مسافران کره زمین!

روحانی باز هم به جای پاسخگویی گفت: باید با ۱+۴ مذاکره کنیم. اصغرزاده نیز گفت: اولویت کشور جلوگیری از جنگ است که در گرو مذاکره مستقیم با آمریکاست

نویسنده: کامیار

مترجم:

​​​​​​​در عرصه سیاسی ایران، آن‌چه بیش از مسئولیت‌پذیری متداول است، میل به روایت‌سازی پسینی است؛ روایت‌هایی که کمتر در پی تبیین حقیقت‌اند و بیشتر کارکرد تطهیر چهره دارند. سخنان اخیر حسن روحانی در جمع مشاوران خود نه یک تحلیل تاریخی بلکه تلاشی برای بازتعریف گذشته از منظر خود و شانه خالی‌کردن از بار پاسخگویی است.ادعای «آمادگی توافق در بهار ۱۴۰۰» با تعبیر «نگذاشتند»، تلاشی است برای مصادره روایت مذاکرات به نفع شخص خود. روحانی می گوید:«اگر در سال ۱۴۰۰ یک عده‌ای مانع نمی‌شدند، و ما در دوره بایدن به برجام برمی‌گشتیم، که همه چیز هم آماده بود، همه توافقات هم شده بود، امروز نه تنها چیزی به نام اسنپ‌بک نداشتیم بلکه در این مدت حدود ۵۰۰ میلیارد هم ضرر نمی‌کردیم. چرا عده ای مانع شدند در سال ۱۴۰۰؟...هنوز هم فرصت هست که با سه کشور اروپایی یا با ۱+۴ مذاکره کنیم، تا موضوع اسنپ‌بک از دستور شورای امنیت خارج شود... آن‌ها که کل برجام را بد می‌دانستند، ساکت باشند...» روحانی اما همچنان در پی آن است که تصویری «قهرمان‌محور» از خود خلق کند؛ مصلحی که گویا اگر بود، همه مشکلات حل می‌شد. این تصویرسازی خودبنیاد، همواره با رازآلودگی، ابهام‌گویی و تقلیل مسئله به «تقصیر دیگران است» همراه بوده است. فراموش نمی‌کنیم که بخش مهمی از گره‌های سیاست خارجی در سال‌های پایانی دولت وی، محصول همین ذهنیت و ناکارآمدی در مدیریت تعارض‌های قدرت بود. همین ذهنیت و شناخت مذاکره به عنوان هدف و نه به عنوان ابزاری در جهت تامین منافع ملی موجب مسلح شدن دشمنان به ماشه یا همان اسنپ بکی شده  که امروز بعد از ۱۰ سال بلای جان منافع کشورمان شده است. همزمان ابراهیم اصغرزاده فعال سیاسی اصلاح طلب نوشت: «دیپلماسی ما گُنگ خواب‌زده است. روسیه و چین در بزنگاه تجاوز اسرائیل فقط نظاره‌گر بودند. اولویت کشور جلوگیری از جنگ است که در گرو مذاکره مستقیم با آمریکاست و ما هنوز در تله «نگاه به شرق» گرفتاریم. اصرار بر«محور شرق» یعنی ادامه تحریم، فرسایش اقتصاد و میدان‌داری الیگارشی تحریم‌خوار». اصغرزاده احتمالا انتظار داشته‌ که روسیه و چین به جای ما بجنگند و درنظر نگرفته‌ که مقداری از نگاه ایران به شرق، ناشی از عملکرد غرب است. واقعیت این است که این روزها عده‌ای به گونه‌ای از مذاکره به عنوان راهکار و تجویز نام می‌برند و آن را راه حل مسائل کشور می‌دانند که انگار تازه به عنوان مسافر از کره دیگری پای در زمین گذاشته‌اند! صرف نظر از این‌که آیا مذاکره با آمریکا، چالش‌های کشور را برطرف می‌کند یا خیر و یا این مقدار اظهار اشتیاق برای مذاکره به نفع منافع ملی است یا نه، این جماعت گویی یادشان رفته که درست از میانه مذاکره با آمریکا و در حالی‌که ایران با حسن نیت وارد فرایند مذاکرات شده بود، آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمله‌ور شدند. عجیب‌تر اما این‌که بر اساس اسناد قطعی، این دو رژیم شرور هدف اصلی حمله را تجزیه ایران درنظر گرفته بودند. ممکن است ایران بر اساس منافع ملی در وقت خود وارد مذاکرات جدیدی با آمریکایی‌ها شود، اما آنانی که خود را عقل کل و مصلح سیاسی و اجتماعی فرض می‌کنند، اگر منافع و حیثیت ملی سرشان نمی‌شود، کمی هم برای فهم و شعور مخاطبان و مردم احترام قائل شوند.
10 صفحه اول