحصارا به مسئله «حجاب و عفاف» معطوف شود، اما اگر حوزه آسیب های فرهنگی و اجتماعی را دایره وسیع تری درنظر بگیریم، با اندکی تامل و بررسی در پیمایش ها و پژوهش هایی که درباره آن شده است، درمی یابیم که هیچ گاه، متخصصان راه مقابله با آن را (غیر از موارد ساختارشکن) از مسیرهای انتظامی و سلبی توصیه نکرده اند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


